مسعود خوشابى

١. از آن‌جایی‌که اصحاب سرزمين‌هاى مستقر در حوزۀ خلیج فارس حتى «قانون اساسى» ندارند، در برشمردن آن‌ها به‌عنوان يك كشور جاى بحث و تردید وجود دارد، با این‌همه در این‌که همچون امارات متحده عربى صرفا با دو تريليون دلار و قطر و عربستان با يك تريليون دلار ذخيره ارزى، از جمله كشورهاى به‌غايت ثروتمند جهان محسوب مى‌شوند، شکی نیست. اما همانطور كه ج.ا.ا. در توهمات ايدئولوژيك‌اش دست و پا مى‌زند، به‌نظر می‌رسد جناب دكتر هم در توهمات «مدرن» برشمردن كشورهاى عربى غرق شده است .اصحاب سرزمين‌هایى كه فرسخ‌ها از «مدرنيسم» دور افتاده‌اند و در گرداب عقب‌افتادگى ذهنى لاعلاجى گرفتار آمده‌اند .

2. «پايان خطابه و آغاز قرارداد» زمانى معنى دارد كه ترامپ‌ها و ناتانياهوها دست از لُغُزگویى‌ها، خط‌ونشان كشيدن‌ها و تهديدهاى آن‌چنانى‌شان بردارند و لااقل به قول‌ها و پيمان‌هاى مكتوبشان ـ نه براى هميشه كه تاريخا ثابت شده است در قاموسشان نيست، بلكه چند صباحى پاى‌بند بمانند .

٣. «پسانفتى» كه مقصود، رویکرد عرب‌هاست، چيزى نيست جز پذيرفتن نوكرى، سرسپردگى و عبوديت اصحاب قدرت‌هاى جهانى و نفى و پای‌گذاشتن بر استقلال و هويت و شخصيت مردم ايران .

شاهد اين بردگىِ ملبّس به لباس‌هاى فاخر با پارچه ثمينِ زربافت، خريدهاى نجومى اسلحه از آمريكا، سرمايه‌گذارى‌هاى كلان در بازار بورس و صنايع آمريكا و سازش‌هاى حقارت‌بار با نوچۀ تا دندان مسلح آمريكا در منطقه توسط همين به‌اصطلاح كشورهاى نوظهور در منطقه هستيم.

٤. همان‌طور كه از ظواهر، شواهد، مدارك و مدارج تحصيلى و حرفه‌اى يك انسان نمى‌توان درمورد ماهيت آن به قضاوت نشست، از ظاهر و كثرت نمودهاى پُرجلوۀ ترقى هم نمى‌توان به شناخت آن دست يافت. به قول سعدى: تن آدمى شريف است به جانِ آدميت / نه همين لباس زيباست نشان آدميت 

٥. مصداق اين‌كه «انقلاب‌ها پير شده‌اند و ايدئولوژى‌ها سوخته‌اند» رفتار چند اصحابِ سرزمين و مكنتِ بى اصل و نسب و بى‌فرهنگِ تازه سر از تخم درآوردۀ حوزۀ خليج فارس نيست .جريانات نظرى و عملى ريشه‌دار بسيارى در اروپاى متمدن موج مى‌زنند كه ساختارهاى نظام این اصحاب‌ را به‌طور جدى و پيگيرانه مورد نقد و حمله قرار مى‌دهند و درخواست‌هاى ساختارشكنانه در دستور كارشان قرار دارد.

٦ . اكنون اندك‌شمارى با «توافق» با جهان و بالاخص «توافق با آمريكا» مخالف‌اند .مخالفت از آن‌جاست كه طرف مقابل توافقى را مطالبه مى‌كند كه موجب سلب اختيار طرف مقابل مى‌شود. او نوكرِ گوش به فرمان مى‌خواهد مثل ژاپن يا دست به نقدتر همچون اسرائيل .

٧. توسعۀ «متوازن ملى» كه اصحاب سرزمين‌هاى حوزۀ خليج فارس فاقد آن هستند و پيوستن به جهان، كاملا صحيح، اما با شرط‌ها و شروط‌ها و قطعا بدون هرگونه سلب اختيار و گوش به فرمانى.

٨. و در پايان اگر فرزندان‌مان در آينده به خاطر عدمِ شراكتِ ما در روال درخواستى، «به بهاى فروش استقلال كشورمان» ما را مورد عتاب و خطاب و سرزنش قرار دادند، چه باك! جاى تأمل و تدبّر دارد كه چرا در تربيت آن‌ها تا اين حد كوتاهى كرده‌ايم؟!

كارى به ماهيت و برنامه‌ها، استراتژى‌ها و تاكتيك‌هاى ج.ا.ا. نداريم، ولى در هر رابطه‌اى اصل بر استقلال طرفين است. رابطه نبايد بر اساس سلطۀ يكى بر ديگرى تعريف شود، اين مهم‌ترين اصل نبايد تحت هيچ شرايطى در سايه قرار گيرد يا بدتر، ناديده گرفته شود و يا از همه بدتر، لگدكوب شود./آسیانیوز