روزنامه آسیا- محمدجواد رنجکش، چندی پیش آقای عراقچی وزیر امور خارجه کشورمان که به مناسبت برگزاری مسابقات جودو جام کشورهای اکو در مشهد حضور داشتند، عنوان نمودند: «مبحث جدیدی در وزارت خارجه به نام «دیپلماسی استانی» آغاز شده است و بنا داریم همه استان‌هایی که مرز مشترک با کشورهای همسایه دارند، با استان‌های همجوار در آن سوی مرز تعاملات و رفت و آمدهای دیپلماتیک برقرار کنند» 

ایشان افزودند که در این چارچوب استان‌های مرزی، مسایل مرزی و مشکلات مربوط به قاچاق، گذرگاه‌های مرزی و تردد کالا و مسافر را خودشان حل و فصل می‌کنند. این رویکرد هم باری از دوش تهران بر خواهد داشت و هم شکوفایی را برای استان‌ها به ارمغان خواهد آورد و قرار است پس از ماه مبارک رمضان با حضور سفرا و سرکنسول‌های ایران در کشورهای اطراف مانند ترکمنستان و افغانستان، سمینار منطقه‌ای وزارت امور خارجه در مشهد برگزار شود.

بنده با مدرک دکتری روابط بین‌الملل و دو دهه تدریس و پژوهش دروس رشته مربوطه و به‌ویژه درس«فن دیپلماسی و آداب کنسولی» در دانشگاه که به مبحث دیپلماسی علاقه وافر دارم، لازم دیدم چند نکته را ذیل فرمایشات وزیر محترم امور خارجه مطرح کنم:

۱. گرچه بایستی از این ایده و حرکت از تمرکزگرایی به تفویض اختیارات به حکومت‌های محلی(Local Government) در کشور استقبال نموده و ناکامی و ضعف دولت مرکزی در حل مشکلات کشوری نیز آن را ثابت نموده است، لیک، آن‌چنان هم که آقای وزیر اشاره داشته‌اند، این ایده بدیع و نو نیست. حداقل به مدت شصت سال از طرح اصطلاح «دیپلماسی شهری» یا به تعبیری (City Diplomacy) در ادبیات روابط بین‌الملل گذشته و آثار متعددی در قالب کتاب و مقالات در این زمینه توسط اندیشمندان داخلی و خارجی به طبع رسیده است که بنده حقیر خود، کتاب و مقالاتی در این زمینه نیز داشته‌ام. در واقع جان‌مایه دیپلماسی استانی که آقای وزیر، تخم دوزرده وزارت فخیمه خارجه اعلام کرده‌اند، چیزی جز همان دیپلماسی شهری نیست. به‌نظرم ایشان که خود کتابی با عنوان«دیپلماسی آب» به رشته تحریر درآورده‌اند، با این ادبیات نباید بیگانه باشند.

۲. سال‌هاست نهادهای شهری و به‌طور غالب شهرداری‌های پاره‌ای از شهرهای کلان کشور همچون تهران، اصفهان، مشهد و تبریز صحبت از دیپلماسی شهری می‌کنند و طرح‌های پژوهشی و همایش‌ها و کارگاه‌های عملی نیز در این زمینه برگزار شده است و بنده نیز بعضاً در جریان این طرح‌ها و کارگاه‌ها به‌عنوان مدرس یا مجری شرکت نموده‌ام. اما حقیقت امر این است که مانند بسیاری از کالاهای لوکس دیگر بیش از این‌که این تلاش‌ها نتایج عملی و در مجموع رفاه و توسعه این‌گونه شهرها را درپی داشته باشد، صرفا پرطمطراق و نوعی خودفریبی علمی بوده است. طرح‌هایی که بعد از مدتی به بایگانی سپرده شده و عملیاتی نگردیده است.

۳. دیپلماسی شهری یا دیپلماسی استانی مستلزم اعتقاد محکم دولت و قدرت مرکزی به تفویض اختیارات به دولت‌های محلی و نهاد‌های شهری است. اما تجربه چند صدساله حکومت مرکزی در ایران ثابت نموده که علیرغم انواع حکومت‌های متعدد در ایران، دولت مرکزی هیچ اراده و تمایلی برای این واگذاری اختیارات و آزادی‌های سنجیده به دولت‌های محلی نداشته و ندارد. دولت مرکزی در ایران در طول تاریخ و به‌ویژه در دوران معاصر اعطای اختیارات به دولت‌های محلی را بیشتر نوعی تهدید قلمداد می‌کند تا فرصت. بنابر این می‌توان انتظار داشت که این‌گونه ایده‌ها بعد از مدتی چنانچه با حضور کشورهای پیرامونی نیز برگزار گردد، به امری تشریفاتی و پرستیژی تبدیل خواهد شد تا واقعاً بتواند مشکلی از مشکلات کشور را حل نماید.

۴. زمینه و بستر دیگری که تحقق دیپلماسی شهری را میسر می‌سازد، میزان درک و آگاهی بالای مقامات شهری و به تعبیری استانی از ادبیات علوم سیاسی و روابط بین‌الملل است که در حال حاضر در میان مقامات استان‌های مرزی کشورمان از مازندران، گلستان، خراسان شمالی، خراسان رضوی، خراسان جنوبی گرفته تا سیستان و بلوچستان، هرمزگان، بوشهر، خوزستان، ایلام، کرمانشاه،کردستان، آذربایجان غربی و شرقی و گیلان کمتر دیده می‌شود. لازمه برگزاری جلسات مشترک میان مقامات استان‌های یادشده و همتایان خارجی آن‌ها، اشراف و آگاهی بالای آن‌ها به مباحثی همچون اصول روابط بین‌الملل، دیپلماسی و ارتباطات بین‌الملل، حقوق بین‌الملل، اصول و فنون مذاکره، تشریفات دیپلماتیک و... می‌باشد. بنابر این لازم است سطوح مختلف مقامات استانی و شهری استان‌های مرزی کشورمان در معرض آموزش مباحث گفته‌شده قرار گیرند.

۵. در ادبیات مبحث سیاست خارجی نظریه‌ای به نام سیاست همسایگی یا (Neighborhood Policy)  وجود دارد که به مبحث مورد اشاره ما نزدیک است. این نظریه به اجمال اشاره به این دارد که اولویت هر کشوری در تنظیم سیاست خارجی خود بایستی برقراری بهترین روابط و تعاملات با کشورهای همسایه خود به‌عنوان اولین و حساس‌ترین محیط پیرامونی خود باشد. ایران پس از چین، پرتعداد ترین کشورِ دارای همسایه با 15 کشور مختلف به‌شمار می‌آید. این 15 کشور را به تعبیری می‌توان به چند دسته تقسیم نمود: کشورهای آسیای مرکزی (ترکمنستان و قزاقستان)، کشورهای دهلیز شبه‌قاره هند (افغانستان و پاکستان)، کشورهای حوزه خلیج فارس (عمان، امارات متحده عربی، امیرنشین قطر، بحرین، کویت، عراق و عربستان)، دهلیز اروپا (ترکیه) و قفقاز جنوبی (ارمنستان و آذربایجان). 

تقسیم‌بندی فوق صرفاً دلالت بر عامل جغرافیا نداشته و تفاوت‌های میان این پنج دسته‌بندی حاکی از قرار گرفتن پنج حوزه تمدنی مختلف در محیط پیرامونی ایران دارد. این بدین معنی است که صرفاً با اتخاذ یک سیاست خارجی واحد نمی‌توان با این تعداد کشور تعامل و مذاکره سازنده نمود. امری که در چهل و شش سال گذشته به‌واسطه ایدئولوژیک بودن سیاست خارجی کشورمان آثار زیان‌باری را در سیاست خارجی برای‌مان به ارمغان آورده است. بنابر این امروزه بایستی از «سیاست‌های خارجی» سخن به میان آورد نه «سیاستِ خارجی».

۶. همان‌طور که جناب آقای عراقچی خود عضو هیأت علمی دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امورخارجه نیز هستند و کسوت استادی دارند، امید است در تنظیم و تنسیق راهبردهای کاری این وزارتخانه، آرا و نظرات اصحاب دانشگاه و محافل آکادمیک را مدنظر داشته و همچون وزرای سابق این وزارتخانه، نسبت به دیدگاه‌ها، انتقادات و نظرات اصحاب دانشگاه بی‌تفاوت نباشند./آسیانیوز

* محمد جواد رنجکش، استاد سابق دانشگاه و تحلیل‌گر مسایل بین‌الملل