روزنامه آسیا-رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد با انتقاد از تداوم برخی سیاست‌های نادرست اقتصادی، گفت: «برخی منتقدان سیاست‌های اقتصادی به سیاه‌نمایی یا نداشتن راه‌حل متهم می‌شوند، در حالی‌که گاهی نخستین گام برای حل مسئله، متوقف کردن سیاست‌های مخربی است که نتایج نامطلوب آن‌ها بارها مشاهده شده است.»

به گزارش آسیا، فرشاد مومنی، رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد در نشستی با عنوان «جنگ و ظرفیت‌های ملی» و معرفی کتاب «بیا تماشا کن» که در موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد، با اشاره به خاطراتی از دوران دفاع مقدس و برخی چهره‌های آن دوره، گفت: «اگر بخواهیم درباره آن دوران با موازین اسلامی و اخلاقی سخن بگوییم، نباید دچار اغراق، خلاف‌گویی یا کم‌گویی شویم و باید حقوق همه کسانی را که در آن دوران نقش داشتند، به رسمیت بشناسیم.»

وی با اشاره به خاطره‌ای از شهید حسن باقری اظهار کرد: «در یکی از درگیری‌های نظامی، مهندس موسوی نیز برای حضور در خط مقدم به منطقه رفته بود. در آنجا چند سؤال تخصصی مطرح شد که فرماندهان حاضر نتوانستند پاسخ دهند. بعد از بازگشت، فرمانده مربوطه توضیح داده بود که سطح این سؤالات به اندازه‌ای بالا بوده که فقط شهید باقری می‌توانسته به آن‌ها پاسخ دهد.»

مومنی ادامه داد: «مهندس موسوی در ذهن خود تصور می‌کرد شهید باقری باید فردی با ویژگی‌های خاص و متفاوت باشد؛ اما وقتی وارد شد و دید همان فردی است که او را می‌شناسد، او را در آغوش گرفت و بوسید و شهید باقری نیز توضیحات خود را ارائه کرد. من همچنین خاطرات نزدیکی از شهید داوود کریمی دارم و معتقدم او از جهات متعدد در تراز اولیای برجسته خدا بود.»

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد افزود: «اگر بخواهیم منصفانه درباره آن دوره صحبت کنیم، باید ببینیم چه نمونه‌هایی به جامعه عرضه شدند. ما امروز نام برخی از آن‌ها را می‌بریم، اما هزاران نفر در همان تراز بودند که نامی از آن‌ها باقی نمانده است. حتی بسیاری از کسانی که امروز زنده‌اند، به دلیل این‌که نخواستند چاپلوسی کنند، دنیاپرست شوند یا با باندهای مختلف همراه شوند، کمتر شناخته شده‌اند.»

مومنی با بیان این‌که از ذکر نام برخی افراد به دلیل حفظ رضایت آن‌ها خودداری می‌کند، گفت: «این افراد همچنان زنده‌اند و در تراز همان انسان‌های بزرگ قرار دارند، اما خودشان را به برخی مناسبات نفروختند و به همین دلیل نامی از آن‌ها مطرح نمی‌شود. این توفیق برای ما وجود داشت که برخی از این افراد را از نزدیک ببینیم و عملکرد و وجود نورانی آن‌ها را مشاهده کنیم. حقوق این افراد باید محترم شمرده شود.»

مومنی در ادامه با اشاره به ضرورت توجه به نحوه اداره کشور در دوران دفاع مقدس اظهار کرد: «در برخی موارد، افراط و تفریط، اغراق یا کم‌گویی‌های غیرعادی موجب تضییع حقوق کسانی می‌شود که اداره کشور در آن دوران را بر عهده داشتند.»

وی افزود: «وقتی در اسناد مختلف می‌بینیم که بخش عمده بار انسانی دفاع مقدس بر دوش نیروهای داوطلب بوده است، باید از خود بپرسیم چرا چنین اتفاقی رخ داد. بخش بزرگی از کسانی که برای دفاع رفتند، نظامی حرفه‌ای نبودند؛ آن‌ها به دلیل احساس مسئولیت نسبت به کشور و انقلاب، لباس نظامی پوشیدند و داوطلبانه به جبهه رفتند. اینکه بخش بزرگی از جامعه، فرزندان و اعضای خانواده خود را با چنین آرامشی برای دفاع می‌فرستادند، نشان‌دهنده وجود سطوحی از امنیت اقتصادی و اجتماعی در کشور بود. نادیده گرفتن این واقعیت علاوه بر تضییع حقوق صاحبان آن دوران، موجب می‌شود از تجربه‌های مهم اداره اقتصاد ملی نیز محروم شویم.»

این اقتصاددان با اشاره به ادبیات توسعه گفت: «در میان پژوهشگرانی که جنگ‌ها را از ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی بررسی کرده‌اند، این دیدگاه وجود دارد که عالی‌ترین جلوه‌های حیات تمدنی انسان‌ها در شرایطی ظهور می‌کند که سطوحی از امنیت اقتصادی وجود داشته باشد. اگر مردم در آن دوران با مناسباتی مبتنی بر رانت، ربا، سوداگری، دروغ‌گویی و فریب مواجه بودند، نمی‌توانستند چنین سطحی از همدلی و همراهی با حکومت ایجاد کنند.»

مؤمنی در بخش دیگری از سخنانش گفت: «برخی منتقدان سیاست‌های اقتصادی به سیاه‌نمایی یا نداشتن راه‌حل متهم می‌شوند، در حالی که گاهی نخستین گام برای حل مسئله، متوقف کردن سیاست‌های مخربی است که نتایج نامطلوب آن‌ها بارها مشاهده شده است. وقتی آثار یک سیاست در آمارهای رسمی نیز مشاهده می‌شود، نمی‌توان صرفا با شعار از ادامه آن دفاع کرد.»

مومنی ادامه داد: «ممکن است فردی خود را صادقانه مدافع فقرا بداند، اما همزمان آمارهای رسمی نشان دهد سیاستی که تحت مسئولیت مجموعه او اجرا شده، فشار سنگینی بر معیشت مردم وارد کرده است. در چنین شرایطی باید به جای تداوم سیاست‌های مسئله‌زا، ابتدا درباره توقف و اصلاح آن‌ها تصمیم گرفت.»

وی تأکید کرد: «تجربه دفاع مقدس نشان می‌دهد اعتماد عمومی، عدالت، صداقت مسئولان، تأمین نیازهای اساسی مردم و احساس مسئولیت دولت در برابر جامعه، عواملی هستند که می‌توانند سرمایه اجتماعی ایجاد کنند؛ بنابراین اگر امروز از کاهش اعتماد و مشارکت اجتماعی سخن می‌گوییم، باید ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی این مسئله را نیز مورد توجه قرار دهیم.»/آسیانیوز