دکتر احمد رشیدی‌نژاد

روزنامه آسیا- نهم آذر، روز ملی جزایر سه‌گانه، تنها یک یادآوری تاریخی نیست؛ بلکه نقطه عطفی در سیاست خارجی ایران محسوب می‌شود. بازپس‌گیری جزایر بوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در سال ۱۳۵۰، نه‌تنها حاکمیت ایران را تثبیت کرد، بلکه پیامی آشکار به همسایگان و قدرت‌های فرامنطقه‌ای فرستاد: ایران هرگز از حقوق تاریخی خود چشم‌پوشی نخواهد کرد. ثبت این روز در تقویم ملی، ضمن پاسداشت شهیدان، به تقویت نمادهای حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس می‌پردازد. 

این اقدام پاسخی است به روایت‌سازی‌های رقیبان منطقه‌ای. در شرایطی که ادعاهای بی‌اساس درباره این جزایر تکرار می‌شود، بزرگداشت نهم آذر به معنای تثبیت گفتمان «اقتدار ملی» در برابر فشارهای خارجی است. این ادعاها که فاقد پشتوانه تاریخی و حقوقی هستند، بیش از آن‌که بازتاب یک مناقشه واقعی باشند، بخشی از یک نمایش بزرگ‌تر ژئوپلتیکی در منطقه هستند که هدف آن دستیابی به امتیازات خاص در معادلات خلیج فارس است. سالروز بازگشت جزایر به دامن وطن، فرصتی است برای بازخوانی دلایل بسیج کشورهای عربی و حامیان غربی آن‌ها برای تجزیه این بخش از خاک ایران؛ تلاشی که در برابر واقعیت تاریخی و حقوقی، به یک پروژه سیاسی ناکام شبیه است.


موازنه فراساحلی و بازی بزرگ ژئوپلیتیک

درک ادعاهای امارات متحده عربی درباره جزایر سه‌گانه ایرانی مستلزم بهره‌گیری از نظریه «موازنه فراساحلی» جان میر‌شایمر است. این نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل، این مفهوم را در پاسخ به ناکامی‌های راهبرد پرهزینه «لیبرال هژمونی» آمریکا طرح‌ریزی کرد. بر اساس این دیدگاه، قدرت‌های بزرگ باید از حضور مستقیم و گسترده در تمامی نقاط جهان خودداری کرده و تنها در مناطقی مداخله کنند که منافع راهبردی حیاتی آن‌ها را تهدید می‌کند. از نگاه میر‌شایمر، خلیج فارس به عنوان شریان حیاتی انرژی جهان، در کنار اروپا و شرق آسیا، یکی از سه منطقه کلیدی برای اجرای این راهبرد به شمار می‌رود.

در این چارچوب تحلیلی، ادعاهای امارات درباره جزایر سه‌گانه ایرانی ـ علیرغم فقدان پایه تاریخی و حقوقی مستحکم ـ در قالب حرکتی برنامه‌ریزی شده در بازی ژئوپلیتیک منطقه‌ای قابل درک می‌شود. در این راستا، امارات با مطرح کردن این ادعاها درصدد جلب حضور و حمایت قدرت‌های فراساحلی، به‌ویژه ایالات متحده در منطقه است. این رویکرد نمونه بارزی از راهبرد موازنه فراساحلی محسوب می‌شود، جایی که یک بازیگر منطقه‌ای با ایجاد بحران مصنوعی می‌کوشد قدرت‌های بزرگ جهانی را به صورت غیرمستقیم در معادلات خلیج فارس درگیر نماید.

اهداف این استراتژی چندبعدی و درهم‌تنیده است. نخست، امارات می‌کوشد با زیر سؤال بردن مشروعیت حاکمیت ایران بر جزایر سه‌گانه ـ که ستون فقرات بازدارندگی ایران در خلیج فارس محسوب می‌شوند ـ هزینه‌های سیاسی و بین‌المللی استفاده ایران از این موقعیت راهبردی را افزایش دهد. این اقدام در واقع نوعی ضدموازنه‌گری ژئوپلیتیک برای تضعیف اساسی‌ترین منبع قدرت رقیب به شمار می‌رود.

دوم، دستیابی به این جزایر ـ ولو در سطح ادعا و گفتمان ـ امارات را از یک دولت آسیب‌پذیر ساحلی به بازیگری با مواضع دفاعی پیشرفته ارتقا می‌دهد. این جزایر می‌توانند به سپر ژئوپلیتیک و سکوی نظارت بر تنگه هرمز تبدیل شده، عمق امنیتی امارات را افزایش داده و حائلی استراتژیک در برابر ایران ایجاد کنند. سوم، با توجه به عدم توانایی برای مقابله مستقیم با ایران، امارات به «برون‌سپاری موازنه‌گری» متوسل شده است. با دامن زدن به این مناقشه، خود را خط مقدم مقابله با ایران معرفی کرده و حمایت نظامی، اطلاعاتی و سیاسی قدرت‌هایی مانند آمریکا را جلب می‌کند. 

این راهبرد نه تنها جایگاه این کشور را در معادلات امنیتی منطقه ارتقا می‌دهد، بلکه دسترسی به فناوری‌های پیشرفته و تضمین‌های امنیتی غرب را تسهیل می‌کند. چهارم، پافشاری بر این ادعا به ساخت هویت سیاسی ـ امنیتی جدیدی برای امارات کمک می‌کند. این کشور از طریق این ادعاها در پی تبدیل شدن از یک بازیگر اقتصادی صرف به قدرتی منطقه‌ای با نقش بازدارنده است که می‌تواند خود را به عنوان شریکی امنیتی و حیاتی برای غرب تثبیت کند. در نهایت، امارات با بهره‌گیری هوشمندانه از حافظه تاریخی جمعی کشورهای عربی، به احیای روایت چشم‌پوشی ایران از بحرین در سال ۱۳۴۹ می‌پردازد. 

در واقع امارات با القای این روایت که حاکمیت ایران بر جزایر سه‌گانه محصول یک معامله بوده، درصدد است تا ادعای خود را از سطح یک اختلاف دوجانبه به «مسئله امنیت جمعی عربی» ارتقا دهد. این چارچوب‌سازی جدید، ظرفیت دیپلماتیک جهان عرب را برای اعمال فشار بر ایران بسیج می‌کند. این استدلال بر این ادعای واهی استوار است که ایران به ازای چشم‌پوشی از بحرین، حاکمیت بر جزایر سه‌گانه را به دست آورده و اکنون امارات در حال به چالش کشیدن این «معامله تاریخی ناعادلانه» است!

نتیجه‌گیری

ادعاهای امارات بر جزایر سه‌گانه ایرانی، ریشه در واقعیت‌های تاریخی و حقوقی ندارد، بلکه بازتابی از یک استراتژی ژئوپلیتیک حساب‌شده است. این استراتژی با هدف کاهش آسیب‌پذیری‌های ذاتی امارات، خنثی‌سازی مزیت راهبردی ایران و جلب حمایت قدرت‌های بزرگ طراحی شده است. امارات از طریق دامن زدن به یک مناقشه ساختگی، در پی ایفای نقش یک بازیگر امنیتی مهم و تبدیل شدن به سپر غرب در برابر ایران است. بنابراین، بزرگداشت روز ملی جزایر سه‌گانه، تنها یک آیین نمادین نیست، بلکه پاسخی هوشیارانه به این بازی پیچیده ژئوپلیتیک و تأکیدی بر مواضع تاریخی و تغییرناپذیر ایران است. این روز به ما یادآوری می‌کند که حفاظت از تمامیت ارضی، نیازمند درک عمیق از بازی‌های قدرت منطقه‌ای و تداوم در تقویت گفتمان اقتدار ملی است. جزایر سه‌گانه برای همیشه بخشی جدایی‌ناپذیر از پیکر ایران خواهند بود و هیچ ادعای واهی و هیچ بازی سیاسی نمی‌تواند این واقعیت مسلم تاریخی و حقوقی را تحت تأثیر قرار دهد.

 دکتر احمد رشیدی‌نژاد، پژوهشگر ژئوپلیتیک

آسیانیوز