پروفسور سیدحسن امین

روزنامه آسیا-پنجم آبان امسال، پنجمین سالگرد درگذشت آرامش دوستدار، پژوهشگر و فیلسوف ایرانی مقیم آلمان است. از این جهت نگاه دیگری به زندگی و منظومه فکری آرامش دوستدار به مثابه متفکری دین‌ستیز شایسته است، به‌ویژه برای روشن شدن اذهان.

از دیرباز، تفکر در ایران در دو سنت طراحی و ارائه شده است. سنت اول و اکثری، ریشه در ادیان هند و ایرانی و بعدتر ادیان ایرانی مهری، زرتشتی، زروانی، مانوی و در نهایت اسلامی دارد و سرانجام بعد از آمیختن با فلسفه یونان و معارف غنوسی تحت عنوان حکمت نظری و عملی در ذیل الهیات و فلسفه اسلامی ـ ایرانی در مکتب‌های مختلف حکمت خسروانی، حکمت خالده، حکمت مشاء، حکمت اشراق، حکمت متعالیه قرار دارد و سنت دوم «آزاد اندیشی» در چارچوب عقل مستقل از دین صورتبندی می‌شود. فیلسوفان سینوی مثل علامه سمنانی و فیلسوفان صدرایی مثل علامه طباطبایی متعلق به دسته اول‌اند و شادروان دکتر آرامش دوستدار و همفکران او در حوزه فکری دوم جای می‌گیرند.

آرامش دوستدار، فیلسوف معاصر

دکتر آرامش دوستدار، فیلسوف و متفکر از دین‌برگشته ایرانی در پنجم آبان ۱۴۰۰، در وطن دوم خود در شهر کلن آلمان از دنیا رفت و عده زیادی به بهانه درگذشت او، به تبلیغ و ترویج اندیشه‌های او پرداختند. دکتر آرامش دوستدار، برادرزاده دکتر احسان‌الله خان دوستدار از اعضای جنبش جنگل بود که در برابر علایق ملی مذهبی میرزا کوچک خان موضعی رادیکال و چپ گرفت و بر اثر همکاری با روسیه شوروی به رفیق سرخ معروف شد.

اشتهار دکتر آرامش دوستدار در بین ایرانیان، به دلیل تز «امتناع تفکر» او در پی تجارب شخصی‌اش از جامعه مذهبی ایران بود. پرورش در خانواده اقلیت مذهبی متعصبی که پدرش از مبلغان و مروجان آن اقلیت بود، از یک سو، تحت‌الشعاع بودنش در زیر نام عموی کمونیست‌اش احسان‌الله خان از سوی دیگر، توأم با مطالعه تطبیقی ادیان موجب سرخوردگی او نخست از ادیان ابراهیمی و بعد از همه ادیان شد و به رویکردی انتقادی درباره دین و فرهنگ دینی در جامعه ایران انجامید.

نگاه فلسفی آرامش دوستدار به فرهنگ ایرانی

دوستدار در آلمان فلسفه خواند و پایان‌نامه دکتری‌اش را راجع به نیچه گذراند. من ۲۵ سال پیش که تأملات نابهنگام نیچه را ترجمه می‌کردم، با او آشنا شدم و در ترجمه بعضی عبارات این کتاب به او و آثارش مراجعه کردم.

دوستدار بر این نکته مورد اجماع همه روشنفکران که جامعه ایرانی دارای ذهنیتی مذهبی و به اصطلاح Religious Minded است, تأکید داشت و مدعی بود که چون فرهنگ ایرانی، «دین‌خو» است، ایرانی، قدرت اندیشیدن ندارد. من با این نتیجه‌گیری مخالف بوده و هستم و همیشه گفته و نوشته‌ام که تفاوت فیلسوف و متکلم در این است که فیلسوف در تفکر خود التزام و علاقه‌ای ندارد که آیا حاصل تفکرات او با اعتفادات دین معین یا ادیان به‌طور عام، همخوانی دارد یا نه! به عکس، این متکلم است که از استدلال عقلانی و قواعد فلسفی و منطقی برای اثبات اعتقادات دینی یا توجیه احکام و مناسک مذهبی کمک می‌گیرد.

فیلسوفان بی‌دین و ضددین

به همین دلیل، ما در طول تاریخ فیلسوفان بی‌دین و ضددین بسیار داشته‌ایم که در رأس آنان باید از محمد زکریای رازی یاد کرد. من در مصاحبه‌ای که استاد معین کمالی با من راجع به محمد زکریای رازی داشته‌اند و در کانال کاریزبان منتشر کرده‌اند، به این مطلب به شرح پرداخته‌ام. همچنین در مصاحبه‌ای که در سلسله نشست‌های کافه ویرگول با حضور و مشارکت دکتر سید ابوالفضل حسینی، دکتر مهران صولتی، دکتر قدرتی، دکتر مظفر و... داشتم، مفصل به اندیشه‌های الحادی رازی و همچنین کتاب‌های حیل المتنبین و مخاریق الانبیاء رازی اشاره کردم.

نگاه «دوستدار» درباره تاریخ ایران

دکتر دوستدار مدعی است که در کل تاریخ ایران، تنها چهار نفر در ایران اندیشیده‌اند یا به‌راستی پرسیده‌اند و به این فرایند نزدیک شده‌اند: خیام، محمد رازی، فردوسی و ابن مقفع؛ در حالی‌که اولا، نتیجه چهل سال شاهنامه‌پژوهی من آن است که علی‌التحقیق فردوسی یک مسلمان شیعه دوازده امامی و به تصریح خودش خاک وی حیدر و بی‌شک و تردید خداباور بوده است. ثانیا، رگه‌های الحاد فلسفی و ضدیت با ادیان در تاریخ فلسفه در ایران پیش و پس از اسلام وجود داشته است و حضور طایفه‌ای به نام زنادقه اسلام در ردیف ابوالعباس معرب و ابوحیان توحیدی داستانی دراز است و نه این است که این رگه فکری در ایران به کلی متروک مانده باشد، بلکه همچنان تا عصر ما ادامه داشته است و من فقط برای نمونه چهار شاهد از متأخران ذکر می‌کنم :

۱. در ذم میرزا رفیع مکفر از حکمای عصر قاجار گفته‌اند:

فساد مذهب میرزا رفیع را بنگر/ نخوانده حکمت یونان، چنان شده گمراه

که گر مناره مسجد کنند در .../ نگوید: اشهد ان لا اله الا الله!

۲. دکتر قاسم غنی در جلد اول یادداشتهایش ضمن شرح حال میرزا اسماعیل افتخار الحکمای طالقانی مدفون در سبزوار (از استادان امین‌الشریعه سبزواری مدفون در گرگان، درگذشته ۱۳۱۸) نوشته است که افتخار الحکما به مقدسین و مقدسات فحش می‌داد و کتبا هم در پاسخ فقیهی که او را به توبه از اعتقاد به وحدت وجود در فلسفه صدرایی توصیه می‌کرد، نوشت که حاضر است از اعتقاد به واجب الوجود یعنی باورمندی به وجود خدا توبه کند.

۳. مهدی اخوان ثالث شاعر «مزدشتی: مزدکی/ زرتشتی» مسلک، در یادداشت‌های خاطره‌ای خود ذکر خیری کرده است از استاد سید احمد رضوی خراسانی که در دانشگاه اصفهان استاد ادبیات بود و مدتی به چین رفت و بعد در زمان ریاست منوچهر گنجی در دانشکده حقوق دانشگاه تهران مدتی قلیل استاد اصول و قواعد فقه ما بود و اخوان از او به یکی از «اجله زنادقه سادات رضویه»!! تعبیر کرده است.

۴. همچنین من ذبیح بهروز را خودم در تهران دیدم و سخنان الحادی او را به گوش خویش از او شنیدم، رسما دین را به مسخره می‌گرفت و کفر می‌گفت و نیز می‌دانم که وی در مجالس مباحثه علامه طباطبایی با هانری کربن در تهران شرکت می‌کرد و نماز نمی‌‍خواند، ولی می‌گفت: من نه نماز می‌خوانم و نه بر سفره شما ناهار می‌خورم.

اما دین‌خویی یا همان ذهنیت دینی

واژه‌های «دین‌خویی» و «امتناع تفکر» و «روزمرگی» کلیدواژه‌های دکتر آرامش دوستدارند. دوستدار تعبیر «دین‌خویی» یا همان ذهنیت دینی را نه شکلی از تفکر که «امتناع تفکر» به معنای محال بودن اندیشیدن در فرهنگ دینی تلقی می‌کند. در حالی‌که دین‌داری و بی‌دینی اصلی مقول به تشکیک است و دارای درجات و مراتب متفاوت است. در زمان تسلط انگلیسی‌ها بر هند، شاعر نامدار غالب دهلوی را به جرم شرب خمر تحت تعقیب قرار دادند. او در دفاع وارد بحث اصول دین و اعتقادات نشد، اما در فروع دین و احکام گفت: من مسلمانم و مسلمان نیستم؛ چون همانند مسلمانان گوشت خوک نمی‌خورم، اما به خلاف آنان ویسکی می‌خورم!

آرامش دوستدار در کتاب «خویشاوندی پنهان» در بخشی با عنوان «شاخص‌های فرهنگ دینی» بعد نخست «فرهنگ دینی» را عدم پرسش‌گری می‌داند. این نیز نادرست است زیرا استشکال و جر و بحث و علم مناظره در فرهنگ ایران پس از اسلام از دیرباز جاری بوده است که به قول سعدی : فقیهان طریق جدل ساختند/ لم و لا نسلم درانداختند

مهمتر از آن احتجاج‌هایی است که بین‌الادیان و در کتب ملل و نحل دیده می‌شود و احمد طبرسی شیعی در کتاب «احتجاج» از آن‌ها سخن گفته است. در مجموع، من به‌عنوان یک فیلسوف ایرانی با دوستدار و کلی‌گویی‌هایش موافق نبودم، هرچند به او و اشباه و نظائر رو به تکثیرش حق می‌دهم که در مناظرات و مباحث خود آزادانه امثال مرا به چالش کشند و نقد کنند./آسیانیوز