غلامرضا شجري

روزنامه آسیا-جامعه حسابداران رسمی ایران اکنون بیش از دو دهه از عمر خود را پشت سر گذاشته است. تأسیس این نهاد در اوایل دهه ۱۳۸۰ را باید یکی از مهم‌ترین اصلاحات نهادی در نظام مالی کشور پس از تصویب قانون استفاده از خدمات تخصصی و حرفه‌ای حسابداران ذی‌صلاح دانست. هدف اصلی، ارتقای شفافیت مالی، افزایش اعتماد عمومی، بهبود حاکمیت شرکتی و فراهم نمودن زیرساخت‌های لازم برای توسعه بازار سرمایه و اقتصاد رقابتی بود. اما پرسش اساسی این است که آیا جامعه حسابداران رسمی ایران در تمامی ابعاد حرفه‌ای رشد متوازنی داشته است؟ به نظر می‌رسد پاسخ به این سؤال، دست‌کم از منظر توسعه نهادی و مقایسه با تجارب بین‌المللی، منفی باشد.

رشد نامتوازن

اگر رشد یک نهاد حرفه‌ای را در چهار بعد «تعداد اعضا»، «کیفیت حرفه‌ای»، «استقلال نهادی» و «نفوذ اجتماعی و اقتصادی» ارزیابی کنیم، جامعه حسابداران رسمی ایران عمدتا در بعد کمی موفق‌تر از ابعاد دیگر عمل کرده است. در طول دو دهه گذشته تعداد مؤسسات حسابرسی و اعضای حرفه‌ای افزایش یافته، دامنه خدمات حسابرسی گسترش پیدا کرده و حضور حسابداران رسمی در بخش‌های مختلف اقتصاد تثبیت شده است. با این حال، رشد کمی لزوما به معنای توسعه نهادی نیست. 

در بسیاری از کشورها نظیر انگلستان، کانادا و استرالیا، نهادهای حرفه‌ای حسابداری طی دهه‌ها توانسته‌اند علاوه بر توسعه اعضا، نقش مؤثری در تدوین استانداردها، ارتقای اخلاق حرفه‌ای، آموزش مستمر، حمایت از منافع عمومی و سیاست‌گذاری اقتصادی ایفا کنند. در حالی که در ایران بخش مهمی از ظرفیت حرفه همچنان صرف انجام مأموریت‌های سنتی حسابرسی صورت‌های مالی می‌شود و حوزه‌های نوین حرفه‌ای رشد متناسبی نیافته‌اند.

ریشه‌های عدم توازن

نخستین عامل را باید در «وابستگی تاریخی حرفه به الزامات قانونی» جستجو کرد. در بسیاری از کشورها، تقاضا برای خدمات حرفه‌ای عمدتا از نیاز بازار و سرمایه‌گذاران شکل گرفته است، اما در ایران بخش مهمی از تقاضا ناشی از تکالیف قانونی و مقرراتی بوده است. نتیجه آنکه توسعه حرفه بیشتر تابع مقررات بوده تا نیازهای بازار. دومین عامل، محدود ماندن دامنه خدمات حرفه‌ای است. در اقتصادهای پیشرفته، حرفه حسابداری سال‌هاست از حسابرسی سنتی فراتر رفته و وارد حوزه‌هایی نظیر مدیریت ریسک، اطمینان‌بخشی پایداری، گزارشگری محیط‌زیستی، حاکمیت شرکتی، کشف تقلب، امنیت سایبری و تحلیل داده‌ها شده است. اما در ایران هنوز بخش عمده درآمد حرفه به حسابرسی مالی و مالیاتی وابسته است. 

عامل سوم، چالش استقلال حرفه است. تجربه جهانی نشان می‌دهد اعتبار حرفه حسابرسی مستقیما با میزان استقلال آن از دولت، بنگاه‌های اقتصادی و ذی‌نفعان قدرتمند ارتباط دارد. هرجا استقلال حرفه‌ای تضعیف شود، اعتماد عمومی نیز آسیب می‌بیند. عامل چهارم، ضعف در جانشین‌پروری و توسعه سرمایه انسانی است. بسیاری از حرفه‌های موفق جهان برنامه‌های منسجم برای جذب استعدادهای جوان، آموزش‌های نوین و تربیت رهبران حرفه‌ای دارند. در ایران نیز تلاش‌هایی صورت گرفته، اما سرعت تحولات فناوری و نیازهای جدید بازار از سرعت نوسازی حرفه بیشتر بوده است.

نشانه‌های توسعه‌‌نیافتگی نسبی

برای ارزیابی بلوغ یک حرفه، صرفا نباید تعداد اعضا یا مؤسسات را ملاک قرار داد. شاخص‌های مهم‌تر عبارتند از: 

ـ میزان اعتماد عمومی به گزارش‌های حسابرسی

ـ نقش حرفه در پیشگیری از فساد مالی

ـ اثرگذاری در سیاست‌گذاری اقتصادی

ـ سهم خدمات نوین حرفه‌ای از کل درآمد مؤسسات

ـ جایگاه حرفه در نظام حاکمیت شرکتی کشور

ـ توانایی جذب و نگهداشت نیروهای مستعد

بررسی این شاخص‌ها نشان می‌دهد حرفه حسابداری ایران هنوز با ظرفیت بالقوه خود فاصله قابل توجهی دارد.

برای اصلاح چه باید کرد؟

نخست، حرفه باید از «رویکرد مقررات‌محور» به «رویکرد ارزش‌آفرین» حرکت کند. حسابرس نباید صرفا به عنوان ناظر قانونی شناخته شود، بلکه باید به عنوان تأمین‌کننده اعتماد در اقتصاد ایفای نقش نماید. دوم، توسعه خدمات نوین باید به یک راهبرد ملی حرفه تبدیل شود. آینده حرفه در حوزه‌هایی نظیر داده‌کاوی، هوش مصنوعی، گزارشگری پایداری، ارزیابی ریسک و اطمینان‌بخشی غیرمالی رقم خواهد خورد. سوم، استقلال حرفه باید تقویت شود. تجربه جهانی نشان داده است که هیچ سرمایه‌ای برای حرفه حسابرسی مهم‌تر از اعتماد عمومی نیست و اعتماد عمومی نیز بدون استقلال حرفه‌ای پایدار نخواهد ماند. 

چهارم، نظام آموزش حرفه‌ای نیازمند بازآفرینی است. مهارت‌های فناورانه، تحلیل داده، قضاوت حرفه‌ای، اخلاق و مدیریت ریسک باید جایگاه پررنگ‌تری در آموزش‌های حرفه‌ای پیدا کنند. پنجم، جامعه حسابداران رسمی باید نقش فعال‌تری در گفت‌وگوهای اقتصادی کشور ایفا کند. حرفه حسابداری صرفا یک حرفه فنی نیست، بلکه یکی از ارکان زیرساخت اعتماد در اقتصاد است.

جمع‌بندی

جامعه حسابداران رسمی ایران در طول بیش از دو دهه فعالیت خود دستاوردهای ارزشمندی داشته و توانسته جایگاه حرفه حسابرسی را در اقتصاد کشور تثبیت کند. با این حال، توسعه آن در همه ابعاد متوازن نبوده است. رشد کمی نسبت به رشد کیفی، توسعه خدمات نوین، استقلال نهادی و نفوذ حرفه‌ای پیشی گرفته است. اگر دهه نخست فعالیت جامعه را «دوره تثبیت» و دهه دوم را «دوره گسترش» بدانیم، دهه پیش رو باید «دوره تحول» باشد، تحولی که محور آن استقلال حرفه، نوآوری، اعتماد عمومی و پاسخگویی به نیازهای اقتصاد آینده است. موفقیت در این مسیر می‌تواند جامعه حسابداران رسمی ایران را از یک نهاد حرفه‌ای صرف، به یکی از بازیگران اصلی حکمرانی اقتصادی کشور تبدیل کند.

غلامرضا شجري، حسابدار رسمي

آسیانیوز