مهدی آزاد

روزنامه آسیا-رقابت‌پذیری، واژه ای که در سالهای اخیر از دید صنعتگران و نهادهای دولتی کشور ایران پنهان مانده و این «عدم رقابت‌پذیری» به قولی هنوز ما را اندر خم یک کوچه در مسیر دراز صادرات محصولات غیرنفتی متوقف ساخته است.

هر کالا و خدمت تولیدشده در ایران، از خودرو تا محصولات کشاورزی، از محصولات با سطح فناوری پایین تا کالاهای فناورمحور و دانش‌بنیان، زمانی رقابت‌پذیری در عرصه بین‌الملل را تجربه می‌کند که نمونه‌های خارجی آن با حداقل تعرفه‌های وارداتی در دسترس مردم کشور قرار گیرند. در این دیدگاه، تولیدکننده مطابق با آنچه در نظریه‌های جدید بهره‌وری و رقابت و نظریه تجارت بین‌الملل و مکتب اقتصاد نئوکلاسیک بیان می‌شود، با انگیزه بیشتری برای جذب دانش، نوسازی خط تولید و افزایش کیفیت و بهرورسازی تولید کالا و خدمات خود گام برمی‌دارد. 

در سال‌های اخیر یکی از دیدگاه‌های غالب در مدیریت تجارت و اقتصادی کشور، دیدگاه کاهش واردات برای حمایت از تولیدکننده داخلی بوده است. شاید در دهه‌های ماقبل 1990 در جهان این دیدگاه به دلیل عدم وضوح نتایج آن می‌توانست دیدگاهی نه مورد اطمینان، بلکه صرفا قابل ارائه باشد، اما با وجود شاهد مثال‌هایی از کشورهایی که از این دیدگاه پیروی کرده‌اند و نتیجه‌ای دریافت نکرده‌اند، امروزه می‌توان این ایده را منسوخ دانست. 

حمایت دولت از تولیدکننده به‌ویژه اگر حمایتی از جنس کاهش عرضه کالاهای رقابتی و ایجاد انحصار مصنوعی برای تولیدکننده باشد، به مثابه حمایت پدر از کودکی است که می‌خواهد ورزش رزمی را شروع کند و در باشگاه ثبت‌نام می‌کند. اما پس از ثبت‌نام هزینه بسیاری می‌پردازد تا محیط باشگاه را به انحصار فرزند نابالغ خویش درمی‌آورد و دیگر هیچ رقیب و حریفی برای کودک وجود ندارد تا ضمن رقابت با او، به کاستی‌های خود پی ببرد و درصدد رفع آن بربیاید.

شاید در ابتدای راه، این کودک موفق‌ترین فرد یک باشگاه به نظر برسد، اما در آینده، این مصنوعی‌سازی محیط می‌تواند توهم موفقیت را در ذهن کودک افزایش دهد تا بدانجا که در بزرگسالی و بلوغ خود، حتی توانایی درگیری با ضعیف‌ترین فرد آن شهر را نیز نداشته باشد. 

جنبه دیگر این مثال، همان تخیل و توهم کودک است که در ذهن او ثبت می‌شود. فنونی که در ذهن خود مرور می‌کند، هیچگاه در محیط واقعی نمی‌تواند برای مواجهه با چالش‌ها استفاده کند. بسترهای نوآوری و فناوری به‌ویژه آن‌هایی که تحت نظر حمایت دولت و یا نهادهای وابسته به آن هستند، دقیقا به مثابه همان ذهن خیال‌پرداز کودک ایفای نقش می‌کنند؛ همان‌قدر دارای تصاویر جذاب و قوی و همان‌قدر دارای خطاهای محاسباتی و عدم رقابت‌پذیری ولو در سطح کوچه و خیابان.

پیشرفت‌های تکنولوژیک کشور ایران ابدا قابل چشم‌پوشی نیست و در سه، چهار دهه اخیر رشد بالایی در تولید علم، نوآوری و خلق کالا و خدمات دانش‌بنیان به چشم می‌خورد، اما ورود به بازارهای مالی و اقتصادی به نظر مهمترین معیارها برای بررسی موفقیت یک خلاقیت و یا نوآوری است. درواقع این نوآوری‌ها به جای آن‌که برخاسته از بازار باشند، مسیر را بالعکس پیموده و می‌خواهند با زور و اجبار جای خود را در بازار کالا و خدمات باز کنند.

کودکی که سال‌ها در همان باشگاه کذایی و انحصاری خود به فعالیت‌ پرداخته و توانسته صرفا انگاره ذهنی از رقیب و حریف را نزد خود بپروراند، یک مشکل دیگر نیز دارد؛ فنونی که کودک از مربی انحصاری خود آموخته، اصلا در دنیای واقعی مورد نیاز نیستند. در واقع امروز، مشکل دو تا شده است، اول این‌که کودک اصلا فنونی که آموخته، فنون بازارپسندی نیست و صرفا تئوری‌های شخص استاد بوده و دوم این‌که کودک همان فنون را نیز نمی‌تواند به بازار رقابت کامل، عرضه بدارد. 

با این‌همه، مشکل بزرگتری که هم وجود دارد، تمامی همسایه‌ها و هم‌محلی‌ها، به خانواده این پهلوان کوچک حمله کرده‌اند و از این کودک انتظار بیشترین قدرت دفاعی و حفاظت از خانواده می‌رود.

مهدی آزاد، کارشناس ارشد کارآفرینی

آسیانیوز