دکتر مهدی کریمی تفرشی
روزنامه آسیا-آنجا که راههای دریا بسته میشوند، مسیرهای قدرت از دل اراده ملی سر برمیآورند. این نه پایان جریان اقتصاد، که آغاز بازتعریف آن در تراز استقلال است. در هنگامهای که امواج خلیج فارس، نه فقط آب که نشانههای اراده و اقتدار یک ملت را در خود حمل میکنند، محاصره دریایی چیزی فراتر از یک اقدام نظامی است؛ تلاشی است برای درهم شکستن پیوند میان اقتصاد و حاکمیت، میان معیشت مردم و استقلال سیاسی. این همان نقطهای است که تاریخ، بارها صحنه رویارویی ارادهها بوده است: جایی که قدرتهای بیرونی کوشیدهاند با بستن مسیرها، آینده را نیز مسدود کنند.
اما واقعیت آن است که اقتصاد، اگر در تار و پود یک ملت تنیده شده باشد، با انسداد مسیرهای رسمی از حرکت بازنمیایستد و راههای تازه میآفریند. آنگاه که فشار به اوج میرسد، شبکههای پنهان و آشکار، مسیرهای جایگزین و ابتکارهای بومی، به میدان میآیند و نشان میدهند که اقتدار اقتصادی علاوه بر بنادر و اسکلهها، در عمق توان ملی و در اراده جمعی نیز ریشه دارد. محاصره، در چنین بستری، بهجای آنکه پایان باشد، به آغازی دیگر بدل میشود؛ آغازی برای بازآرایی مناسبات، برای تقویت درونزایی و برای رهایی از وابستگیهای شکننده.
در این میان، آنچه بیش از هر چیز به چالش کشیده میشود، نظم تحمیلی قدرت در نظام جهانی است. محاصره، زبان خامِ سیاستی است که تابِ حضور یک بازیگر مستقل را ندارد و پاسخ به آن، اگر با تدبیر و استقامت همراه شود، میتواند به بازتعریف جایگاه همان بازیگر در معادلات قدرت بینجامد. زیرا در جهان امروز، آنکه بتواند فشار را مدیریت کند، قواعد بازی را نیز بازنویسی خواهد کرد.
اینجاست که پیوند میان مردم و حاکمیت معنایی تازه مییابد. هرگاه این پیوند استوارتر باشد، هزینه فشار برای بیرون فزونی میگیرد و کارایی آن کاهش مییابد. اقتصادی که بر اعتماد عمومی و مشارکت اجتماعی تکیه دارد، حتی در تنگنا، قابلیت بازتولید خود را حفظ میکند و اجازه نمیدهد اراده ملی به گروگان گرفته شود. محاصره دریایی، اگرچه در ظاهر، بستن درهای تجارت است، اما در باطن، آزمونی است برای سنجش عمق استقلال. و ایران، با تکیه بر تجربههای انباشته و ظرفیتهای نهفته، میتواند این تهدید را به میدانی برای تثبیت اقتدار خود بدل سازد؛ اقتداری که از توان گشودن مسیرهای نو زاده میشود./آسیانیوز
دیدگاه خود را بنویسید