دکتر مهدی کریمی تفرشی

روزنامه آسیا-بخش قابل توجهی از وقت ما هر روز در ترافیک، صف‌ها و فرآیندهای طولانی اداری از دست می‌رود. اتلاف این منبع پنهان چه تأثیری بر بهره‌وری و رشد اقتصادی ایران دارد؟ 

در اقتصاد، برخی هزینه‌ها به‌سادگی دیده می‌شوند. افزایش قیمت کالاها، رشد هزینه‌های تولید، نوسانات ارزی یا کاهش سرمایه‌گذاری از جمله مواردی هستند که آثار آن‌ها به سرعت در آمارها و زندگی روزمره نمایان می‌شود. در کنار این هزینه‌های آشکار، نوع دیگری از هزینه نیز وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. هزینه‌ای که نه در صورت‌های مالی ثبت می‌شود، نه تابلوی قیمت مشخصی دارد و نه معمولا در گزارش‌های اقتصادی به آن پرداخته می‌شود. این هزینه، اتلاف زمان است.

زمان تنها منبعی است که امکان ذخیره‌سازی آن وجود ندارد. پول را می‌توان پس‌انداز کرد، زمین و ساختمان را می‌توان نگه داشت و سرمایه را می‌توان به شکل‌های مختلف انباشت کرد، اما زمانی که از دست می‌رود، برای همیشه از چرخه زندگی فرد و جامعه خارج می‌شود. با این حال در بسیاری از تحلیل‌های اقتصادی، ارزش واقعی این سرمایه نادیده گرفته می‌شود‌. گویی ساعت‌هایی که در ترافیک سپری می‌شوند، روزهایی که میان مراجعات اداری از دست می‌روند یا هفته‌هایی که صرف انتظار برای دریافت یک مجوز می‌شود، هیچ اثر اقتصادی قابل اندازه‌گیری ندارند.

کافی است یک روز عادی را در یکی از شهرهای بزرگ کشور مرور کنیم. صبح با ترافیک آغاز می‌شود. بخشی از نیروی کار پیش از رسیدن به محل کار، ساعت قابل توجهی را در مسیر رفت‌وآمد از دست می‌دهد. در طول روز، مراجعه به یک اداره، بانک یا سازمان خدماتی ممکن است زمان زیادی را به خود اختصاص دهد. گاهی یک فرآیند ساده میان چند ساختمان، چند امضا و چند روز انتظار تقسیم می‌شود. عصر نیز بخش دیگری از زمان در مسیر بازگشت به خانه مصرف می‌شود. وقتی این ساعت‌ها در مقیاس میلیون‌ها نفر محاسبه شوند، تصویری متفاوت از اقتصاد کشور شکل می‌گیرد. تصویری که در آن بخش بزرگی از سرمایه ملی در سکوت در حال هدر رفتن است.

اقتصاددانان سال‌هاست که از مفهومی به نام «هزینه فرصت» سخن می‌گویند. منظور از هزینه فرصت، ارزشی است که در اثر انتخاب یک گزینه و کنار گذاشتن گزینه دیگر از دست می‌رود. زمانی که یک فرد دو ساعت در صف انتظار می‌ماند، تنها دو ساعت از عمر او سپری نشده است. او در آن مدت می‌توانست کار کند، مطالعه کند، مهارتی بیاموزد، فعالیت اقتصادی انجام دهد یا زمانی را در کنار خانواده بگذراند. بنابراین اتلاف زمان به معنای از دست رفتن فرصت‌هایی است که می‌توانستند ارزش اقتصادی یا اجتماعی ایجاد کنند.

بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته طی دهه‌های گذشته توجه ویژه‌ای به اقتصاد زمان داشته‌اند. بخش مهمی از اصلاحات اداری، توسعه دولت الکترونیک، گسترش خدمات غیرحضوری و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های حمل‌ونقل با هدف کاهش زمان ازدست‌رفته شهروندان انجام شده است. در این کشورها، زمان مردم تحت عنوان یک سرمایه عمومی شناخته می‌شود. هر دقیقه‌ای که از یک فرآیند اداری کاسته شود یا هر ساعت کاهش در زمان سفرهای شهری، نوعی دستاورد اقتصادی محسوب می‌شود.

در ایران نیز طی سال‌های اخیر گام‌هایی در جهت الکترونیکی شدن خدمات برداشته شده است. بسیاری از خدمات بانکی، بخشی از فرآیندهای دولتی و تعدادی از مجوزها به فضای دیجیتال منتقل شده‌اند. با این حال هنوز فاصله قابل توجهی میان وضعیت موجود و نقطه مطلوب وجود دارد. در بسیاری از موارد، فرآیندهای الکترونیکی تنها لایه‌ای جدید بر ساختارهای قدیمی اضافه کرده‌اند و شهروند همچنان ناچار است بخشی از مسیر را به صورت حضوری طی کند. نتیجه آن است که زمان صرفه‌جویی‌شده در یک مرحله، در مرحله‌ای دیگر از بین می‌رود.

موضوع تنها به دستگاه‌های اداری محدود نمی‌شود. ساختار شهری نیز نقش مهمی در اقتصاد زمان دارد. گسترش نامتوازن شهرها، تمرکز مراکز اشتغال در مناطق خاص، کمبود برخی زیرساخت‌های حمل‌ونقل و افزایش فاصله میان محل سکونت و محل کار، موجب شده است بخش مهمی از عمر شهروندان در مسیرهای روزانه سپری شود. برای بسیاری از افراد، دو تا چهار ساعت رفت‌وآمد روزانه به بخشی عادی از زندگی تبدیل شده است. وقتی این زمان در طول یک سال محاسبه شود، نتیجه شگفت‌آور خواهد بود. فردی که روزانه سه ساعت در مسیر رفت‌وآمد است، بیش از هزار ساعت در سال را صرف جابه‌جایی می‌کند. زمانی معادل چندین هفته کامل از عمر مفید.

آثار اتلاف زمان به سطح کلان اقتصاد نیز منتقل می‌شود. هنگامی که میلیون‌ها ساعت کاری در طول سال از دست می‌رود، ظرفیت تولید کاهش پیدا می‌کند. سرعت گردش فعالیت‌های اقتصادی پایین می‌آید. هزینه انجام کسب‌وکار افزایش می‌یابد و در نهایت رشد اقتصادی نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. بسیاری از موانعی که فعالان اقتصادی از آن‌ها گلایه می‌کنند، در ظاهر اداری یا اجرایی هستند، اما در واقع به مسئله زمان بازمی‌گردند. سرمایه‌گذاری که ماه‌ها در انتظار دریافت مجوز می‌ماند، تولیدکننده‌ای که برای انجام یک فرآیند ساده باید چندین مراجعه حضوری داشته باشد یا کارآفرینی که زمان قابل توجهی را صرف عبور از پیچ‌وخم‌های اداری می‌کند، همگی در حال پرداخت هزینه‌ای هستند که در هیچ قبض یا فاکتوری ثبت نمی‌شود.

نکته مهم دیگر، تأثیر اتلاف زمان بر کیفیت زندگی است. اقتصاد تنها درباره تولید و درآمد نیست. رفاه اجتماعی نیز بخشی از آن محسوب می‌شود. زمانی که شهروندان بخش بزرگی از روز خود را در انتظار، ترافیک یا فرآیندهای فرسایشی سپری می‌کنند، فرصت کمتری برای آموزش، ورزش، تفریح، مطالعه و ارتباطات خانوادگی باقی می‌ماند. در چنین شرایطی، آثار اقتصادی و اجتماعی به یکدیگر گره می‌خورند. کاهش کیفیت زندگی می‌تواند بر سلامت روان، انگیزه کاری و بهره‌وری نیروی انسانی نیز اثر بگذارد.

یکی از ویژگی‌های مهم اقتصادهای موفق، احترام به زمان است. این احترام بخشی از منطق توسعه اقتصادی به شمار می‌رود. هنگامی که ساختارها به گونه‌ای طراحی می‌شوند که امور با سرعت، دقت و شفافیت انجام شوند، سرمایه انسانی فرصت بیشتری برای خلق ارزش پیدا می‌کند. در مقابل، هر جا فرآیندها طولانی، مبهم و پیچیده باشند، بخشی از ظرفیت رشد اقتصادی از میان می‌رود.

شاید یکی از دلایل کم‌توجهی به این مسئله آن باشد که اتلاف زمان برخلاف بسیاری از شاخص‌های اقتصادی به آسانی دیده نمی‌شود. کاهش ارزش پول ملی به سرعت احساس می‌شود، اما کاهش تدریجی ساعت‌های مفید زندگی معمولا در سکوت رخ می‌دهد. با این حال اگر قرار باشد تصویری واقعی از هزینه‌های پنهان اقتصاد ایران ترسیم شود، زمان باید جایگاه ویژه‌ای در این تصویر داشته باشد.

اقتصاد آینده بیش از هر زمان دیگری بر بهره‌وری استوار خواهد بود. در جهانی که رقابت میان کشورها بر پایه سرعت، کارآمدی و استفاده بهینه از منابع شکل می‌گیرد، زمان به یکی از مهم‌ترین دارایی‌های ملی تبدیل شده است. هر اقدامی که بتواند از اتلاف این سرمایه جلوگیری کند، در عمل نوعی سرمایه‌گذاری برای رشد اقتصادی محسوب می‌شود. شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار بودجه، سرمایه و منابع طبیعی، به ساعاتی نیز فکر کنیم که هر روز از دست می‌روند. ساعاتی که اگر حفظ شوند، می‌توانند به یکی از ارزشمندترین موتورهای توسعه کشور تبدیل شوند./آسیانیوز