دکتر احمد رشیدینژاد
روزنامه آسیا- مذاکرات میان ایران و آمریکا در مسقط و ژنو اگرچه با «پیشرفت ملموس» و تفاهم بر سر «اصول راهنما» همراه بوده است، اما یک تناقض بنیادین در قلب این گفتوگوها باقی مانده که میتواند تمام روند دیپلماتیک را با بنبست مواجه کند. از یک سو، ایران خواهان برداشتن کامل تحریمها در ازای پذیرش محدودیتهای قابلراستیآزمایی در برنامه هستهای خود است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، تأکید کرده که «موضوع هستهای» محور مذاکرات است و تهران آمادگی خود را برای محدود کردن این برنامه در ازای لغو تحریمها اعلام کرده است.
از سوی دیگر، ایالات متحده و به ویژه اسرائیل، دامنه خواستههای خود را فراتر بردهاند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به صراحت اعلام کرده که توافق مطلوب او باید «بدون سلاح هستهای، بدون موشک و بدون این و آن» باشد. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز پیشتر تأکید کرده که محدودیت بر موشکهای بالستیک ایران باید بخشی از هر توافقی باشد. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، حتی فراتر رفته و خواهان توافقی «بدون تاریخ انقضا» است که شامل برنامه موشکی و حمایت ایران از گروههای منطقهای نیز بشود.
این اختلاف دامنه، یک پارادوکس راهبردی ایجاد کرده است: در صورت برداشتن تحریمها و بهبود وضعیت اقتصادی ایران، این نگرانی وجود دارد که منابع جدید صرف تقویت برنامه موشکی و گروههای نیابتی شود، همان موضوعاتی که اکنون محل نگرانی غرب است. پرسش اساسی این است: چگونه میتوان این تناقض را حل کرد و به توافقی دست یافت که نگرانیهای امنیتی دو طرف را به طور همزمان تأمین کند؟ برای درک عمق این مسئله، باید به منطق امنیتی دو طرف توجه کرد:
از دید تهران، برنامه موشکی و نفوذ منطقهای دو مؤلفه اصلی بازدارندگی در برابر تهدیدات هستند. تجربه جنگ تحمیلی، ترور شخصیتهای علمی، خروج یکجانبه آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، و حملات ژوئن ۲۰۲۵ به تأسیسات هستهای، این باور را در ایران تقویت کرده که بدون قدرت بازدارندگی، امنیت ملی تأمین نخواهد شد. به همین دلیل، مقامات ایرانی بارها تاکید کرده اند که مبحث مذاکرات تنها در مورد برنامه اتمی خواهد بود. اما طرف مقابل (واشنگتن و تلآویو)، توافقی را که صرفا به برنامه هستهای محدود باشد، ناقص و موقت میدانند.
نگرانی آنها این است که با رفع تحریمها و آزادسازی منابع مالی ایران ـ که به گفته صندوق بینالمللی پول، صادرات نفت ایران را از ۲.۵ میلیون بشکه در روز قبل از تحریمها به کمتر از یک میلیون بشکه کاهش داده و تورم را به ۸۲.۹ درصد رسانده است ـ این کشور بتواند توانمندیهای موشکی خود را ارتقاداده و حمایت از گروههای منطقهای را افزایش دهد. با توجه به این تناقضات، میتوان پیشنهاداتی را به طرفهای مقابل ارائه داد:
پیشنهادات به ایران:
اول، پذیرش شفافیت فراتر از تعهدات موجود: ایران میتواند با پذیرش پروتکل الحاقی و اجرای نظارتهای فراپادمانی، بالاترین سطح شفافیت را در مورد برنامه هستهای خود به نمایش بگذارد. مجید تختروانچی، معاون وزیر امور خارجه ایران، اعلام کرده که تهران آماده «مصالحههایی» در این زمینه است. این اقدام میتواند قویترین تضمین را درباره عدم انحراف برنامه هستهای به سوی اهداف نظامی ارائه دهد.
دوم، تفکیک مذاکره از تغییر ماهیت: ایران میتواند ضمن تأکید بر ماهیت دفاعی و غیرقابل مذاکره بودن برنامه موشکی، برای ایجاد اعتماد منطقهای، پیشنهاد مذاکرات جداگانهای درباره «اقدامات اعتمادساز» در این حوزه ارائه دهد.
سوم، پیوند دادن منافع اقتصادی مشترک: حمید قنبری، معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت خارجه ایران، پیشنهاد جالبی مطرح کرده است: «پایداری هر توافقی مستلزم مزایای سریع برای ایالات متحده نیز هست» و حوزههای همکاری بالقوه شامل نفت و گاز، میادین مشترک، سرمایهگذاریهای معدنی و حتی قراردادهای خرید هواپیما میشود. این رویکرد میتواند توافق را از یک معامله صرفا امنیتی به یک مشارکت اقتصادی تبدیل کند.
پیشنهادات به آمریکا:
اول، رفع تدریجی و هدفمند تحریمها: به جای شرط کردن مسائل موشکی و منطقهای برای رفع همه تحریمها، میتوان رفع تحریمها را به صورت مرحلهای و در قبال اقدامات مشخص ایران طراحی کرد. فاز اول رفع تحریمهای مرتبط با اقلام بشردوستانه در ازای توقف غنیسازی در سطوح بالا، و فازهای بعدی رفع تحریمهای بانکی و نفتی در ازای راستیآزمایی تعهدات هستهای.
دوم، به رسمیت شناختن چارچوب منطقهای: به جای تمرکز صرف بر «گروههای نیابتی»، میتوان یک گفتوگوی منطقهای فراگیر با مشارکت ایران و کشورهای منطقه پیشنهاد داد. موضوع این گفتوگو میتواند «معماری امنیت منطقهای» باشد. این رویکرد، ایران را در موضع انفعالی قرار نمیدهد و میتواند نگرانی کشورهای منطقه را نیز تأمین کند.
سوم، ارائه تضمینهای معتبر: تجربه خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، یکی از موانع اصلی اعتمادسازی است. برای جلب اعتماد ایران، آمریکا میتواند تضمینهایی ارائه دهد که توافق جدید، برخلاف برجام، در برابر تغییرات سیاسی در واشنگتن مصون بماند. این تضمینها میتواند شامل تصویب در کنگره یا امضای توافقنامهای با ضمانتهای بینالمللی باشد.
به عبارتی در مجموع با توجه به مواضع اعلامشده از دو طرف- از جمله اظهارات جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، که مذاکرات را «از برخی جهات خوب» توصیف کرده است- به نظر میرسد بهترین گزینه موجود، دستیابی به یک «توافق پلکانی» یا «توافق نازک» باشد.
نتیجهگیری
تناقض میان خواست ایران برای رفع تحریمها و نگرانی غرب از تقویت برنامه موشکی و نفوذ منطقهای ایران، معمای اصلی مذاکرات کنونی است. اما این تناقض، غیرقابل حل نیست. کلید موفقیت، در تغییر چارچوب ذهنی از «بازی با حاصلجمع صفر» به «مدیریت تدریجی بحران» است. بیانیه وزارت خارجه عمان مبنی بر پایان یافتن مذاکرات ژنو با «پیشرفت ملموس» و هموار شدن راه برای «ادامه قریبالوقوع» آنها ، نشان میدهد که دو طرف هنوز به دیپلماسی امیدوارند.
عباس عراقچی نیز مذاکرات را «شروع خوب» خوانده و تأکید کرده که «نقشه راه» مشخص شده است. هر دو طرف باید بپذیرند که نمیتوانند به همه خواستههای خود یکجا برسند. ایران باید بپذیرد که شفافیت بیسابقه در برنامه هستهای، هزینه دستیابی به رفع تحریمهاست. آمریکا نیز باید بپذیرد که برنامه موشکی ایران به عنوان مؤلفه بازدارندگی، واقعیتی انکارناپذیر است و باید از طریق گفتوگوهای منطقهای و نه تحمیل شرطهای یکجانبه، به مدیریت آن پرداخت. توافق پلکانی، اگرچه ناقص است، میتواند از یک بحران بزرگتر و «بسیار دردناک» ـ به تعبیر دونالد ترامپ ـ جلوگیری کند. ایران به هدف اصلی خود یعنی رفع تحریمها نزدیک میشود و غرب نیز از خطر فوری دستیابی ایران به سلاح هستهای دور میشود.
سپس، در سایه این توافق و کاهش تنش، میتوان برای مسائل دشوارتر مانند برنامه موشکی و همکاریهای منطقهای، بستر جدیدی ایجاد کرد. در نهایت، همانطور که اتحادیه اروپا تأکید کرده، «به یک راهحل پایدار نیاز داریم که تنها از طریق کانالهای دیپلماتیک قابل دستیابی است». دیپلماسی، اگرچه دشوار و زمانبر است، همچنان تنها گزینه پیش روی دو طرف برای اجتناب از درگیری نظامی فاجعهبار و دستیابی به ثبات پایدار در خاورمیانه است.
دکتر احمد رشیدینژاد، پژوهشگر ژئوپلیتیک
آسیانیوز
دیدگاه خود را بنویسید