دکتر مهدی کریمی تفرشی
روزنامه آسیا-کارآفرینی صرفا ایجاد یک کسبوکار یا راهاندازی یک واحد اقتصادی نیست، بلکه تجلی اراده انسان برای ساختن، تغییر دادن، خلق فرصت و تبدیل محدودیتها به امکان است. در روزگاری که اقتصادها با سرعتی بیسابقه در حال دگرگونی هستند، ملتها بیش از هر زمان دیگری نیازمند اندیشههای نو، جسارت در تصمیمگیری، مهارتآموزی مستمر و فرهنگ کار مولد هستند؛ و این همان نقطهای است که کارآفرینی به عنوان قلب تپنده توسعه، خود را نشان میدهد.
ما بر این باوریم که کارآفرینی فقط یک انتخاب اقتصادی نیست، بلکه یک مسئولیت اجتماعی و ملی است. جامعهای که در آن جوانان به جای انتظار برای یافتن فرصت، به خلق فرصت میاندیشند، جامعهای زنده، پویا، امیدوار و رو به آینده خواهد بود.
امروز اگر بخواهیم صادقانه از مسائل کشور سخن بگوییم، باید بپذیریم که اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند تغییر در نگاه به نیروی انسانی، مهارت، تولید و نوآوری است. منابع طبیعی، سرمایههای مالی و ظرفیتهای جغرافیایی، هرچند مهماند، اما هیچکدام به اندازه سرمایه انسانی خلاق، آموزشدیده و مسئولیتپذیر نمیتوانند مسیر پیشرفت یک کشور را تضمین کنند. آنچه اقتصادها را از رکود به رشد، از وابستگی به خوداتکایی و از خامفروشی به ارزشآفرینی میرساند، نیروی کار ماهر و کارآفرینانی هستند که بتوانند ایده را به محصول، محصول را به بازار و بازار را به اشتغال پایدار تبدیل کنند.
کارآفرین واقعی کسی است که در شرایط عدم قطعیت، شجاعت تصمیمگیری دارد؛ در زمانه فشارهای اقتصادی، از حرکت بازنمیایستد؛ و در میانه مشکلات، نهتنها برای خود، بلکه برای دیگران نیز فرصت رشد و اشتغال ایجاد میکند. کارآفرینان، معماران خاموش آیندهاند؛ کسانی که شاید نامشان کمتر بر زبانها باشد، اما اثرشان در سفره خانوادهها، در رونق بازار، در افزایش عزت ملی و در بالندگی جامعه آشکار است.
بیتردید، سخن گفتن از کارآفرینی بدون توجه به آموزشهای فنی و حرفهای سخنی ناقص خواهد بود. تجربه جهانی و همچنین واقعیتهای میدانی کشور ما نشان میدهد که فاصله میان آموزش نظری و نیاز واقعی بازار کار، یکی از مهمترین چالشهای توسعه است. تا زمانی که مهارت، منزلت واقعی خود را در نظام آموزشی و اجتماعی پیدا نکند، نمیتوان به شکلگیری جریان گسترده و مؤثر کارآفرینی امیدوار بود.
امروز دیگر نمیتوان توسعه را تنها در چارچوب مدارک دانشگاهی تعریف کرد. جهان جدید، جهان مهارتهاست؛ جهان توانستن، ساختن، طراحی کردن، حل مسئله و خلق ارزش. از این رو، باید فرهنگ عمومی جامعه به سمتی حرکت کند که مهارتآموزی نه به عنوان یک مسیر درجه دو، بلکه به عنوان یک انتخاب هوشمندانه، عزتمندانه و آیندهساز شناخته شود. جوانی که حرفه میآموزد، در واقع امکان ایستادن روی پای خود را به دست میآورد؛ و این، یکی از بزرگترین سرمایههای اجتماعی هر ملت است.
واقعیت این است که بسیاری از جوانان مستعد ما، ایده دارند، انگیزه دارند، توانایی دارند، اما گاه در پیچوخم ساختارهای اداری، محدودیتهای مالی و بیاعتمادیهای نهادی، فرصت بروز پیدا نمیکنند. اگر قرار است آیندهای روشنتر برای اقتصاد ایران رقم بخورد، باید راه را برای آنان هموار کرد. باید به آنان میدان داد، شکست را بخشی از فرآیند رشد دانست، و از تجربههای موفق و ناموفق برای ساختن الگوهای بومی کارآفرینی بهره برد.
کارآفرینی در ایران، بیش از آنکه به شعار نیاز داشته باشد، به باور، برنامه و پشتیبانی واقعی احتیاج دارد. نباید فراموش کنیم که کارآفرین، تنها یک فعال اقتصادی نیست؛ او در عمل یک کنشگر اجتماعی نیز هست. هر کسبوکار موفقی که شکل میگیرد، هر کارگاهی که روشن میماند، هر استارتآپی که توسعه پیدا میکند، هر مهارتی که به اشتغال منجر میشود، همه و همه بخشی از سرمایه اجتماعی کشور را تقویت میکنند. کارآفرینی یعنی افزایش امید عمومی؛ یعنی اثبات این حقیقت که میتوان از دل محدودیتها، آیندهای بهتر ساخت.
ایران عزیز ما سرشار از استعدادهای کمنظیر، ظرفیتهای بومی، منابع انسانی توانمند و ایدههای خلاق است. در استانها، شهرها و حتی روستاهای کشور، جوانانی حضور دارند که اگر آموزش درست ببینند، اگر به ابزار و حمایت مناسب دسترسی داشته باشند، و اگر در مسیر فعالیتشان با موانع غیرضروری روبهرو نشوند، میتوانند منشأ تحولات بزرگ باشند. کارآفرینی فقط متعلق به کلانشهرها نیست؛ اتفاقا یکی از مهمترین عرصههای آن، توسعه محلی و منطقهای است.
آینده روشن اقتصاد کشور، بدون همافزایی میان دولت، بخش خصوصی، نهادهای آموزشی و جامعه مدنی ممکن نخواهد بود. کارآفرینی یک پروژه فردی صرف نیست؛ یک فرآیند ملی است که به همکاری، اعتماد متقابل و نگاه بلندمدت نیاز دارد. هر جا که این همکاری شکل گرفته، نتایج آن در رشد تولید، ارتقای بهرهوری، افزایش اشتغال و تقویت اعتماد اجتماعی خود را نشان داده است./آسیانیوز
دیدگاه خود را بنویسید