دکتر مهدی کریمی تفرشی

روزنامه آسیا-قدرت چانهزنی، حاصل سالها سرمایهگذاری بر توان ملی است. هر اندازه ظرفیتهای یک کشور در حوزههای سیاسی، اقتصادی، علمی، امنیتی و اجتماعی تقویت شود، سهم آن در تصمیمهای بزرگ منطقهای و جهانی نیز افزایش مییابد.
هر دوره از تاریخ، قواعد خاص خود را برای قدرت تعریف کرده است. روزگاری وسعت سرزمین، شمار سپاهیان و حجم زرادخانهها جایگاه کشورها را تعیین میکرد. با گذشت زمان، اقتصاد، فناوری، دانش، سرمایه انسانی و قدرت اثرگذاری سیاسی نیز به این معادله افزوده شد. امروز هیچ مذاکره مهمی در جهان تنها بر پایه کلمات پیش نمیرود. پشت هر توافق، مجموعهای از مؤلفههای قدرت قرار دارد که وزن واقعی طرفهای گفتوگو را مشخص میکند.
ایران نیز در طول تاریخ خود، دورههای متفاوتی از این تجربه را پشت سر گذاشته است. هر زمان قدرت ملی افزایش یافته، صدای ایران رساتر شنیده شده و هرگاه این سرمایه کاهش یافته، دامنه انتخابها محدودتر شده است. مطالعه این تجربه تاریخی، تصویری روشن از مسیر آینده در اختیار سیاستگذاران قرار میدهد.
قرن نوزدهم یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ سیاسی ایران بود. ساختار اداری فرسوده، ضعف اقتصادی، عقبماندگی نظامی و رقابت قدرتهای بزرگ، شرایطی را پدید آورد که بخش مهمی از تصمیمهای سیاسی کشور زیر فشار بازیگران خارجی شکل گرفت. قراردادهای گلستان و ترکمانچای یادآور دورهای هستند که در فاصله میان توان داخلی و تحولات جهانی، قدرت چانهزنی ایران را به شدت کاهش داده بود.
در دهههای بعد نیز هر اندازه وابستگی اقتصادی و امنیتی افزایش پیدا کرد، استقلال در تصمیمگیری با محدودیت بیشتری روبهرو شد. تجربه آن سالها نشان داد کشوری که بخش مهمی از نیازهای راهبردی خود را از بیرون تأمین میکند، در میز مذاکره نیز آزادی عمل کمتری خواهد داشت. این تجربه تاریخی، بعدها به یکی از مهمترین مباحث اندیشه سیاسی در ایران تبدیل شد.
پیروزی انقلاب اسلامی، فصل تازهای در تعریف قدرت ملی ایران گشود. استقلال سیاسی، اتکا به ظرفیتهای داخلی و تلاش برای افزایش نقش ایران در معادلات منطقهای، به محور اصلی سیاستگذاری تبدیل شد. اندکی بعد، دفاع مقدس آزمونی بزرگ برای این رویکرد بود. هشت سال مقاومت، افزون بر آثار امنیتی، تجربهای ارزشمند در حوزه مدیریت، خوداتکایی و انسجام ملی بر جای گذاشت. مقاومتی که در سالهای بعد در بخشهای مختلف کشور نیز اثر خود را نشان داد.
تحولات دهههای اخیر، چهره نظام بینالملل را نیز دگرگون کرده است. جهان امروز با شتاب به سوی نظمی حرکت میکند که در آن، قدرت میان بازیگران بیشتری توزیع میشود. اقتصادهای نوظهور، سازمانهای منطقهای، مسیرهای تازه تجارت، فناوریهای پیشرفته و رقابت بر سر انرژی و کریدورهای ترانزیتی، معادلات گذشته را تغییر دادهاند. اکنون کشورهایی موفقتر خواهند بود که بتوانند همزمان از مزیتهای جغرافیایی، اقتصادی، علمی و دیپلماتیک خود بهره بگیرند.
ایران در قلب یکی از مهمترین مناطق ژئوپلیتیکی جهان قرار گرفته است. دسترسی به آبهای آزاد، همسایگی با بازارهای بزرگ، قرار گرفتن در مسیر کریدورهای بینالمللی و برخورداری از منابع گسترده انرژی، مجموعهای از ظرفیتهایی را فراهم کرده که در بسیاری از معادلات منطقهای نقش تعیینکننده دارد. هر اندازه این ظرفیتها با توسعه زیرساختها، رشد اقتصادی و دیپلماسی فعال همراه شوند، وزن سیاسی کشور نیز افزایش خواهد یافت.
قدرت چانهزنی، از همین نقطه آغاز میشود. هر توافق موفق، پیش از آنکه روی میز مذاکره شکل بگیرد، در میدان تولید، دانشگاه، صنعت، فناوری، امنیت، سرمایه اجتماعی و مدیریت کارآمد ساخته میشود. مذاکره، مرحله بهرهبرداری از قدرت است. مرحله شکلگیری آن، سالها پیش از آغاز گفتوگوها آغاز شده است.
همین واقعیت، نگاه به تحولات سالهای اخیر را نیز روشنتر میکند. جایگاه ایران در بسیاری از پروندههای منطقهای، نتیجه یک رخداد مقطعی یا یک مذاکره محدود نیست. مجموعهای از تجربههای سیاسی، توان دفاعی، ظرفیتهای اطلاعاتی، توسعه زیرساختها، پیشرفتهای علمی، گسترش روابط با همسایگان و حضور فعال در معادلات منطقهای، جایگاهی را شکل داده که امروز در محاسبات بسیاری از بازیگران بینالمللی مورد توجه قرار میگیرد.
سیاست خارجی موفق، بر پایه شناخت دقیق از محیط پیرامونی شکل میگیرد. منطقه غرب آسیا طی دو دهه گذشته دگرگونیهای بزرگی را تجربه کرده است. تغییر موازنه قدرت، ظهور بازیگران تازه، رقابت بر سر کریدورهای تجاری، اهمیت روزافزون امنیت انرژی و گسترش همکاریهای اقتصادی منطقهای، فضای جدیدی را به وجود آورده است. ایران نیز متناسب با این تحولات، تلاش کرده است دامنه تعاملات خود را گسترش دهد و ظرفیتهای ژئوپلیتیکی خود را بیش از گذشته در خدمت منافع ملی قرار دهد.
روابط گستردهتر با کشورهای همسایه، حضور فعال در سازمانهای منطقهای، توسعه مسیرهای ترانزیتی و تقویت همکاری با اقتصادهای نوظهور، بخشی از همین رویکرد است. هر اندازه پیوندهای اقتصادی میان کشورها عمیقتر شود، گفتوگوهای سیاسی نیز بر پایه منافع مشترک استوارتر خواهد شد. اقتصاد و سیاست در جهان امروز دو مسیر جدا از هم نیستند. هر کدام دیگری را تقویت میکند و به آن عمق میبخشد.
قدرت چانهزنی ایران در سالهای آینده نیز به همین عوامل وابسته خواهد بود. رشد تولید، افزایش سرمایهگذاری، توسعه فناوریهای پیشرفته، حمایت از شرکتهای دانشبنیان، ارتقای بهرهوری، تقویت سرمایه انسانی و گسترش دیپلماسی اقتصادی، هر کدام بخشی از قدرت ملی را افزایش میدهند. حاصل این روند، حضور مؤثرتر ایران در میزهای مذاکره و نقشآفرینی پررنگتر در معادلات منطقهای و جهانی خواهد بود.
سرمایه اجتماعی نیز جایگاهی تعیینکننده در این مسیر دارد. اعتماد عمومی، همبستگی ملی و مشارکت مردم، پشتوانهای برای تصمیمهای بزرگ کشور به شمار میآید. تاریخ معاصر ایران نشان میدهد هر زمان جامعه و حاکمیت در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، کشور از پیچیدهترین آزمونها با موفقیت عبور کرده است. این سرمایه، ارزشمندترین پشتوانه برای استمرار پیشرفت و افزایش اقتدار ملی است.
در کنار همه این مؤلفهها، فناوری به یکی از مهمترین ابزارهای قدرت تبدیل شده است. رقابت جهانی امروز در آزمایشگاهها، مراکز پژوهشی، شرکتهای دانشبنیان و صنایع پیشرفته نیز جریان دارد. هر دستاورد علمی، هر فناوری بومی و هر گام در مسیر نوآوری، بخشی از قدرت ملی را تقویت میکند و دامنه انتخابهای کشور را در عرصه بینالمللی گسترش میدهد. ایران طی سالهای اخیر در بسیاری از حوزههای علمی و فناورانه مسیر رو به رشدی را پیموده و همین روند میتواند در سالهای آینده نیز پشتوانهای برای افزایش قدرت چانهزنی باشد.
جهان در حال ورود به مرحلهای تازه از رقابتهای بینالمللی است. در چنین شرایطی، کشورهایی موفقتر خواهند بود که تصویر روشنی از آینده داشته باشند و تصمیمهای امروز را بر پایه تحولات فردا تنظیم کنند. ایران با برخورداری از موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز، منابع انسانی توانمند، ظرفیتهای اقتصادی و تجربهای ارزشمند در مدیریت بحرانهای بزرگ، امکان آن را دارد که جایگاه خود را در نظم در حال شکلگیری جهان بیش از گذشته ارتقا دهد.
قدرت چانهزنی، نتیجه حرکت مستمر در مسیر تقویت قدرت ملی است. هر گامی که در جهت توسعه اقتصادی، پیشرفت علمی، انسجام اجتماعی، کارآمدی مدیریتی و دیپلماسی فعال برداشته شود، جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در معادلات جهانی استوارتر خواهد کرد. آینده از آنِ کشورهایی است که قدرت خود را با دانش، تولید، همبستگی و آیندهنگری افزایش میدهند و ایران از ظرفیتهای لازم برای پیمودن این مسیر برخوردار است.
دکتر مهدی کریمی تفرشی، پژوهشگر دیپلماسی سیاسی
آسیانیوز
دیدگاه خود را بنویسید