دکتر مهدی کریمی تفرشی

روزنامه آسیا-برق پایدار به یکی از پایه‌های تولید رقابتی در ایران تبدیل شده است. تداوم ناترازی انرژی، ظرفیت کارخانه‌ها را تحت فشار قرار داده و هزینه‌ای فراتر از قبض برق بر دوش اقتصاد گذاشته است. تابستان ۱۴۰۵ برای بخش تولید با یک معادله دشوار همراه شده است. تقاضای برق در اوج مصرف از توان عرضه شبکه فاصله می‌گیرد و صنعت برای حفظ تعادل شبکه سهم قابل توجهی از محدودیت مصرف را تحمل می‌کند. 

برآوردهای مربوط به تابستان امسال، شکاف میان عرضه و تقاضا را در سناریوی واقع‌بینانه حدود ۱۳.۶ هزار مگاوات نشان داده‌اند. چنین فاصله‌ای، مدیریت مصرف را به بخشی از واقعیت روزمره تولید تبدیل کرده است. کارخانه‌ای که برنامه هفتگی خود را بر اساس ساعت کار ماشین‌آلات، سفارش مشتری و دسترسی به مواد اولیه تنظیم می‌کند، با هر تغییر در برنامه برق ناچار به بازتنظیم زنجیره تولید می‌شود. همین‌جا نخستین هزینه پنهان بحران شکل می‌گیرد: اقتصاد برای تولید همان مقدار محصول، زمان و منابع بیشتری مصرف می‌کند.

صنایع کوچک و متوسط سهم بیشتری از این فشار را احساس می‌کنند. بنگاه بزرگ امکان تأمین مالی نیروگاه اختصاصی، خرید مولد اضطراری یا مشارکت در طرح‌های تولید برق را با توان بیشتری بررسی می‌کند، اما واحد کوچک معمولا با سرمایه در گردش محدود، حاشیه سود پایین‌تر و دسترسی دشوارتر به منابع مالی فعالیت دارد. خرید یک مولد برای چنین واحدی تنها به قیمت دستگاه محدود نمی‌شود و هزینه سوخت، نگهداری، تعمیرات و استهلاک را نیز به همراه دارد. 

توسعه برق خورشیدی نیز سرمایه اولیه و زیرساخت مناسب می‌خواهد. گزارش‌های کارشناسی درباره راهکارهای کاهش ریسک برق صنایع، خودتأمینی، قراردادهای بلندمدت خرید برق و استفاده از سامانه‌های ذخیره‌سازی را از گزینه‌های قابل بررسی برای بنگاه‌ها دانسته‌اند. این راهکارها می‌توانند بخشی از مشکل را مدیریت کنند، اما توان مالی همه واحدهای تولیدی برای استفاده از آن‌ها یکسان نیست.

اثر ناترازی انرژی در ترازنامه شرکت‌ها نیز مسیر مشخصی دارد. کاهش ساعات تولید، درآمد بالقوه بنگاه را پایین می‌آورد و هم‌زمان بخش بزرگی از هزینه‌های ثابت همچنان پابرجا می‌ماند. حقوق کارکنان، اجاره، استهلاک ماشین‌آلات، هزینه‌های مالی و تعهدات قراردادی با خاموش شدن خط تولید متوقف نمی‌شوند. همین ترکیب، حاشیه سود را فشرده می‌کند و توان بنگاه برای تأمین سرمایه در گردش را کاهش می‌دهد. فشار نقدینگی در یک واحد تولیدی می‌تواند به تأخیر در خرید مواد اولیه منجر شود و تأخیر در خرید نیز چرخه بعدی تولید را تحت تأثیر قرار دهد. 

زنجیره تأمین نیز یکی از نقاط حساس این بحران است. یک کارخانه به تنهایی تولید نمی‌کند و فعالیت آن به ده‌ها تأمین‌کننده، شرکت حمل‌ونقل، انبار، پیمانکار و مشتری وابسته است. توقف یک واحد صنعتی می‌تواند سفارش مواد اولیه را کاهش دهد و تأخیر در تحویل محصول، برنامه فروش شرکت دیگری را بر هم بزند. این اثر در صنایع بزرگ و زنجیره‌ای، گسترده‌تر دیده می‌شود. برای نمونه، کاهش تولید یک واحد در صنایع پایه می‌تواند دسترسی صنایع پایین‌دستی به مواد اولیه را محدود کند و افزایش زمان تحویل را به بخش‌های بعدی منتقل سازد. به همین دلیل، زیان اقتصادی خاموشی باید در سطح زنجیره ارزش سنجیده شود، نه در محدوده یک کارخانه.

سرمایه‌گذاری یکی از مهم‌ترین بخش‌های این معادله است. سرمایه‌گذار برای احداث یک واحد صنعتی به افق چندساله نگاه می‌کند و ثبات زیرساخت انرژی بخشی از همین افق است. نرخ ارز، هزینه تأمین مالی، بازار فروش، قیمت مواد اولیه و قوانین مالیاتی همگی در محاسبه بازده پروژه حضور دارند. برق نیز در بسیاری از صنایع به همان اندازه تعیین‌کننده است. مسئله برق در اینجا به رابطه میان انرژی و رشد اقتصادی می‌رسد. تولید صنعتی زمانی افزایش پیدا می‌کند که سرمایه، نیروی انسانی و فناوری بتوانند در کنار یکدیگر با ظرفیت مناسب فعالیت کنند. محدودیت انرژی استفاده از همین عوامل تولید را کاهش می‌دهد. 

سیاست‌گذاری انرژی نیز نیازمند تغییر زاویه نگاه است. مدیریت مصرف در دوره اوج بار برای حفظ شبکه ضرورت دارد، اما اقتصاد تولید به برنامه‌ای فراتر از مدیریت روزانه خاموشی احتیاج دارد. توسعه ظرفیت نیروگاهی، نوسازی شبکه انتقال و توزیع، کاهش تلفات، افزایش بهره‌وری نیروگاه‌ها و توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر باید در کنار هم دنبال شوند. برنامه‌های مربوط به خودتأمینی صنایع نیز زمانی نتیجه مطلوب ایجاد می‌کنند که مقررات خرید و فروش برق، تأمین مالی و اتصال به شبکه ثبات کافی داشته باشد.

انرژی خورشیدی می‌تواند یکی از مسیرهای مهم کاهش فشار بر شبکه باشد، به‌ویژه در شهرک‌های صنعتی که زمین و مصرف هم‌زمان برق در اختیار دارند. توسعه این ظرفیت البته جایگزین کامل شبکه سراسری نیست و تولید خورشیدی به زمان تابش وابسته است. اقتصاد ایران برای عبور از بحران برق به یک تصمیم راهبردی درباره جایگاه انرژی در سیاست صنعتی نیاز دارد. برق پایدار باید بخشی از زیرساخت رشد اقتصادی دیده شود و برنامه توسعه تولید نیز بر اساس ظرفیت واقعی انرژی تنظیم شود./آسیانیوز