دکتر مهدی کریمی تفرشی
روزنامه آسیا-در دل روزهای تکراری، لحظههایی پیش میآید که مسیر عادی زندگی را کمی جابهجا میکند. لحظههایی کوتاه و کمصدا که حال و هوای شهر را تغییر میدهند. زندگی شهری در ظاهر بر پایه نظم، سرعت و تکرار شکل گرفته است. خیابانهایی که هر روز تکرار میشوند، مسیرهایی که به عادت تبدیل شدهاند و رفتارهایی که بهتدریج از انتخاب آگاهانه فاصله میگیرند و به واکنشهای سریع و کمفکر تبدیل میشوند.
این نظم، از یک طرف زندگی را قابل مدیریتتر میکند، اما در لایههای زیرین خود نوعی فاصله میان آدمها میسازد. فاصلهای که لزوما آشکار نیست، اما در کیفیت ارتباطات انسانی و تجربه حضور در فضای عمومی دیده میشود. در چنین شرایطی، بخش زیادی از روز بدون مکث میگذرد. نگاهها کوتاهتر میشوند، برخوردها رسمیتر یا بیتفاوتتر و آدمها بیشتر درگیر عبورند تا دیدن. علیرغم اینها، شهر هیچوقت کاملا یکدست و قابل پیشبینی باقی نمیماند. در دل همین جریان یکنواخت، لحظههایی شکل میگیرد که مسیر معمول را برای چند ثانیه تغییر میدهد. بدون اینکه برنامهریزی شده باشد یا هدف مشخصی پشت آن باشد.
این لحظهها معمولا در جزئیات پنهاناند. در توقف کوتاهی که در میان شتاب روزانه رخ میدهد. در رفتاری که از الگوی معمول فاصله میگیرد و به جای بیتوجهی، نشانهای از توجه نشان میدهد. در لحظهای که فضا برای چند ثانیه از حالت سرد و مکانیکی خارج میشود و نوعی انعطاف انسانی در آن دیده میشود. ارزش این اتفاقها در بزرگیشان نیست، در همین تفاوت کوچک با جریان معمول است. اگر به زندگی شهری دقیقتر نگاه شود، میتوان دید که این رفتارهای کوچک تصادفی نیستند، هرچند برنامهریزیشده هم نیستند. آنها از دل فشارهای روزمره، برخوردهای کوتاه و مواجهههای ناگهانی میان افراد شکل میگیرند. شهری که در ظاهر بر اساس ساختارهای رسمی اداره میشود، در واقع در سطح روزمره با همین واکنشهای کوچک زنده است.
در بسیاری از مواقع، همین لحظههای کوتاه باعث میشوند تصویر شهر از حالت کاملا خشک و مکانیکی فاصله بگیرد. در نگاه اول شاید بیاهمیت به نظر برسند، اما در مجموع نوعی تعادل ایجاد میکنند. تعادلی میان سرعت و توقف، میان بیتوجهی و توجه، میان عبور و حضور. این تعادل در هیچ سند رسمی ثبت نمیشود، اما در تجربه روزانه کاملا قابل لمس است.
از زاویه اجتماعی، این لحظهها نشانههایی از باقی ماندن ظرفیت انسانی در دل ساختارهای فشردهاند. ساختارهایی که اگرچه بر نظم و کارآمدی بنا شدهاند، اما هنوز بهطور کامل رفتارهای انسانی را حذف نکردهاند. همین باقیماندههای کوچک است که اجازه میدهد فضای عمومی صرفا به یک مسیر عبور تبدیل نشود. این تجربهها معمولا در همان لحظه جدی گرفته نمیشوند. اغلب بیصدا از کنارشان عبور میشود. اما بعدتر، وقتی روز در ذهن مرور میشود، همین لحظههای کوتاه هستند که در حافظه میمانند. همین تفاوت است که باعث میشود روزها کاملا در یک ریتم خستهکننده حل نشوند.
این آرامشهای ناگهانی بخشی از واقعیت پنهان زندگی شهریاند. واقعیتی که در سطح آمار و ساختار دیده نمیشود، اما در تجربه روزمره حضور دارد. آنها یادآوری میکنند که حتی در فشردهترین و تکراریترین فضاها، هنوز امکانهایی برای رفتار انسانی وجود دارد. امکانهایی کوچک، گذرا، اما واقعی و اثرگذار./آسیانیوز
دیدگاه خود را بنویسید