دکتر احمد رشیدی‌نژاد

روزنامه آسیا- در هفته‌های اخیر، آسمان خاورمیانه بار دیگر از ابرهای تیره تنش‌های نظامی سنگین شده است. نمایش توان موشکی ایران از یک سو، و افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس از سوی دیگر، صحنه‌ای را رقم زده که زمزمه‌های «برخورد کنترل‌نشده» و «گسترش درگیری» در آن به گوش می‌رسد. در این میان، اما یکی از بازیگران کلیدی منطقه نه در مرکز میدان، که بر لبه پرتگاه ایستاده و با نگرانی عمیق به پیامدهای احتمالی می‌نگرد: ترکیه. این پرسش اساسی مطرح است: که با وجود رقابت‌های آشکار آنکارا و تهران در صحنه منطقه، چرا ترکیه امروز با چنین شور و فوریتی خواهان «خویشتنداری» و «میانجی‌گری» است؟ آیا این موضع، یک تاکتیک دیپلماتیک گذراست یا ریشه در یک ضرورت استراتژیک مطلق و ترسی وجودی دارد؟

پاسخ را باید در ترکیب بی‌سابقه‌ای از آسیب‌پذیری‌های مستقیم و محاسبات سخت منافع ملی ترکیه جست. برخلاف دیگر بازیگران منطقه که مخالف جنگ هستند، برای آنکارا یک درگیری تمام‌عیار میان ایران و آمریکا به معنای مواجهه با یک «کابوس مطلق» چندلایه است که ثبات کنونی آن را از بنیان متلاشی می‌کند. نخستین و فوری‌ترین وحشت، مسئله امنیت مرزی و هجوم آوارگان است. به گفته مسئولان ترک، این کشور هم‌اکنون میزبان چند میلیون پناهنده سوری است و جامعه و اقتصاد آن تا مرز تحمل فشار آمده است. یک جنگ جدید می‌تواند موج سیل‌آسا و غیرقابل کنترلی از آوارگان ایرانی و نیز افغان‌هایی را که ممکن است از ایران عبور کنند، به سوی مرزهای شرقی ترکیه روانه کند. این اتفاق به تنهایی می‌تواند موجب فروپاشی تعادل اجتماعی در مناطق مرزی و تحمیل بار اقتصادی غیرممکنی بر دوش دولت شود. 

افزون بر این، مرز طولانی و پرنقش ترکیه با ایران می‌تواند به سرعت به کانون ناامنی، قاچاق گسترده سلاح و فعالیت گروه‌های تندرو تبدیل شود و آتشی را که ترکیه سال‌ها در سوریه تلاش کرد از مرزهای خود دور نگه دارد، این بار مستقیما به حیاط خلوتش بکشاند. دومین ضربه مهلک، متوجه قلب اقتصاد شکننده ترکیه خواهد بود. این کشور به شدت به واردات انرژی وابسته است. بنابراین هرگونه درگیری در خلیج فارس، محور اصلی انتقال انرژی جهان، بی‌درنگ خطوط عرضه را مختل و قیمت نفت و گاز را به شکل نجومی افزایش خواهد داد. برای اقتصادی که با تورم بالا و بی‌ثباتی ارزی دست به گریبان است، چنین شوکی می‌تواند به معنای سقوط آزاد باشد. 

از سوی دیگر، علی‌رغم تحریم‌های آمریکا، مرز ترکیه با ایران همچنان شریان مهمی برای مبادلات تجاری، ترانزیت کالا و قاچاق کنترل‌شده سوخت بوده است. جنگی که این جریان‌های اقتصادی زیرزمینی اما حیاتی را قطع کند، ضربه دیگری به بخش‌های خصوصی وابسته در ترکیه وارد می‌آورد. جنگ، هم قیمت واردات را افزایش می‌دهد و هم یک بازار مهم و مسیر ترانزیت را می‌بندد؛ معادله‌ای که هیچ اقتصاددانی در آنکارا حاضر به پذیرش ریسک آن نیست.

سوم، و شاید پیچیده‌تر از همه، به هم خوردن موازنه ظریف و چندوجهی منطقه‌ای ترکیه است. آنکارا در سال‌های اخیر با حرکتی مارپیچ، خود را در موقعیتی منحصر به فرد قرار داده: عضوی از ناتو با پایگاهی مهم در اینجیرلیک، اما دارای روابط راهبردی و وابستگی نظامی- انرژی به روسیه؛ رقیب ایران در حفظ نفوذ در سوریه، عراق و قفقاز، اما هم‌پیمانی استراتژیک با آن در مقابله با خیزش کردی و جلوگیری از تجزیه کشورهای همسایه، و احتمالا نیازمند به همکاری با ایران در سوریه در مقابل با اهداف اسرائیل. 

بدین ترتیب یک جنگ فراگیر، این فضای مانور هوشمندانه و گاه ریاکارانه دیپلماتیک را در هم می‌کوبد، ترکیه را مجبور می‌سازد تا در میان دو بلوک کاملا متخاصم، انتخابی سخت و قطعی انجام دهد: یا در کنار متحد ناتوی خود (آمریکا) علیه ایران بایستد که به معنای از دست دادن دائمی همسایه شرقی، شعله‌ور شدن مرزها و احتمالا هدف قرار گرفتن توسط گروه‌های نیابتی ایران است، یا بی‌طرفی پیشه کند که خشم واشنگتن و پیامدهای امنیتی در ناتو را در پی خواهد داشت. آنکارا هیچ یک از این دو گزینه را نمی‌پسندد؛ ترجیح می‌دهد رقابت طبیعی با تهران در چارچوب یک «ثبات نسبی» مدیریت شود، نه در آشوب یک جنگ که همه معادلات را بر هم می‌زند.

در مقایسه با دیگر بازیگران منطقه‌ای مخالف جنگ، مانند قطر، عمان یا دیگر کشورهای عرب منطقه، عمق و فوریت تهدید برای ترکیه به مراتب بیشتر است. این تفاوت در سطح تهدید است که سفر فوری وزیر خارجه ایران را به آنکارا توضیح می‌دهد. آنکارا برای ایران در شرایط انزوا، یک «دریچه دیپلماتیک» حیاتی است. ترکیه از این موقعیت استفاده می‌کند تا هم پیام هشدارآمیز تهران درباره عواقب تشدید فشار را به گوش واشنگتن برساند، و هم خود بر آمریکا تأثیر بگذارد که هزینه جنگ برای متحدانش غیرقابل تحمل خواهد بود.

بنابراین، میانجی‌گری برای ترکیه نه یک انتخاب، که تنها راه منطقی و عقلانی برای نجات از ورطه‌ای است که امنیت ملی آن را تهدید می‌کند. آنکارا سکوت را برنمی‌تابد، زیرا سکوت به معنای پذیرش ریسک فروپاشی است. در آستانه این طوفان، ترکیه ناگزیر است بر روی طناب باریکی قدم بزند: هم از نقش خود به عنوان عضو ناتو برای مهار واشنگتن استفاده کند، و هم از ارتباطش با تهران برای خویشتنداری طرفین بهره ببرد. موفقیت در این مأموریت نه تنها به جلوگیری از یک فاجعه منطقه‌ای کمک می‌کند، که خود موقعیت ترکیه را به عنوان یک قدرت مستقل و اجتناب‌ناپذیر منطقه‌ای تثبیت خواهد کرد. شکست در آن، اما شاید به قیمت از دست دادن خیلی چیزها باشد.

اردوغان در گفت‌وگو با عراقچی با ابلاغ سلام خود به مقام معظم رهبری و رئیس‌جمهور پزشکیان، گفت: «دولت و مردم ایران با وحدت و انسجام ملی، بر چالش‌های موجود فائق خواهند آمد.» او با اشاره به رایزنی‌های این کشور برای کاهش تنش، افزود: «منطقه تاب تشدید ناامنی ندارد؛ تنها راه حل موضوع هسته‌ای ایران دیپلماسی است و ترکیه آماده هرگونه کمک در این زمینه اعلام کرد.»

دکتر احمد رشیدی‌نژاد، پژوهشگر ژئوپلیتیک

آسیانیوز