دکتر مهدی کریمی تفرشی

روزنامه آسیا-چند شغله بودن برای بسیاری از افراد به راهی برای تأمین هزینه‌های زندگی تبدیل شده است. افزایش ساعات کار، آرام‌آرام زمان خانواده، استراحت و ارتباطات اجتماعی را کوچک‌تر می‌کند. در بخش‌هایی از جامعه، پایان ساعت کاری به معنای پایان روز کاری نیست. فرد پس از اتمام شغل اصلی، راهی محل کار دوم می‌شود، پشت فرمان خودرو می‌نشیند، سفارش اینترنتی می‌گیرد، پروژه‌ای را از خانه دنبال می‌کند یا چند ساعت دیگر برای افزایش درآمد وقت می‌گذارد. این الگو در سال‌های اخیر چهره آشناتری از زندگی اقتصادی مردم ساخته است. 

فاصله میان درآمد و هزینه‌های ضروری، بسیاری از خانواده‌ها را به سمت استفاده بیشتر از توان کاری اعضای خود سوق داده و مفهوم «وقت آزاد» را برای گروهی از شاغلان به کالایی کمیاب تبدیل کرده است. در ظاهر، مسئله درباره افزایش درآمد است، اما اثر آن به ساعت کاری محدود نمی‌ماند. وقتی بخش بزرگی از روز صرف کار می‌شود، زمان گفت‌وگو با خانواده، دیدار دوستان، ورزش، مطالعه، تفریح و حضور در اجتماع نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد و سبک زندگی فرد به تدریج حول محور کار شکل می‌گیرد.

زندگی چندشغله معمولا با یک تصمیم بزرگ آغاز نمی‌شود. چند ساعت کار بیشتر در هفته، پذیرفتن یک پروژه اضافی، فعالیت در یک پلتفرم یا انجام کاری در ساعات عصر می‌تواند قدم نخست باشد. درآمد حاصل از این فعالیت‌ها برای پرداخت اجاره، هزینه تحصیل فرزندان، اقساط، درمان، خریدهای ضروری یا ایجاد پس‌انداز اهمیت دارد. همین ضرورت اقتصادی باعث می‌شود فرد در برابر خستگی نیز به ادامه کار تمایل داشته باشد. 

زمانی که کار دوم به بخش ثابت برنامه روزانه تبدیل می‌شود، ساعات استراحت کاهش پیدا می‌کند و روزها شکل فشرده‌تری به خود می‌گیرند. صبح زود آغاز می‌شود، ساعت‌های اداری به سرعت می‌گذرد و عصر و شب نیز با فعالیت دیگری ادامه پیدا می‌کند. در این میان، رفت‌وآمد، پاسخ به تماس‌ها و پیام‌های کاری و رسیدگی به امور شغلی نیز بخشی از زمان فرد را مصرف می‌کند. نتیجه، روزهایی است که در آن‌ها کار جای بسیار بیشتری از زندگی را به خود اختصاص داده است.

خانواده نخستین فضای اجتماعی است که تغییر این الگو را احساس می‌کند. پدر یا مادری که پس از یک روز طولانی به خانه می‌رسد، معمولا انرژی محدودی برای گفت‌وگو، بازی با فرزند یا مشارکت در فعالیت‌های خانوادگی دارد. حضور در خانه زمانی به ارتباط واقعی تبدیل می‌شود که فرد توان و حوصله مشارکت داشته باشد. خستگی مداوم می‌تواند کیفیت همین حضور را تغییر دهد و خانواده را به مجموعه‌ای از ملاقات‌های کوتاه در فاصله میان دو نوبت کاری تبدیل کند. روابط دوستانه نیز به زمان احتیاج دارند و این زمان در زندگی چندشغله به سرعت کوچک می‌شود.

این تغییر اهمیت زیادی دارد، زیرا انسان برای حفظ تعادل اجتماعی خود به ارتباط با دیگران نیاز دارد. خانواده، دوستان، همکاران و گروه‌های اجتماعی مجموعه‌ای از پیوندهایی هستند که احساس تعلق را شکل می‌دهند و امکان عبور از دوره‌های دشوار را افزایش می‌دهند. کاهش این پیوندها در کنار افزایش فشار کاری می‌تواند احساس خستگی اجتماعی را عمیق‌تر کند. چندشغله بودن برای جوانان نیز معنای ویژه‌ای پیدا کرده است. بسیاری از جوانان در سال‌های نخست ورود به بازار کار با هزینه‌های مسکن، رفت‌وآمد، آموزش و تشکیل زندگی مواجه هستند و درآمد یک شغل برای رسیدن به اهداف مورد نظرشان کافی به نظر نمی‌رسد. 

کار دوم در این شرایط به ابزاری برای استقلال مالی تبدیل می‌شود. جوانی که صبح در یک شرکت فعالیت می‌کند و عصر به کار اینترنتی یا پروژه‌ای می‌پردازد، درآمد بیشتری به دست می‌آورد، اما زمان کمتری برای یادگیری، ورزش، ارتباط اجتماعی و ساختن زندگی شخصی در اختیار دارد. حتی تصمیم‌هایی مانند ادامه تحصیل، ازدواج، سفر یا یادگیری یک مهارت تازه نیز ممکن است به دلیل فشردگی برنامه کاری به تعویق بیفتد. به این ترتیب، چندشغله بودن از یک راهکار اقتصادی به عاملی برای تغییر مسیر زندگی تبدیل می‌شود.

زنان شاغل نیز در بسیاری از خانواده‌ها با ترکیب پیچیده‌تری از مسئولیت‌ها روبه‌رو هستند. ساعت کاری بیرون از خانه در کنار وظایف مربوط به خانه، مراقبت از فرزندان و رسیدگی به امور خانواده قرار می‌گیرد و در صورت اضافه شدن شغل دوم، فشار زمانی افزایش پیدا می‌کند. این وضعیت اهمیت تقسیم مسئولیت‌های خانوادگی را بیشتر نشان می‌دهد. مشارکت اقتصادی زنان زمانی می‌تواند به استقلال و توانمندی منجر شود که فرصت کافی برای استراحت، رشد فردی و زندگی خانوادگی نیز وجود داشته باشد. 

جامعه‌ای که نیروی کار بیشتری را وارد چرخه اقتصادی می‌کند، هم‌زمان به سازوکارهایی برای حمایت از زندگی خانوادگی، خدمات مراقبتی و تعادل میان کار و زندگی نیاز دارد. اقتصاد پلتفرمی شکل تازه‌ای به چندشغله بودن داده است. تلفن همراه، اینترنت و پلتفرم‌های خدماتی امکان کسب درآمد در ساعات مختلف روز را فراهم کرده‌اند. رانندگی، فروش اینترنتی، آموزش آنلاین، تولید محتوا و انجام پروژه‌های مستقل، نمونه‌هایی از فعالیت‌هایی هستند که می‌توانند در کنار شغل اصلی انجام شوند. 

انعطاف زمانی این مشاغل یک فرصت مهم محسوب می‌شود، اما همین انعطاف گاهی مرز میان کار و استراحت را کمرنگ می‌کند. وقتی هر ساعت آزاد می‌تواند به یک ساعت درآمدزا تبدیل شود، وسوسه پر کردن زمان‌های خالی با فعالیت اقتصادی افزایش پیدا می‌کند. در چنین الگویی، تلفن همراه از ابزار ارتباطی به دفتر کار سیار تبدیل می‌شود و پیام کاری می‌تواند در مسیر خانه، هنگام صرف غذا یا حتی در زمان استراحت وارد زندگی شخصی شود.

فرسودگی حاصل از این سبک زندگی نیز لایه‌های مختلفی دارد. خستگی جسمی تنها یکی از آنهاست. ذهن فرد نیز به فاصله میان کارها برای بازیابی نیاز دارد. تغییر مداوم میان چند وظیفه، پاسخ‌گویی هم‌زمان به چند مسئولیت و نگرانی دائمی درباره درآمد، فرصت آرامش ذهنی را کاهش می‌دهد. فرد ممکن است ساعت‌های زیادی از روز را در حال فعالیت باشد و در پایان احساس کند زمان کافی برای هیچ‌کدام از بخش‌های زندگی نداشته است. 

کار بخش مهمی از زندگی انسان است و درآمد حاصل از آن پایه بسیاری از تصمیم‌های خانوادگی و اجتماعی را شکل می‌دهد. زندگی اما مجموعه‌ای بزرگ‌تر از ساعات کاری است. خانواده، دوستی، استراحت، تفریح، یادگیری و مشارکت اجتماعی نیز به زمان و انرژی نیاز دارند. چندشغله بودن زمانی به یک مسئله اجتماعی تبدیل می‌شود که کار برای تأمین زندگی، بخش‌هایی از خود زندگی را کنار بزند. جامعه‌ای که میان درآمد و زمان تعادل ایجاد کند، امکان می‌دهد افراد هم برای اقتصاد خانواده تلاش کنند و هم فرصت کافی برای زندگی کردن داشته باشند. 

دکتر مهدی کریمی تفرشی، پژوهشگر دیپلماسی اجتماعی

آسیانیوز