دکتر مهدی کریمی تفرشی

روزنامه آسیا-چارلز تیلی معتقد است کنش جمعی و پایداری گروه‌ها محصول تصادف نیست، بلکه برآیند پنج عنصر است: منافع (سود و زیان مشترک)، سازماندهی (ساختار گروه‌ها)، بسیج (کنترل منابع)، فرصت ـ تهدید (شرایط محیطی) و عمل جمعی. او تأکید دارد که قدرت یک جامعه در مواجهه با بحران، به میزان توانایی آن در تبدیل منابعِ پراکنده به کنش سازمان‌یافته بستگی دارد. 

در طی جنگ رمضان، ایران در نقطه‌ای حساس از تاریخ خود ایستاده است. نبردی که از اسفند گذشته آغاز شد، تنها یک تقابل نظامی در مرزها نیست؛ بلکه آزمونی برای سنجش «تاب‌آوری اجتماعی» در عمق استراتژیک کشور است. در این میان، نظریه «بسیج منابع» چارلز تیلی دریچه‌ای علمی برای درک این واقعیت می‌گشاید که چگونه یک ملت می‌تواند در برابر تکانه‌های شدید جنگ، نه‌تنها فرو نپاشد، بلکه از دل تهدید، قدرت دفاعی نوینی خلق کند. تاب‌آوری اجتماعی در اینجا نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه به معنای قدرتِ سازماندهی منابع انسانی، ذهنی و مادی برای حفظ بقا و کرامت ملی است.

به باور تیلی، نخستین محرک کنش جمعی، ادراک «منافع» است و مردم زمانی در مقیاس وسیع وارد عمل می‌شوند که «منافع مشترک» را در خطر ببینند. در شرایط جنگی، منفعت از یک امر شخصی و اقتصادی به یک امر وجودی (Existential) تغییر ماهیت می‌دهد. امروز بیش از اکثریت مردم، امنیت ملی و حفظ تمامیت ارضی را بالاترین منفعت خود می‌دانند. این همگرایی بی‌سابقه، زیربنای تاب‌آوری است. وقتی جامعه درک می‌کند که دشمن نه یک جناح یا دولت، بلکه کیان زیست‌بوم آن‌ها را هدف گرفته است، «بسیج تدافعی» به‌صورت خودجوش شکل می‌گیرد. در این مدل، تحمل سختی‌های معیشتی دیگر یک «رنج بیهوده» نیست، بلکه «هزینه‌ی ضروری» برای صیانت از منفعتی بزرگ‌تر به نام استقلال است.

نقطه کلیدی در تفکر تیلی، میزان سازمان‌یافتگی (Organization) است. تاب‌آوری اجتماعی بدون ساختار، به‌سرعت به فرسودگی می‌انجامد. ایران به دلیل برخورداری از شبکه‌های غنی مسجد‌محور، محله‌محور و هیأت‌های مذهبی، که خود دارای یک قدمت تاریخی مبارزاتی هستند، دارای یک زیرساخت آماده برای تاب‌آوری است. در شرایط جنگی حاضر، این شبکه‌ها نباید صرفاً کارکرد فرهنگی داشته باشند؛ بلکه طبق الگوی بسیج عمومی، باید به هسته‌های لجستیکی و حمایتی تبدیل شوند. سازماندهی یعنی تبدیل توده‌ی نگران به گروه‌های کنشگر. هرچه پیوندهای درونی میان شهروندان (از طریق اصناف، تشکل‌های دانشجویی و گروه‌های داوطلب) قوی‌تر باشد، سرعت واکنش جامعه به بحران‌ها (مانند قطع خدمات یا حملات سایبری و یا بحران‌های منطقه‌ای) بالاتر می‌رود.

بسیج (Mobilization) در نگاه تیلی یعنی فرآیندی که طی آن یک گروه، کنترل منابعی را که قبلا در اختیار نداشته، به دست می‌گیرد. منابع تنها پول و اسلحه نیستند؛ امید، اطلاعات درست و اعتماد، منابع حیاتی تاب‌آوری هستند. در طی جنگ تحمیلی ۱۲روزه و جنگ تحمیلی رمضان، بزرگ‌ترین منبعی که به بسیج و فعالیت مردمی بدل شد، اراده‌ی ملی بود. ما همچنان نیازمند بسیج شناختی هستیم تا در برابر تروریسم رسانه‌ای دشمن، عملیات‌های نظامی و شروع مجدد جنگ و شکست آتش‌بس، تاب‌آوری روانی جامعه حفظ شود. وقتی مردم داوطلبانه دارایی‌های خود (از تخصص فنی تا کمک‌های مادی) را در اختیار اهداف دفاعی قرار می‌دهند و هر شب در محلات مختلف تهران و سراسر کشور به میدان می‌آیند، این موضوع سبب شده تا قدرت ملی از ظرفیت رسمی دولت فراتر برود و به قدرت بی‌پایان مردمی متصل شود. 

همچنین کنش جمعی تحت تأثیر ساختار فرصت سیاسی است. جنگ، در عین حال که بزرگ‌ترین تهدید است، یک فرصت برای بازسازی پیوند حاکمیت و ملت نیز هست. اگر مردم احساس کنند که مشارکت آن‌ها در ساختار دفاعی و تصمیم‌گیری دیده می‌شود، نرخ تاب‌آوری به‌شدت صعود می‌کند. بازدارندگی در قرن جدید، تنها با موشک تأمین نمی‌شود؛ بلکه جامعه‌ای که در آن «بسیج منابع» به‌درستی انجام شده باشد، خود به یک سد دفاعی تبدیل می‌شود که دشمن را از محاسبه‌ی خطای فروپاشی داخلی بازمی‌دارد؛ موردی که در طی جنگ رمضان و تجاوز دشمن آمریکایی ـ صهیونی مورد مشاهده بود و سران رژیم صهیونیستی بارها به آن اذعان کرده‌اند.

تمامی این مقدمات به «عمل جمعی» ختم می‌شود. تاب‌آوری اجتماعی در کنش‌هایی نظیر ایستادگی در برابر شایعات، همیاری در توزیع منابع کمیاب، مشارکت در طرح‌های پدافند غیرعامل و حمایت از جبهه‌ها متجلی می‌شود. جامعه‌ای که کنشگر است، دچار افسردگی جنگی نمی‌شود؛ چرا که خود را نه قربانی، بلکه معمار سرنوشت خویش می‌بیند و تاریخ حماسه‌سازی و دفاع از ایران عزیز بارها نشان داده که در برابر چنین شرایطی، هیچ‌گاه دچار فروپاشی نمی‌شود، گرچه زخم‌های فراوانی داشته باشد. تاب‌آوری اجتماعی ایران در شرایط جنگی کنونی، بر اساس مدل چارلز تیلی، فرآیندی است که از «درک مشترک خطر» آغاز شده، با «سازماندهی محلی» قوام می‌یابد و با «بسیج همه‌جانبه منابع» به پیروزی ختم می‌شود. 

ما امروز بیش از هر زمان دیگری به بسیج عمومی نیاز داریم؛ نسخه‌ای که در آن هر شهروند بر اساس تخصص و جایگاه خود، قطعه‌ای از پازل بزرگ مقاومت ملی است. این همان قدرتی است که هیچ تکنولوژی نظامی قادر به شکستن آن نخواهد بود./آسیانیوز