دکتر مهدی کریمی تفرشی

روزنامه آسیا-بهای بسیاری از کالاها، پیش از آنکه کیفیتشان سنجیده شود، از اعتبار نام کشوری تأثیر می‌پذیرد که بر روی آن نقش بسته است. قفسه‌های یک فروشگاه بزرگ را تصور کنید. ده‌ها محصول با کارکردی مشابه در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. هر کدام با قیمتی متفاوت.

 بسیاری از خریداران، پیش از آنکه مشخصات فنی یا جزئیات محصول را بررسی کنند، نگاهشان به نام کشوری می‌افتد که روی بسته‌بندی نوشته شده است. در همان چند ثانیه، ذهن مخاطب تصویری از کیفیت، دوام، فناوری یا اعتبار آن کالا می‌سازد و تصمیم خرید، تا حد زیادی بر پایه همین تصویر شکل می‌گیرد.

اقتصاد امروز جهان، فراتر از پایه تولید رقابت می‌کند. اعتبار، اعتماد و تصویری که از یک کشور در ذهن مصرف‌کنندگان، سرمایه‌گذاران و شرکای تجاری شکل می‌گیرد، به بخشی از دارایی اقتصادی آن کشور تبدیل شده است. اقتصاددانان از این دارایی با عنوان «برند ملی» یاد می‌کنند. سرمایه‌ای که در ترازنامه‌های مالی دیده نمی‌شود، اما گاهی ارزشی فراتر از بسیاری از منابع طبیعی و سرمایه‌های فیزیکی دارد.

نگاهی به تجربه اقتصادهای موفق، اهمیت این موضوع را به‌خوبی نشان می‌دهد. آلمان طی دهه‌ها، نام خود را با کیفیت صنعتی و مهندسی دقیق پیوند زد. ژاپن اعتبار جهانی خود را بر پایه نوآوری، نظم و فناوری بنا کرد. کره جنوبی با سرمایه‌گذاری مستمر در صنعت، آموزش، فناوری و فرهنگ، تصویری تازه از توان اقتصادی خود در جهان ساخت. ایتالیا نیز هنر، طراحی و صنایع خلاق را به بخشی از هویت اقتصادی خود تبدیل کرد. امروز نام این کشورها، بخشی از ارزش کالاهایی است که در بازارهای جهانی عرضه می‌شوند.

این جایگاه، در مدت کوتاهی به دست نیامده است. سرمایه‌گذاری مستمر بر کیفیت، حمایت از تولید رقابت‌پذیر، حضور فعال در بازارهای بین‌المللی، دیپلماسی اقتصادی، ثبات در سیاست‌گذاری و اعتمادسازی، مجموعه عواملی هستند که به مرور زمان اعتبار یک کشور را شکل داده‌اند. هر موفقیت اقتصادی، آجر دیگری بر بنای این اعتبار افزوده و هر محصول باکیفیت، پیام‌آور توانمندی آن کشور در بازارهای جهانی بوده است.

ایران نیز از ظرفیت‌هایی برخوردار است که هر کدام می‌توانند بخشی از برند ملی کشور را تقویت کنند. تمدنی چند هزار ساله، فرهنگ غنی، موقعیت ممتاز جغرافیایی، منابع انسانی توانمند، صنایع غذایی شناخته‌شده، فرش دستباف، زعفران، پسته، محصولات دانش‌بنیان، توان پزشکی، هنر و صنایع خلاق، مجموعه‌ای از مزیت‌هایی هستند که بسیاری از کشورها از آن بی‌بهره‌اند. هر یک از این ظرفیت‌ها، قابلیت آن را دارد که در کنار کیفیت و برنامه‌ریزی، به سفیری برای اقتصاد ایران در بازارهای جهانی تبدیل شود.

سال‌های اخیر نیز نشانه‌های امیدوارکننده‌ای از این مسیر را آشکار کرده است. حضور شرکت‌های دانش‌بنیان در بازارهای بین‌المللی، رشد صادرات برخی محصولات با ارزش افزوده بالا، توسعه فناوری در صنایع مختلف و گسترش همکاری‌های اقتصادی با کشورهای منطقه، نشان می‌دهد اقتصاد ایران از مرحله اتکای صرف به مزیت‌های سنتی عبور کرده و به تدریج بر توان علمی و فناوری خود نیز تکیه می‌کند. این تحول، افق تازه‌ای را برای تقویت برند ملی ایران ترسیم کرده است.

برند ملی زمانی به یک سرمایه اقتصادی تبدیل می‌شود که میان کیفیت، اعتماد و استمرار پیوند برقرار شود. بازارهای جهانی، حافظه‌ای بلندمدت دارند. هر محصولی که رضایت مشتری را جلب می‌کند، اعتبار تولیدکننده و کشور مبدأ را افزایش می‌دهد و هر تجربه موفق، راه را برای حضور محصولات دیگر همان کشور هموارتر می‌سازد. از این رو، برند ملی نتیجه سال‌ها تلاش در عرصه تولید، نوآوری، مدیریت و تعامل اقتصادی است.

صادرات، نخستین حوزه‌ای است که از این سرمایه تأثیر می‌پذیرد. اعتبار یک کشور، هزینه ورود کالا به بازارهای جدید را کاهش می‌دهد، اعتماد خریداران را افزایش می‌دهد و قدرت رقابت را بالا می‌برد. بسیاری از شرکت‌های بزرگ جهان، بخشی از موفقیت خود را مدیون اعتباری هستند که نام کشورشان در ذهن مصرف‌کنندگان ایجاد کرده است. این اعتبار، مسیر مذاکره، بازاریابی و توسعه بازار را نیز هموارتر می‌کند.

سرمایه‌گذاری نیز رابطه‌ای مستقیم با تصویر یک کشور دارد. سرمایه‌گذار پیش از هر تصمیم، ثبات، کیفیت زیرساخت‌ها، توان نیروی انسانی، ظرفیت فناوری و چشم‌انداز آینده اقتصاد را ارزیابی می‌کند. هر اندازه این تصویر شفاف‌تر و قابل اعتمادتر باشد، انگیزه برای همکاری‌های اقتصادی نیز افزایش می‌یابد. این‌جاست که برند ملی به یکی از عوامل اثرگذار در رقابت کشورها برای جذب سرمایه تبدیل می‌شود.

گردشگری نیز از همین قاعده پیروی می‌کند. هر گردشگری که با تجربه‌ای مطلوب از ایران بازمی‌گردد، در عمل روایتگر بخشی از برند ملی کشور خواهد بود. آثار تاریخی، میراث فرهنگی، تنوع اقلیمی، هنر، مهمان‌نوازی و ظرفیت‌های درمانی ایران، هر کدام بخشی از تصویری را می‌سازند که می‌تواند در ذهن میلیون‌ها نفر در سراسر جهان ماندگار شود. این تصویر، در کنار منافع فرهنگی، آثار اقتصادی قابل توجهی نیز به همراه دارد.

صنایع غذایی ایران نیز ظرفیت کم‌نظیری برای تقویت این سرمایه در اختیار دارند. زعفران، پسته، خرما، خشکبار، فرآورده‌های کشاورزی و بسیاری از محصولات غذایی ایرانی، سال‌هاست در بازارهای جهانی شناخته شده‌اند. هر گام در مسیر ارتقای کیفیت، بسته‌بندی، استانداردهای بین‌المللی و بازاریابی حرفه‌ای، ارزش این محصولات را افزایش می‌دهد و هم‌زمان اعتبار نام ایران را نیز تقویت می‌کند.

دستیابی به چنین جایگاهی، همکاری دولت، بخش خصوصی، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و تولیدکنندگان را می‌طلبد. سیاست‌گذاری پایدار، حمایت از نوآوری، توجه به استانداردهای جهانی، توسعه دیپلماسی اقتصادی و روایت درست از توانمندی‌های ایران، اجزای یک مسیر مشترک هستند. هر کدام از این بخش‌ها، سهمی در ساختن تصویری دارند که آینده اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

اقتصاد جهانی با شتاب در حال تغییر است و رقابت کشورها هر روز ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کند. اعتبار ملی به اندازه سرمایه مالی اهمیت یافته است. ایران با برخورداری از پیشینه تمدنی، نیروی انسانی متخصص، توان علمی رو به رشد، صنایع متنوع و موقعیت ممتاز جغرافیایی، پایه‌های لازم برای تقویت این سرمایه را در اختیار دارد. استمرار مسیر پیشرفت، ارتقای کیفیت تولید، گسترش فناوری و حضور فعال‌تر در بازارهای بین‌المللی، می‌تواند برند ملی ایران را به یکی از مزیت‌های راهبردی اقتصاد کشور تبدیل کند.

برند ملی، سرمایه پنهان اقتصاد ایران است. ارزش این سرمایه با هر محصول باکیفیت، هر دستاورد علمی، هر موفقیت صادراتی و هر روایت درست از توانمندی‌های این سرزمین افزایش می‌یابد. آینده اقتصاد ایران می‌تواند بر پایه همین سرمایه، حضوری پررنگ‌تر و اثرگذارتر در بازارهای جهانی تجربه کند و سهم شایسته‌تری از تجارت و سرمایه‌گذاری بین‌المللی به دست آورد.

دکتر مهدی کریمی تفرشی، پژوهشگر دیپلماسی اقتصادی

آسیانیوز