دکتر مهدی کریمی تفرشی

روزنامه آسیا-از مزرعه تا قفسه فروشگاه، داستان اقتصاد واقعی روایت می‌شود. داستانی که در آن پرسش اصلی این نیست که چه میزان تولید کرده‌ایم، بلکه این است که چه میزان «ارزش» خلق کرده‌ایم. سال‌هاست اقتصاد ایران، به‌ویژه در حوزه منابع طبیعی و کشاورزی، با پدیده خام‌فروشی مواجه بوده است، پدیده‌ای که در ظاهر ساده و کم‌هزینه به نظر می‌رسد، اما در واقع به معنای واگذاری بخش عمده‌ای از سود و فرصت‌های اشتغال به حلقه‌های بعدی زنجیره است.

در بخش کشاورزی نیز همین الگو بارها تکرار شده است: محصولی که با صرف منابع آب، زمین، سرمایه و تلاش کشاورز تولید می‌شود، بدون فرآوری عمیق و بدون هویت تجاری مشخص وارد بازار می‌شود و با کمترین حاشیه سود به فروش می‌رسد. در حالی که همان محصول، اگر در قالب یک فرآیند صنعتی علمی و هدفمند قرار گیرد، می‌تواند چندین برابر ارزش اقتصادی ایجاد کند. 

ارزش افزوده مفهومی انتزاعی یا صرفا حسابداری نیست، فاصله میان قیمت ماده خام و قیمت کالای نهایی است که مصرف‌کننده با آگاهی و رضایت برای آن پرداخت می‌کند. این فاصله نتیجه دانش فنی، فناوری، مدیریت کیفیت، طراحی محصول، بسته‌بندی، بازاریابی و شبکه توزیع است. صنعت غذا دقیقا در همین نقطه نقش‌آفرینی می‌کند و محصول کشاورزی را از یک کالای فصلی، آسیب‌پذیر و وابسته به شرایط بازار روز، به دارایی اقتصادی پایدار، ماندگار و قابل برنامه‌ریزی تبدیل می‌کند. 

کشوری که تنها تولیدکننده ماده اولیه باشد، در معرض نوسانات شدید قیمت جهانی و رقابت فرسایشی قرار می‌گیرد؛ اما کشوری که همان ماده اولیه را به محصولی فرآوری‌شده با برند معتبر و کیفیت تضمین‌شده تبدیل کند، سهم بیشتری از سود و بازار را در اختیار خواهد داشت و قدرت چانه‌زنی اقتصادی بالاتری پیدا می‌کند. خلق ارزش افزوده تنها به عملیات فنی در کارخانه محدود نمی‌شود، بلکه حاصل یک زنجیره منسجم از تصمیم‌های علمی، مدیریتی و راهبردی است. 

فرآوری استاندارد به معنای کنترل دقیق کیفیت، رعایت الزامات بهداشتی، استفاده از فناوری‌های روز برای افزایش ماندگاری و کاهش ضایعات و تطبیق محصول با نیازهای متغیر بازار است. طراحی بسته‌بندی جذاب و کارآمد، نه‌تنها به افزایش فروش کمک می‌کند، بلکه پیام کیفیت و اعتماد را به مصرف‌کننده منتقل می‌سازد. شبکه توزیع هوشمند نیز تضمین می‌کند که محصول در زمان مناسب، با کمترین هزینه و با حفظ کیفیت به دست مشتری برسد. هرچه این حلقه‌ها هماهنگ‌تر و حرفه‌ای‌تر عمل کنند، سهم بیشتری از ارزش در داخل کشور باقی می‌ماند.

نگاه بلندمدت به این زنجیره، علاوه بر افزایش سودآوری بنگاه‌ها، به تثبیت درآمد کشاورزان نیز کمک می‌کند، زیرا تقاضای پایدار برای مواد اولیه باکیفیت ایجاد می‌شود و رابطه‌ای ساختاری میان تولیدکننده و صنعت شکل می‌گیرد. افزون بر این، تکمیل زنجیره ارزش، زمینه‌ساز توسعه صادرات غیرنفتی است. بازارهای منطقه‌ای و جهانی به دنبال محصولات نهایی با استانداردهای مشخص، بسته‌بندی حرفه‌ای و برند قابل اعتماد هستند، نه مواد خام بدون هویت.

اقتصادی هوشمند، محصول را تا آخرین مرحله ممکن ارتقا می‌دهد، آن را با فناوری و دانش تلفیق می‌کند و سپس به بازار عرضه می‌کند. رها کردن محصول در نیمه راه، به معنای واگذاری فرصت اشتغال، فناوری و سود به دیگران است. اگر هدف ما رشد پایدار، افزایش تاب‌آوری اقتصادی و تقویت جایگاه ایران در تجارت منطقه‌ای باشد، باید پاسخ پرسش «ارزش افزوده کجا خلق می‌شود» را جدی بگیریم و سرمایه‌گذاری و سیاست‌گذاری را دقیقا بر همان نقطه متمرکز کنیم./آسیانیوز