روزنامه آسیا-کتاب «در میانه عدد و معنا» صرفا نقدی بر آثار شهریار هدایتی نیست، این کتاب مداخلهای نظری از سوی فاطمه میری است، پژوهشگری که در حوزه مطالعات میانرشتهای و تحلیل نظری ادبیات جایگاهی شناختهشده دارد. میری از آن دسته منتقدانی نیست که در حاشیه متن حرکت میکنند؛ او با دستگاه مفهومی وارد متن میشود و آن را در میدان کشاکش نظریهها قرار میدهد. همین وزن نظری نویسنده است که به کتاب جسارت و اعتبار میبخشد و آن را از یک معرفی ساده فراتر میبرد.
اهمیت این کتاب تنها در محتوای آن نیست، بلکه در زمان انتشارش نیز معنا پیدا میکند. در فضای ادبی ایران کمتر پیش میآید که درباره نویسندهای که هنوز زنده و فعال است، کتابی تحلیلی و مستقل نوشته شود. معمولا نویسندگان پس از تثبیت تاریخی یا حتی پس از درگذشتشان موضوع تکنگاریهای جدی قرار میگیرند. از این منظر، نوشتن کتابی نظری درباره شهریار هدایتی در زمان حیات او رویدادی قابل توجه است. این تصمیم نشان میدهد که میری آثار هدایتی را پدیدهای فکری میداند که نیازمند خوانشی ساختاری و جدی است، نه صرفا مجموعهای از داستانها.
یکی از مهمترین دستاوردهای کتاب، برجستهکردن تضاد میان مینیمالنویسی شهریار هدایتی و چندلایه بودن آثار اوست. میری نشان میدهد که ایجاز در نوشتههای هدایتی به معنای سادگی نیست؛ برعکس، حذف و سکوت در متن به سازوکاری برای تولید معنا بدل میشوند. متنها کوتاهاند، اما سطح زیرین آنها متراکم و شبکهمند است. در این نگاه، مینیمالیسم هدایتی نوعی اقتصاد زبانی است که امکان پیچیدگی مفهومی را فراهم میکند. متن ظاهرا ساده است، اما در پس این سادگی، لایههایی از ارجاع، تنش مفهومی و ساختارهای پنهان قرار گرفته است که خواننده را به تأملی چندباره وامیدارد.
محور مهم دیگر کتاب، نزاع میان خوانشهای نظری مختلف از آثار هدایتی است. میری این پرسش را مطرح میکند که آیا باید هدایتی را در چارچوب فرویدی و لکانی خواند، یا در دستگاه تحلیلی فوکو و والرشتاین فهمید. در خوانش روانکاوانه، متنهای هدایتی میتوانند عرصه بروز میل، فقدان و ساختار نمادین باشند. در مقابل، خوانش فوکویی یا والرشتاینی توجه را به گفتمان، قدرت و ساختارهای کلان تاریخی معطوف میکند. اهمیت کار میری در این است که او یکی از این دستگاهها را به طور قطعی بر دیگری ترجیح نمیدهد، بلکه نشان میدهد آثار هدایتی ظرفیت حرکت میان این سطوح مختلف را دارند. همین چندظرفیتی بودن، یکی از دلایل پیچیدگی جهان آثار اوست.
جایگاه میری در این میان به عنوان منتقدی که قادر است چنین میدان نظریای را سامان دهد، اهمیت ویژهای پیدا میکند. او با تسلط بر سنتهای فکری گوناگون، متن را در فضایی قرار میدهد که در آن نظریهها با یکدیگر وارد گفتوگو میشوند. به این ترتیب، کتاب او صرفا تفسیر یک نویسنده نیست، بلکه نوعی تنظیم صحنه برای برخورد دستگاههای نظری مختلف است؛ صحنهای که در آن متن ادبی به عرصهای برای آزمون مفاهیم بدل میشود.
با این حال، شاید صریحترین لحظه کتاب جایی است که میری به محدودیت تحلیل خود اشاره میکند. او تصریح میکند که یک جنبه از شخصیت هدایتی را نمیتواند به طور کامل تحلیل کند: جنبه ریاضی. هدایتی صرفا نویسندهای ادبی نیست؛ ذهن او نسبتی با ریاضیات و ساختارهای عددی دارد که به آسانی در چارچوبهای رایج نقد ادبی نمیگنجد. اعتراف به این محدودیت نشان میدهد که حتی پیچیدهترین دستگاههای نظری نیز نمیتوانند همه ابعاد یک سوژه فکری را در خود جای دهند.
در نهایت، «در میانه عدد و معنا» را میتوان کتابی درباره مرزهای تفسیر دانست؛ کتابی که نشان میدهد ادبیات میتواند محل تلاقی نظریههای گوناگون باشد. آثار هدایتی در این خوانش همزمان امکان تحلیل روانکاوانه، تفسیر مبتنی بر نظریه قدرت و تأملی ساختاری در نسبت با ریاضیات را فراهم میکنند. همین تنش میان عدد و معنا، میان ایجاز و پیچیدگی، و میان نظریههای مختلف است که هم جهان آثار هدایتی را جذاب میکند و هم کتاب فاطمه میری را به متنی اثرگذار در فضای نقد معاصر ایران بدل میسازد./آسیانیوز
دیدگاه خود را بنویسید