دکتر مهدی کریمی تفرشی

روزنامه آسیا-موفقیت در یک کارخانه صنایع غذایی فقط نتیجه‌ی دستگاه‌ها، فرمول‌ها یا استانداردها نیست، نتیجه‌ی نگرش و رهبری روزانه‌ی مدیران و تلاش هماهنگ تیمی است که به کیفیت غذا و اعتماد مردم باور دارد. این صنعت، صنعتی است که هر اشتباه کوچک می‌تواند اثر بزرگ داشته باشد و هر تصمیم درست می‌تواند اعتبار و آینده‌ی مجموعه را بسازد. مدیریت در چنین محیطی یعنی رهبریِ افراد، بهبودِ فرایندها و ساختن فرهنگی که همه در آن احساس ارزشمند بودن و اثرگذار بودن کنند.

۱. روشن بودن هدف، موتور انگیزه است. وقتی کارکنان بدانند هدف بزرگ‌تر چیست، کیفیت بهتر، کاهش ضایعات، ایمنی بیشتر یا تحویل سریع‌تر، کار برایشان بخشی از یک مأموریت می‌شود. در کارخانه، معجزه‌ها معمولا در قالب یک تنظیم کوچک دستگاه، یک پیشنهاد ساده یا یک تغییر کوچک در روند کاری اتفاق می‌افتد. اصلاحات کوچک وقتی مداوم باشند، بهره‌وری را بیشتر از هر پروژه بزرگ و پرهزینه‌ای افزایش می‌دهند.

2. فرهنگ قدردانی انرژی می‌سازد. یک «خسته نباشید» صادقانه بعد از یک شیفت سخت، یک تشکر برای گزارش دقیقی که اشتباه را قبل از تولید انبوه کشف کرد، یا یک تقدیر کوچک برای ایده‌ای که ضایعات را کم کرد، همه این‌ها ضریب انرژی تیم را چند برابر می‌کند. قدردانی فقط یک رفتار اخلاقی نیست بلکه یک ابزار مدیریتی قدرتمند است.

3. وقتی ترس از اشتباه نیست، خلاقیت شکل می‌گیرد. کارخانه‌ای رشد می‌کند که کارکنانش جرأت تجربه کردن داشته باشند. وقتی تیم بداند که مدیر به جای سرزنش، دنبال راه‌حل است: ایده‌ها بیشتر می‌شود، مشکلات زودتر دیده می‌شود و کیفیت پایدارتر می‌شود. مدیر موفق کسی است که اشتباه را فرصتی برای یادگیری می‌بیند، نه تهدیدی برای نظم.

4. مدیر قبل از سخن گفتن با رفتار خود رهبری می‌کند. در یک مجموعه عملیاتی، کارکنان بیشتر از حرف‌ها، رفتار مدیر را می‌بینند: اگر مدیر منظم باشد، تیم نظم را یاد می‌گیرد. اگر به جزئیات اهمیت بدهد، کیفیت بالا می‌رود. اگر با احترام برخورد کند، فرهنگ احترام گسترش می‌یابد. اگر در بحران آرام بماند، تیم اعتماد به نفس می‌گیرد. رهبری واقعی با الگو بودن آغاز می‌شود.

5. در صنعت غذا، کیفیت فقط یک استاندارد نیست، یک تعهد است. ما در این صنعت فقط محصول نمی‌سازیم بلکه اطمینان می‌سازیم. اطمینان از این که خانواده‌ها با خیال راحت غذای ما را مصرف کنند./آسیانیوز