دکتر مهدی کریمی تفرشی
روزنامه آسیا-وقتی پول ملی دیگر ارزشی برای خرید یک تکه نان یا بطری آب نداشت، زندگی میلیونها ونزوئلایی به کابوسی تبدیل شد که هر روز تکرار میشد. هر صبح مردم با امیدی کمرنگ به بازار میرفتند و عصر همان روز میدیدند پولشان مثل برف در آفتاب ذوب شده است. تجربه بولیوار ونزوئلا یکی از سختترین و طولانیترین بحرانهای تورمی در تاریخ معاصر بود که ریشه در سیاست، اقتصاد و ساختار اجتماعی داشت و زندگی روزمره را به چالش کشید.
پس از دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ که ونزوئلا بهدلیل منابع عظیم نفتی یکی از ثروتمندترین کشورهای آمریکای لاتین بود، اوضاع اقتصادی از اوایل دهه ۲۰۱۰ دگرگون شد. وابستگی شدید به درآمدهای نفتی و کاهش قیمت جهانی نفت باعث شد دولت بخش زیادی از درآمد خود را از دست بدهد. ذخایر ارزی رو به تهی شدن گذاشت و سیاستگذاران برای جبران کسری بودجه به چاپ پول بیرویه روی آوردند.
درحالیکه تولید داخلی کالاها کاهش یافته بود و اقتصاد نتوانست از درآمدهای نفتی متنوعسازی کند، افزایش نقدینگی در بازار، بدون پشتیبانی واقعی، باعث شد قیمتها بهسرعت شروع به صعود کنند. این افزایش آغازگر دورهای شد که در نهایت به ابرتورم چندصد درصدی و سپس چندصدمیلیون درصدی تبدیل شد؛ بحرانی که زندگی مردم را به صورت عمیقی تغییر داد.
وابستگی به نفت و سیاستهای پرریسک
اقتصاد ونزوئلا در طول دههها بهشدت به نفت وابسته بود. بهگونهای که بخش اعظم درآمد صادراتی از این منبع تأمین میشد. وقتی قیمت نفت در بازار جهانی سقوط کرد، دولت برای پوشش هزینههای عملیاتی و بودجه عمومی مجبور شد از ذخایر ارزی استفاده کند و سپس به چاپ پول روی آورد تا کسری بودجه را پر کند.
این الگوی اقتصادی شکننده، به همراه سیاستهای مالی نامنظم، باعث شد که نقدینگی بهسرعت افزایش یابد؛ بدون اینکه تولید کالا و خدمات رشد قابل توجهی داشته باشد. در شرایطی که تقاضا برای کالاها بالا میرفت و عرضه واقعی نتوانست پاسخ دهد، فشار افزایش قیمتها تشدید شد و سیر تورم بهسرعت شتاب گرفت.
وقتی قیمتها قانون خودشان را نوشتند
تورم ونزوئلا در ابتدا صدها درصد بود؛ اما خیلی زود از کنترل خارج شد. قیمت اجناس اساسی مانند نان، برنج، دارو و سوخت در بازههای زمانی بسیار کوتاه چند برابر میشدند. در بازارهای رسمی، شرکتها و فروشندگان برای حفظ سود خود مجبور بودند قیمتها را هر روز یا حتی چند بار در روز تغییر دهند. زیرا ارزش بولیوار همچنان در حال سقوط بود. این وضعیت باعث شد بسیاری از مردم پساندازهای خود را در اولین فرصت خرج کنند؛ چون میدانستند که ارزش پولشان هر لحظه کمتر میشود.
زندگی روزمره در سایه ابرتورم
برای خانوادههای ونزوئلایی، زندگی روزمره به یک چرخه ناامنی و بیثباتی اقتصادی تبدیل شد. دستمزدها حتی نمیتوانستند ارزش خرید همان روز را حفظ کنند و بسیاری از مردم مجبور میشدند برای خرید غذا، دارو یا سایر اقلام ضروری ساعتها در صفهای طولانی منتظر بمانند.
این وضعیت نهتنها فشار اقتصادی، بلکه فشار روانی زیادی بر شهروندان وارد کرد. خانوادهها برای تهیه مواد غذایی به صرف بودجه بیشتری نیاز داشتند و گاه ناچار بودند از جایگزینهای ارزانتر و کمکیفیتتر استفاده کنند. بسیاری از والدین ترجیح میدادند بخشی از نیازهای خود را فدای آینده تحصیلی یا درمانی فرزندان کنند؛ چون هیچ تضمینی برای تداوم منابع مالی وجود نداشت.
مثلا قیمت یک قطعه نان یا یک بطری شیر میتوانست در عرض چند هفته چند صد یا چند هزار برابر شود، بدون اینکه سطح دستمزدها به همان میزان افزایش یافته باشد. این اختلاف فاحش باعث شد بسیاری از مردم توان خرید کالاهای اساسی را از دست دهند و به تهیه کالاها از طریق بازارهای سیاه یا مبادله مستقیم روی آورند.
پول بیارزش و تسلیم در برابر ارزهای دیگر
وقتی بولیوار دیگر نمیتوانست یک پول قابل اعتماد باشد، مردم و کسبوکارها به دنبال گزینههای جایگزین رفتند. دلار آمریکا یکی از این گزینهها بود که رفتهرفته در معاملات غیررسمی نقش پول را بهدست گرفت. فروشندگان قیمتها را نه با بولیوار، بلکه با ارزهای پایدارتر تعیین میکردند تا از نوسانات بیپایان پول ملی دور بمانند.
در بسیاری از بخشها، حتی معاملات بهصورت مبادله کالا به کالا انجام میشد؛ چرا که اعتماد به بولیوار فروپاشیده بود و پول دیگر نمیتوانست ارزش واقعی را حفظ کند. این تغییر رفتار اقتصادی نشان میداد که در نبود پول قابل اعتماد، مردم به بهترین راهکارهای ممکن برای حفظ ارزش داراییهای خود متوسل میشوند.
پیچیدگی سیاسی در بطن بحران اقتصادی
ابرتورم در ونزوئلا صرفا یک معضل اقتصادی نبود؛ این بحران عمیقا با سیاستهای داخلی و ساختارهای قدرت در ارتباط بود. دولت برای مدیریت اقتصادی به ابزارهایی متوسل شد که در کوتاهمدت ممکن بود فشارهای بودجهای را کاهش دهد، اما در بلندمدت باعث شد اعتماد عمومی به سیاستهای اقتصادی و مؤسسات پولی کاهش یابد.
اعتماد به بانک مرکزی، که باید نقش ثباتدهنده پول را ایفا کند، بهتدریج تضعیف شد و مردم بهجای تکیه بر پول ملی، به ارزهای خارجی، کالاهای قابلذخیره یا حتی طلا و دلار دیجیتال پناه بردند. این بیاعتماد باعث شد مشکلات اقتصادی بهصورت ساختاری عمیقتر شوند و درمان آنها بیش از پیش دشوار شود.
زخمهایی که طولانی میماند
وقتی ابرتورم تا حدی مهار شد و ارزهای خارجی به بخش رسمی اقتصاد وارد شدند، زندگی مردم همچنان با تبعات عمیق بحران روبهرو بود. بسیاری از خانوادهها پساندازهای طولانیمدت خود را از دست داده بودند و برخلاف گذشته دیگر توان برنامهریزی بلندمدت مالی نداشتند.
چند سال پس از اوج بحران، بخش بزرگی از جمعیت به دنبال فرصتهای بهتر در خارج از کشور بودند. موج مهاجرت گستردهای شکل گرفت که باعث شد بسیاری از شهروندان و نیروهای فعال اقتصادی، آموزشی و تخصصی از کشور خارج شوند. این خروج نیروی انسانی نیز اثرات منفی بلندمدتی بر اقتصاد و جامعه به جا گذاشت.
بازگشت به ثبات اقتصادی نهتنها نیازمند اصلاحات پولی بود، بلکه نیازمند بازسازی اعتماد عمومی، تقویت تولید داخلی و تنوع بخشی به منابع درآمدی بود تا اقتصاد بتواند در برابر شوکهای مشابه در آینده مقاوم بماند.
بازتاب فروپاشی پول در بافت اجتماعی
فروپاشی ارزش پول در ونزوئلا باعث شد سبک زندگی، فرهنگ مصرف، الگوهای پسانداز و رفتار اقتصادی تغییرات بنیادینی را تجربه کنند. بسیاری از خانوادهها بهجای پسانداز بر حسب پول ملی، به داراییهای قابلاعتمادتر تکیه کردند و حتی پس از فروکش کردن موج ابرتورم، اثرات این تغییر رفتار تا سالها در جامعه پابرجا ماند.
دکتر مهدی کریمی تفرشی، پژوهشگر دیپلماسی اقتصادی
آسیانیوز
دیدگاه خود را بنویسید