روزنامه آسیا- علی زنداکبری - چهارشنبه سوری، اولین جشن از جشن‌های آغاز بهار است که از ایران باستان در سرزمین‌های پارسی‌زبان برپا گردیده و تبدیل به فرهنگی سنتی در میان آنان گشته است. امروزه کشورهایی همچون تاجیکستان، ازبکستان، افغانستان و... چهارشنبه سوری را جشن می‌گیرند. این جشن را عمدتا برگرفته از «جشن سده» می‌دانند، جشنی زمستانی که با شادی و بزم فراوان در شب یازده بهمن با روشن کردن آتش‌هایی بزرگ در بالای تپه‌ها و یا زمینهای پهن و باز انجام می‌گرفت. 

در این روز که از روزهای تعطیل بوده است، ایرانیان باستان خانه‌های خود را بخور داده تا از بلا و چشم بد به دور باشند، تا اینکه نزد شاهان رسم بر برافروختن آتش مرسوم گشت. این طریق جشن سوری در ایران باستان، جشنی بود که به آتش احترام می‌گذاشتند که نه ریشه در آتش‌پرستی و نه توتم‌پرستی داشته است، چرا که اعتقاد بر این رویه بوده که وقتی انسان به آتش دست پیدا می‌کند، شب نیز همچون روز گرم و روشن می‌شود و به همین منظور آتش برای پارسی‌زبانان سمبلی از پاکی و شور و حرارت زندگی معنا پیدا می‌کند که روشنایی و نور آن برای خروج از ظلمت و تاریکی از بدی‌ها و ترس‌ها و پیام‌آور رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است. 

البته که در آن زمان از آتش برای از بین بردن آفات و جانوران ریز و زیان‌بار و بیماری‌های واگیردار و جهت زدایندگی ناپاکی‌ها و بیماری‌ها استفاده می‌شده است، که این خود دلیل دیگری برای برافروختن سمبلیک آتش در این جشن است. از سوی دیگر عده‌ای نیز بعد از اصلاح گاهشماری در زمان اردشیر یکم، جشن «همسپهمدیم» را که شش روز پیش از نوروز برگزار می‌گردید، ریشه اصلی جشن سوری می‌دانند.

قدیمیترین نسخ در خصوص جشن چهارشنبه سوری در کتاب «تاریخ بخارا/ مزارات بخارا» نوشته ابوبکر محمد بن جعفر به سال 332 هجری  آمده است:

«چون امیر سدید منصور بن نوح به ملک نشست، هنوز سال تمام نشده بود که در شب سوری چنان که عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند.»

عبور سیاوش از آتش و نشان دادن بی‌گناهیش به پدر نیز از داستان‌های کهن شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی است:

«... سیاوش سپه را بدانسان بتاخت/ تو گفتی که اسبش بر آتش به ساخت

ز آتش برون آمد آزاد مرد/ لبان پر ز خنده برخ همچو ورد...»


و یا داستان رزم بهرام چوبینه با پرموده، پسر ساوه شاه:

«... ستاره شمر گفت بهرام را/ که در «چارشنبه» مزن کام را

...

بشد «چارشنبه» هم از بامداد/ بدان باغ کامروز باشیم شاد

...

ز جیحون همی آتش افروختند/ زمین و هوا ارهمی سوختند.»

* نامگذاری

همانطور که پیشتر گفته شد یکی از داستان‌های اساطیری در چهارشنبه سوری مربوط به داستان عبور سیاوش از آتش است که در شاهنامه روایت شده، این رویداد در بهرام شید «سه شنبه آخر سال» روی داد و از چهارشنبه تا ناهید شید «جمعه ـ آدینه»، کشور پهناور ایران به علت گذر سیاوش از آزمون آتش، در بزم و سرور بود. از این رو هر ساله سه شنبه آخر سال را جشن می‌گرفتند و نام «بزم شب چهارشنبه» یا «چهارشنبه سوری» به آن تعلق گرفت و یا داستان بهرام چوبینه را که در چارشنبه (چهارشنبه) رخ داد، علت دیگری برای نامگذاری آن می‌دانند.

البته بعضی نیز داستان ضحاک را عامل نامگذاری این رویداد می‌دانند. ضحاک جوانان را می‌کشت تا دو مار خود را از مغز آنان تغذیه نماید، جوانان از بیم جانشان به کوه‌های اطراف پناه بردند و پس از پیروزی کاوه و از بین رفتن ضحاک، خانواده جوانان با روشن کردن آتش فرزندان خود را از این رویداد آگاه کردند و آنان سرخوشانه پیش عزیزان خود بازگشتند و چون این رویداد در غروب سه‌شنبه آخر سال روی داد، از این‌رو جشن پیروزی کاوه بر ضحاک را هرساله به نام چهارشنبه‌سوری بر پا می‌نمودند. 

اما معمول‌ترین روایت، بر این پایه است که واژه سور در زبان فارسی به معنای جشن، مهمانی و سرخ ذکر شده و تاریخ ایران کهن نیز بر اساس دوازده ماه سی روزه بوده است که هر کدام از این سی روز اسامی خاص خود را داشته‌اند که شب آخرین چهارشنبه سال را بر اساس روایات مختلف (که دو مورد آن ذکرشد)، چهارشنبه‌سوری نام نهادند.

* چرا پریدن از آتش؟

همچون تمام نشانه‌های باستانی، این جشن نیز به فراخور گذر زمان با تحریفات، خرافات و تغییرات فراوانی مواجه شده است، اما اصل فلسفه برپایی و وجود آن بر پایه دور ریختن و از بین بردن اتفاقات و حوادث بدشگون، تلخی‌ها و  بیماری‌ها و آفات و عدم رونق و خوشی زندگی به واسطه پیشامدهای ناگوار و سوزاندن آن در آتش است. چنانچه پس از پریدن از روی آتش به صورت نمادین تمامی بدی‌ها و بداحوالی‌ها را به شعله گرم آتش می‌سپارند و با گفتن نثری شعرگون به صورت «سرخی تو از من، زردی من از تو» به دفع و فراموشی زردی حاصل از زرد رنگی بیماری، کسالت و بدی و جذب سرخوشی و سرزندگی سرخی می‌پردازند. همچون دوره طاعون که رخت و ابزار بیمار را در آتش می‌ریختند تا از بدی‌ها پاک گردند. 

امروزه نیز همین رسم اسفند دود کردن و اطراف خانه گرداندن نیز برای زدودن شر و بیماری و چشم زخم از همان منظر به جای مانده است، از این‌رو با توجه به موارد یادشده، اینکه گفته می‌شود پریدن از روی آتش و خواندن شعر همیشگی آن توهین به آتش و رسمی ایرانی نیست، مردود است. ضمن آن‌که بر طبق آئین باستان، پریدن از روی آتش ریشه در«آزمون آتش» دارد، مثل عبور سیاوش از آتش و یا آزمون آتش «آذرپاد مهر اسپندان» دانشمند و موبد موبدان شاپور دوم که برای جلب اعتماد مردم حاضر شد مقدار زیادی روی گداخته بر سینه‌اش بگذارند، در حالی‌که او آسیبی ندید.

* رسومات چهارشنبه سوری

پهناوری ایران باستان باعث شد سنن زیادی در هر شهر برای چهارشنبه‌سوری رسم گردد. به جز برپایی آتشی بی‌خطر و پریدن از آن و قاشق‌زنی و گرفتن هدایا و خوراکی‌ها از همسایگان و اقوام، پراکندگی‌هایی نیز از رسومات مختلف وجود دارد، مثلا عده‌ای آش رشته میل می‌کنند، خیلی از سنن نیز به واسطه گذر زمان حتی نامشان نیز از یادها رفته، بوته‌افروزی، آب‌پاشی و آب‌بازی، کوزه‌شکنی، شیر سنگی، فال کوزه، شعرگویی، آجیل مشکل‌گشا، شال‌اندازی، داستان‌خوانی و... عده‌ای به سه‌شنبه بازار و چهارشنبه‌بازار نورافشانی‌شده می‌روند و آینه، اسپند و کوزه برای سال نو خریداری می‌کنند. در بعضی از نقاط روز بعد از چهارشنبه‌سوری خانه‌تکانی نوروز آغاز می‌شود و...

* سخن آخر

به یاد داشته باشیم وارد کردن خرافه و استفاده از مواد محترقه و خطرناک و پرصدا، برپایی آتش‌های غیرعادی و بزرگ، جز خدشه وارد کردن به آداب کهن حاصلی ندارد و هیچ‌کس حتی پیشینیان نیز جشنی که بخواهد آرامش و آسایش را بر هم زده و جان دیگران را به خطر اندازد، نه تنها نمی‌پسندند که بر نبودش هم تأکید می‌کنند، پس با رعایت اخلاق و آرامش، سنن مشروع خود را پاس داشته و نگهداری کنیم./آسیانیوز

* علی زنداکبری، عضو انجمن همگرائی مواریث تمدن ایرانی