روزنامه آسیا- به گزارش ایرنا از روابط عمومی سازمان حفاظت محیط زیست، احمدرضا لاهیجانزاده معاون محیط زیست دریایی و تالاب های سازمان حفاظت محیط زیست گفت: توسعه سواحل مکران بر پایه دو سند بالادستی مهم استوار است، نخست سیاستهای کلی محیطزیست ابلاغی سال ۱۳۹۴ (شامل ۱۵ بند) و دوم سیاستهای توسعه دریامحور ابلاغی سال ۱۴۰۲ که تمرکز ویژهای بر منطقه مکران دارد، در راستای تحقق این سیاستها، دولت در بهار ۱۴۰۳ آییننامه اجرایی مربوطه را به تصویب رساند.
وی ادامه داد: با استقرار دولت چهاردهم در تابستان ۱۴۰۳، رویکرد اجراییسازی این سیاستها شتاب بیشتری گرفت، در نخستین گام، رئیس جمهور نماینده ویژه خود را در این حوزه منصوب کرد تا نگاه راهبردی به سواحل عملیاتی شود.
وی تصریح کرد: در حال حاضر، مهمترین اقدام دفتر دریایی و نماینده ویژه، بازنگری در مصوبه بهار ۱۴۰۳ است، مقرر شده است که اصلاحیهای بر آن آییننامه تدوین شود تا خروجی کار، یک مصوبه کاملاً اجرایی، منطبق با قوانین جاری کشور و با رعایت دقیق ملاحظات و پیوستهای محیطزیستی باشد.
لاهیجان زاده افزود: در همین راستا، کمیتهای تخصصی تشکیل شد که معاونت دریایی سازمان حفاظت محیطزیست در آن حضور بسیار فعال و اثرگذاری دارد، نتیجه این تعاملات، بازنگری اساسی در شاکله مصوبه قبلی و تدوین اصلاحیهای با رویکرد کاملاً محیطزیستی است که هماکنون آماده طرح و تصویب در هیات دولت است. وی ادامه داد: نکته حائز اهمیت در این بازنگری، تغییر نگاه راهبردی است، در مصوبه پیشین، شاید بتوان گفت رویکرد غالب و پررنگتر، معطوف به «بهرهبرداری» بود، اما در نگاه جدید، ضمن پذیرش اصل بهرهبرداری و توسعه، شرط اصلی رعایت توان اکولوژیک و تنوع زیستی سواحل است، به عبارت دیگر، هرگونه بارگذاری و توسعه باید دقیقاً بر اساس ظرفیت و قابلیت تحمل زیستگاههای منطقه تعریف شود، این موضوع صرفاً یک شعار کلی نیست، بلکه ما این الزام را در تکتک بندهای قانونی اصلاحیه جدید گنجاندهایم.
وی افزود: نکته راهبردی دوم در بحث توسعه دریامحور، انتقال محوریت توسعه کشور به سمت سواحل است که طبیعتاً با بارگذاریهای عظیم در دو حوزه صنعت و جمعیت همراه خواهد بود، اگر این بارگذاریها بدون انطباق با معیارهای علمی انجام شود، قطعاً در آینده منشأ خسارات جبرانناپذیری خواهد شد.
وی تصریح کرد: برای پیشگیری از این چالش، ما اولویت را بر تکمیل مطالعات آمایش سرزمین و پهنهبندی کاربریها در سواحل جنوبی و مکران قرار دادیم، در این مطالعات، با جزئیات دقیق مشخص کردهایم که هر کاربری در کدام نقطه مجاز است؛ برای مثال، تأسیسات آبشیرینکن صرفاً در کدام پهنهها قابل اجراست؟ توسعه صنعتی کجا جانمایی شود؟ و اگر قرار است شهر جدیدی احداث شود، در کدام موقعیت و با چه ضوابطی باید باشد؟
وی در ادامه اظهار داشت: هدف ما این است که توسعه پرشتاب در جنوب، به سرنوشت توسعه در فلات مرکزی و درون سرزمین دچار نشود؛ توسعهای که به دلیل عدم رعایت ملاحظات، به از دست رفتن سفرههای آب زیرزمینی و نابودی تالابها انجامید.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست افزود: در این مسیر، حمایت قاطع مدیریتی نیز وجود دارد، نماینده ویژه رئیسجمهور، اعتقاد راسخی به مقولههای محیطزیست، توان اکولوژیک و آمایش سرزمین دارد و همین امر باعث شد تا فاز زیرساختی توسعه مکران، کاملاً مبتنی بر اصول علمی و قانونی پیش برود.
لاهیجانزاده در ادامه درباره تالاب های کشور و تاثیر تغییر اقلیم و خشکسالی بر این پهنه های آبی گفت: در این زمینه ابتدا باید نگاهی به آمار سال آبی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ (از اول مهر ۱۴۰۳ تا ۳۱ شهریور ۱۴۰۴) داشته باشیم، طبق دادههای هواشناسی و نظر کارشناسان، سالی که پشت سر گذاشتیم، یکی از سختترین سالهای آبی ایران و در زمره «سه سال کمبارش» در نیم قرن اخیر (۵۰ سال گذشته) بود، در این بازه زمانی، میانگین بارشها سقوط کرد و ما حجم عظیمی از روانآبها را از دست دادیم. تبعات این رخداد اقلیمی در دو بخش نمایان شد.
وی افزود: در حوزه محیطزیست؛ اغلب تالابهای کشور دچار بحران شدند و وسعت پهنههای آبی به تنش آبی رسید و در حوزه مصارف شهری؛ ورودی آب به پشت سدها کاهش چشمگیری داشت، همانطور که در تابستان گذشته شاهد بودید، این کمبود منابع منجر به تنش آبی و حتی جیرهبندی در تأمین آب شرب کلانشهرهایی مانند تهران، اصفهان، تبریز و مشهد شد.
لاهیجان ادامه داد: برای تحلیل وضعیت تالابها باید به یک اصل هیدرولوژیک توجه کنیم؛ تالابها که غالباً در انتهای حوضههای آبریز (پایاب رودخانهها) قرار دارند، همواره نخستین قربانیان خشکسالی هستند. زنجیره آسیبپذیری به این صورت است که ابتدا محیطزیست صدمه میبیند، سپس مصارف کشاورزی و صنعت، و در نهایت آب شرب. بنابراین، وقتی در تابستان ۱۴۰۴ شاهد تنش در آب شرب بودیم، معنایش این بود که تالابهای ما پیش از آن، ضربه نهایی را خوردهاند.
وی تصریح کرد: متأسفانه در سالی که گذشت، برآورد میشود که حدود ۷۰ درصد از وسعت تالابهای کشور خشک شد و پهنههای آبی جای خود را به بسترهای خشک و کانونهای فرسایش بادی دادند، خشکی کامل «تالاب جازموریان» باعث شد این منطقه در تابستان ۱۴۰۴ به یکی از کانونهای فعال گرد و غبار تبدیل شود. در شرق کشور، مجموعه «تالابهای هامون» به دلیل عدم دریافت حقابه از کشور همسایه، کماکان منشأ اصلی ریزگردهاست، همچنین «تالاب گمیشان» در شمال به دلیل قطع ارتباط با دریا، مستعد تبدیل شدن به کانون گردوغبار شده است.
وی با اعلام اینکه تالابهای مهمی همچون «گاوخونی» و «پریشان» تقریباً بهطور کامل خشک شدهاند، گفت: در مورد «تالاب بختگان»، با وجود تلاشهای انجامشده و رهاسازی ۳۰ میلیون مترمکعب آب، شدت تبخیر به قدری بالا بود که این تالاب هم در تابستان خشک شد، دریاچه ارومیه که حساسیت بالای افکار عمومی و رسانهها را به همراه دارد، وضعیت مساعدی نداشت و در تابستان ۱۴۰۴ بخش بزرگی از پهنه آبی آن از دست رفت و تنها وسعت ناچیزی از آن باقی ماند.
وی افزود: سال آبی بسیار دشواری را در ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ پشت سر گذاشتیم که یکی از سختترین دورههای خشکسالی بود. سال آبی جدید نیز شروع خوبی نداشت؛ در ماههای مهر و آبان و حتی تا ۱۵ آذرماه ۱۴۰۴، عملاً بارندگی مؤثری در کشور ثبت نشد و تنها استثناء، استان گیلان بود که بارشهای آن به دادِ تالاب انزلی رسید، اما خوشبختانه از نیمه آذرماه، لطف پروردگار شامل حال کشور شد و با تغییر الگوهای جوی، بارشهای بسیار خوبی آغاز شد که تا امروز استمرار داشته است، تأثیر این بارشها در چند محور قابل بررسی است.
معاون محیط زیست دریایی و تالاب ها سازمان حفاظت محیط زیست گفت: بارشهای اخیر در نیمه جنوبی کشور بسیار راهگشا بود، تالاب جازموریان که به کانون گردوغبار تبدیل شده بود، حدود ۴۵ درصد آبگیری کرد و عملاً آن کانون بحرانی حذف شد. در منطقه زابل هم دو نوبت بارندگی نسبتاً خوب داشتیم که فعلاً کانونهای گردوغبار سیستان را مهار کرده است.
وی تصریح کرد: در استانهایی مانند خوزستان، چهارمحال و بختیاری، کردستان و آذربایجان غربی، میزان بارشها به حد نرمال رسید و در برخی نقاط حتی از نرمال فراتر رفت. ویژگی مهم بارشهای اخیر در شمالغرب کشور، ماهیت برفی آن بود. بارش برف در این مناطق بسیار مشهود بوده که برای پایداری منابع آب در فصل گرما حیاتی است. بر اساس آخرین پایشهایی که تا هفته قبل انجام شد، سطح آبگرفتگی دریاچه ارومیه حدود ۱۵.۹ درصد بود که اکنون به ۱۶ درصد رسیده است. اما نکته مهمتر از این عدد فعلی، پتانسیل نهفته در ارتفاعات است.
معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست افزود: از آنجا که عمده بارشهای اخیر در حوضه آبریز دریاچه ارومیه به صورت «برف» بوده، ما بسیار امیدواریم که با گرم شدن هوا در اسفندماه و فروردین، این ذخایر برفی ذوب شده و به صورت روانآبهای پایدار وارد بستر دریاچه شوند. نتیجه این فرایند را به صورت یک جهش مثبت در آبگیری دریاچه، طی فروردین و اردیبهشتماه سال آینده (۱۴۰۵) شاهد خواهیم بود تا دریاچه از آن وضعیت شکنندهای که پارسال تجربه کرد، فاصله بگیرد.
وی افزود: در مورد اکوسیستم پیرامونی هم باید بگویم خوشبختانه تالابهای ۱۱گانه اقماری اطراف دریاچه، به دلیل بارشهای موثر، هماکنون وضعیت نسبتاً خوبی دارند. پیشبینیها نشان میدهد بارشها در ماههای پایانی سال و ابتدای سال آینده در حد نرمال باقی بماند و قطعاً سال آبی جاری برای تالابهای کشور بسیار بهتر از سال قبل خواهد بود.
لاهیجانزاده درباره تامین حقابه ها در سال گذشته گفت: قانون تکلیف را کاملاً روشن کرده است؛ فرایند حقابه دو بازوی اصلی دارد؛ تعیین نیاز آبی که وظیفه ذاتی سازمان حفاظت محیطزیست است و تأمین و تخصیص که بر عهده وزارت نیرو قرار دارد، ما در سازمان محیطزیست، تکلیف خود را انجام دادهایم؛ یعنی مطالعات تعیین نیاز آبی تالابها و رودخانهها را از چند سال پیش تکمیل کرده و هر سال نیز ارقام بهروزرسانی شده را رسماً به وزارت نیرو ابلاغ میکنیم.
وی افزود: اما در بخش «تأمین»، باید واقعیتهای اقلیمی را هم در نظر گرفت، سال آبی گذشته (۱۴۰۳) به هیچ وجه سال خوبی نبود، خشکسالی شدید باعث شد که وزارت نیرو تنها در نیمه اول سال (پاییز و زمستان) بتواند تا حدودی حقابهها را تأمین کند، متأسفانه در نیمه دوم سال، به دلیل شدت بحران آب، عملاً امکان تخصیص حقابه میسر نشد و وزارت نیرو نتوانست سهم محیطزیست را بپردازد.
وی تصریح کرد: برای سال آبی جدید، جلسات مستمری را با مدیران حوضههای آبریز برگزار کردهایم تا بر اساس میزان ذخایر پشت سدها و تعهدات وزارت نیرو، یک تقویم دقیق برای رهاسازی آب تدوین کنیم، تأکید ویژه ما به وزارت نیرو، تمرکز بر «پنج ماه کلیدی» یعنی از آذر تا پایان فروردینماه (بهویژه دی، بهمن و اسفند) است. اصرار ما بر این بازه زمانی دو دلیل فنی و مدیریتی دارد.
وی افزود: اول اینکه در این ماهها، در مناطق سردسیر کشور عملاً کشاورزی نداریم، این یعنی هیچگونه رقابتی برای برداشت آب وجود ندارد و ما میتوانیم بدون ایجاد تنش، حداکثر روانآب موجود را به پیکره تالابها برسانیم. دلیل دوم، ماهیت اکولوژیک تالابهای ایران است که اغلب «سیلابمحور» هستند. ما معمولاً سیلابهای بزرگ را در همین بازه زمانی تا پایان فروردین داریم. بنابراین باید از این فرصت طبیعی نهایت استفاده را ببریم.
لاهیجان زاده اظهار کرد: البته این موضوع یک پیششرط فنی هم دارد و آن «لایروبی» است. توصیه همیشگی ما این است که لایروبی انهار و مسیلها باید در فصل خشک (اواخر تابستان تا آبان) انجام شود. اگر این مسیرها باز باشند، به محض وقوع سیلاب در زمستان و بهار، آب بدون مانع و هدررفت وارد تالاب میشود و آبگیری موثری خواهیم داشت./آسیانیوز
دیدگاه خود را بنویسید