روزنامه آسیا-سیل بی‌وقفه اخبار و تصاویر، شیوه مواجهه انسان با جهان پیرامون را دگرگون کرده است. در عصر ارتباطات، توجه، همدلی و حتی شگفتی نیز معنایی متفاوت از گذشته پیدا می‌کنند.

تا چند دهه پیش دسترسی به اخبار محدود و تا حد زیادی وابسته به رسانه‌های سنتی بود. مردم در ساعات مشخصی روزنامه می‌خواندند، به اخبار رادیو گوش می‌دادند یا پای تلویزیون می‌نشستند و از مهم‌ترین رویدادهای روز آگاه می‌شدند. فاصله زمانی میان وقوع یک اتفاق و انتشار گسترده آن، فرصتی برای تأمل، تحلیل و گفت‌وگو فراهم می‌کرد. اما ظهور اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای ارتباطی نوین، این الگو را به شکلی بنیادین تغییر داده است. امروز هر فرد تنها با چند لمس ساده روی صفحه تلفن همراه خود به حجم عظیمی از اخبار، تصاویر، ویدئوها و روایت‌ها دسترسی دارد. این دیتا هر لحظه در حال افزایش است و مرزی برای آن متصور نیست.

انسان معاصر بیش از هر زمان دیگری از جهان پیرامون خود آگاه است. اما همین آگاهی گسترده، چالش‌های تازه‌ای را نیز به همراه آورده است. در گذشته، یک رویداد مهم می‌توانست برای روزها یا حتی هفته‌ها در صدر توجه افکار عمومی باقی بماند. مردم درباره آن صحبت می‌کردند، تحلیل می‌خواندند و ابعاد مختلف آن را بررسی می‌کردند. اکنون اما چرخه اخبار با سرعتی بی‌سابقه در حال حرکت است. هنوز واکنش‌ها به یک خبر کامل نشده که خبر دیگری از راه می‌رسد و توجه‌ها را به سمت خود جلب می‌کند. بسیاری از رویدادها پیش از آنکه به درستی فهمیده شوند، جای خود را به موضوعات تازه می‌دهند.

یکی از نخستین پیامدهای این وضعیت، تغییر در کیفیت توجه انسان است. توجه، منبعی محدود است و ذهن انسان توانایی تمرکز همزمان بر تعداد زیادی از موضوعات را ندارد. با این حال، فضای رسانه‌ای امروز دائما در تلاش است تا مخاطب را میان موضوعات گوناگون جابه‌جا کند. نتیجه آن است که افراد زمان کمتری را صرف تفکر عمیق درباره یک موضوع می‌کنند و بیشتر در معرض دریافت اطلاعات پراکنده قرار می‌گیرند. بسیاری از کاربران روزانه ده‌ها خبر را مشاهده می‌کنند، اما تنها بخش کوچکی از آن‌ها را به خاطر می‌سپارند یا درباره‌شان می‌اندیشند. به بیان دیگر، افزایش دسترسی به اطلاعات لزوما به معنای افزایش فهم و آگاهی نیست.

در کنار کاهش تمرکز، پدیده دیگری نیز به تدریج در حال شکل‌گیری است. فرسودگی ناشی از مواجهه مداوم با اخبار. انسان برای واکنش نشان دادن به رویدادها به انرژی ذهنی و عاطفی نیاز دارد. زمانی که هر روز ده‌ها خبر درباره بحران‌ها، حوادث، تنش‌ها، مشکلات اقتصادی، آسیب‌های اجتماعی و رخدادهای نگران‌کننده دریافت می‌شود، ذهن برای محافظت از خود ناچار به کاهش شدت واکنش‌های عاطفی می‌شود. این سازوکار دفاعی اگرچه در کوتاه‌مدت به حفظ تعادل روانی کمک می‌کند، اما در بلندمدت می‌تواند به نوعی بی‌تفاوتی تدریجی منجر شود.

حائز اهمیت‌ترین نشانه این وضعیت را می‌توان در عادی شدن رویدادهایی مشاهده کرد که در گذشته واکنش‌های گسترده‌تری برمی‌انگیختند. تصاویر و اخباری که زمانی جامعه را برای روزها تحت تأثیر قرار می‌دادند، اکنون تنها چند ساعت در معرض توجه قرار می‌گیرند و سپس در میان انبوهی از محتواهای جدید ناپدید می‌شوند. این مسئله به معنای از بین رفتن احساسات انسانی نیست و نشان می‌دهد ذهن انسان در برابر حجم بالای محرک‌ها ناچار به سازگاری شده است. هنگامی که هر روز با ده‌ها تصویر تأثیرگذار مواجه می‌شویم، توانایی شگفت‌زده شدن یا تأثر عمیق به تدریج کاهش می‌یابد.

کاهش حساسیت نسبت به رویدادها می‌تواند پیامدهای اجتماعی گسترده‌ای نیز داشته باشد. همدلی اجتماعی یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری مشارکت عمومی و احساس مسئولیت نسبت به مسائل جامعه است. زمانی که اخبار و تصاویر با سرعتی سرسام‌آور از برابر چشمان مخاطبان عبور می‌کنند، فرصت لازم برای شکل‌گیری ارتباط عاطفی عمیق با مسائل مختلف کاهش می‌یابد. افراد از یک موضوع به موضوع دیگر منتقل می‌شوند و کمتر امکان پیدا می‌کنند که نسبت به یک مسئله درگیر شوند، درباره آن بیندیشند یا برای تغییر آن اقدامی انجام دهند.

بمباران دائمی اطلاعات بر حافظه جمعی نیز تأثیر می‌گذارد. حافظه جمعی مجموعه‌ای از تجربه‌ها، رویدادها و روایت‌هایی است که یک جامعه آن‌ها را به خاطر می‌سپارد و از طریق آن‌ها هویت خود را شکل می‌دهد. در گذشته برخی رویدادها برای سال‌ها در ذهن مردم باقی می‌ماندند و به بخشی از گفت‌وگوهای عمومی تبدیل می‌شدند. امروز اما سرعت بالای گردش اطلاعات باعث شده است که بسیاری از اتفاقات مهم خیلی زود از مرکز توجه خارج شوند. جامعه با حجم عظیمی از رویدادها مواجه است، اما فرصت کافی برای به خاطر سپردن و تحلیل آن‌ها ندارد.

یکی دیگر از پیامدهای این وضعیت، تغییر مفهوم اهمیت است. در فضای رسانه‌ای امروز، موضوعات مختلف برای جلب توجه مخاطب با یکدیگر رقابت می‌کنند. یک رویداد مهم اجتماعی ممکن است در کنار یک خبر سرگرمی، یک ویدئوی کوتاه یا یک حاشیه کم‌اهمیت قرار گیرد و همه آن‌ها تقریبا به یک اندازه در معرض دید قرار بگیرند. این هم‌سطح شدن محتواها می‌تواند تشخیص اهمیت واقعی رویدادها را دشوار کند. آنچه بیشتر دیده می‌شود لزوما مهم‌تر نیست و آنچه مهم‌تر است همیشه فرصت دیده شدن پیدا نمی‌کند.

نقش تصاویر در این میان بسیار قابل توجه است. تصاویر قدرتی دارند که گاه از هزاران کلمه فراتر می‌رود. آن‌ها می‌توانند احساسات را برانگیزند، توجه را جلب کنند و واقعیت را به شکلی ملموس‌تر به نمایش بگذارند. اما هنگامی که تعداد تصاویر منتشرشده از ظرفیت پردازش ذهن فراتر می‌رود، همین ابزار قدرتمند ممکن است بخشی از اثرگذاری خود را از دست بدهد. تصویری که زمانی می‌توانست برای مدت طولانی در ذهن مخاطب باقی بماند، امروز تنها یکی از صدها تصویری است که در طول روز دیده می‌شود و به سرعت جای خود را به تصویر بعدی می‌دهد.

رقابت شدید رسانه‌ها و پلتفرم‌های دیجیتال نیز به تشدید این روند کمک کرده است. در اقتصادی که توجه مخاطب ارزشمندترین سرمایه محسوب می‌شود، رسانه‌ها تلاش می‌کنند با استفاده از تیترهای جذاب‌تر، تصاویر تأثیرگذارتر و روایت‌های هیجان‌انگیزتر سهم بیشتری از توجه کاربران را به دست آورند. این رقابت اگرچه به افزایش سرعت اطلاع‌رسانی کمک کرده است، اما گاه موجب می‌شود عمق و کیفیت محتوا تحت تأثیر قرار گیرد. در چنین شرایطی، سرعت انتشار بر دقت، تحلیل و ماندگاری غلبه پیدا می‌کند.

در نتیجه این تحولات پدیده‌ای شکل گرفته که برخی از آن با عنوان «خستگی خبری» یاد می‌کنند. خستگی خبری زمانی رخ می‌دهد که افراد به دلیل حجم زیاد اطلاعات، تمایل خود را برای پیگیری اخبار از دست می‌دهند. آن‌ها احساس می‌کنند دیگر توان ذهنی لازم برای دنبال کردن رویدادهای جدید را ندارند و ترجیح می‌دهند فاصله بیشتری با جریان اخبار داشته باشند. این وضعیت می‌تواند به کاهش مشارکت اجتماعی و کاهش آگاهی عمومی منجر شود. زیرا بخشی از جامعه به تدریج از چرخه اطلاع‌رسانی کنار می‌رود.

مسئله اصلی خودِ اطلاعات نیست. دسترسی آزاد و گسترده به اخبار یکی از مهم‌ترین دستاوردهای عصر دیجیتال محسوب می‌شود و نمی‌توان اهمیت آن را نادیده گرفت. چالش اصلی در نحوه مواجهه با این حجم بی‌سابقه از محتوا نهفته است. جامعه امروز بیش از آنکه با کمبود اطلاعات روبه‌رو باشد، با مسئله مدیریت اطلاعات مواجه است. توانایی انتخاب، اولویت‌بندی، تحلیل و پردازش محتوا به مهارتی ضروری برای زندگی در عصر جدید تبدیل شده است.

اصلی‌ترین خطر بمباران دائمی اخبار و تصاویر آن است که انسان را از تجربه عمیق واقعیت دور کند. هنگامی که همه چیز با سرعتی بالا از برابر چشمان ما عبور می‌کند، فرصت کمتری برای درک، تأمل و همدلی باقی می‌ماند. رویدادها دیده می‌شوند، اما کمتر فهمیده می‌شوند. احساسات برانگیخته می‌شوند، اما کمتر ماندگار می‌مانند. و اخبار منتشر می‌شوند، اما کمتر به آگاهی پایدار تبدیل می‌شوند.

جهان امروز بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات دسترسی دارد، اما کیفیت رابطه انسان با این اطلاعات تعیین‌کننده آینده خواهد بود. اگر قرار باشد هر خبر تنها چند دقیقه از توجه ما را به خود اختصاص دهد و هر تصویر بلافاصله با تصویری دیگر جایگزین شود، جامعه به تدریج بخشی از توانایی خود برای تمرکز، همدلی و شگفت‌زده شدن را از دست خواهد داد. در عصر انفجار اطلاعات، باید در جست‌وجوی توانایی توقف، اندیشیدن و معنا بخشیدن به آن چیزی باشیم که هر روز می‌بینیم.

دکتر مهدی کریمی تفرشی، پژوهشگر دیپلماسی اجتماعی

آسیانیوز