مهدی آزاد

روزنامه آسیا-الکامپ، تکشو، فن‌بازار، هفته پژوهش و... نمایشگاه‌هایی که در سال‌های اخیر، هر سال چند مورد در تهران و دیگر استان‌های کشور برگزار شده، اما سرانجام آن همچنان منتهی به همان ضرب‌المثلی است که می‌گوید: آفتابه و لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی. یکی از بلایای غیرطبیعی که نحوه مدیریت علمی، اقتصادی و صنعتی کشور در یک دهه گذشته بر سر اکوسیستم کارآفرینی فناورانه آورده، سونامی تولید اخبار و عکس یادگاری در کنار بنرها و در محوطه نمایشگاه‌هایی است که عطش این اکوسیستم را نسبت به تجاری‌سازی و صادرات به‌صورت کاذب سیراب می‌کند.

حجم‌گرایی و به‌طور کلی کمیت‌پرستی، همواره آفت بسیار منحوسی برای توجه به کیفیت، رقابت‌پذیری و بهره‌وری بوده است. به‌طور مثال، در کشور ایران، پس از حفر چاه‌های بی‌شمار آب جهت خودکفایی در صرفاً دو نهاده اصلی گندم و جو و در نتیجه از بین رفتن سفره‌های آب زیرزمینی، دقیقاً از همین ایده نشأت گرفته که امروزه استارتاپ‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان و فناورمحور در حال رنج بردن از آن هستند.

انطباق روندهای گذشته در حوزه‌های غیرفناور مانند کشاورزی دهه ۷۰ و ۸۰ شمسی با مشاهدات امروزی ما در حوزه‌های فناورمحور، کاملاً مشخص‌کننده نتایجی است که در ده سال آینده از آن کسب خواهیم کرد. لذا در این یادداشت، به بیان سه مورد از این انطباق روندها پرداخته می‌شود: اول این‌که در نمایشگاه‌های محصولات و خدمات فناوری‌محور، آشفتگی و بی‌نظمی از انتخاب بخش بازار و انتخاب موضوع فعالیت به چشم می‌خورد. عدم اطلاع‌رسانی درست از واقعیت‌های بازار و میزان عرضه و تقاضای هر محصول کشاورزی در طول سالیان متمادی، سبب ورشکستگی کشاورزان بسیاری شده است. 

به‌طور مثال، رشد سطح زیر کشت هندوانه نسبت به میزان تقاضای آن در بازار و در سال بعد، کاهش شدید تولید این محصول آب‌بر به دلیل تجربه کاهش قیمت سال قبل، نوسان زیادی در قیمت این محصول ایجاد می‌کند و رفته‌رفته کشاورزان با ناامیدی از تولید این محصول دست می‌کشند؛ این دقیقاً همان اتفاقی است که مثلاً در خدمات CRM رخ داده و نمایشگاه الکامپ امسال بیش از ۱۰ غرفه CRM داشت که انگار تنها چالش صنعت و تجارت این کشور، نبود این دست نرم‌افزارها است.

دوم؛ عدم توجه به پتانسیل‌های موجود و منابع و زیرساخت‌های در دسترس، همواره بلای جان هر صنعتی بوده است؛ عدم پرورش غلات مقاوم به کم‌آبی، می‌تواند هم‌ارز با اصرار بر گسترش فناوری‌هایی باشد که شاید در ایران تا سال‌ها بعد نیز بستر تجاری‌سازی و بین‌المللی‌سازی آن وجود نداشته باشد و از این فناوری‌ها صرفاً در ایجاد و توسعه شرکت‌های دانش‌بنیان یا استارتاپ‌هایی پرسر و صدا استفاده شود و پس از مدتی به‌آرامی در خاموشی فرو روند. به‌طور مثال، نیمه‌رساناهای پیشرفته و ساخت تراشه‌های  Leading-edgeحوزه‌ای است که مکرراً اخبار استارتاپی در آن به گوش می‌خورد، اما به دلیل نیاز به تجهیزات بسیار تخصصی، چرخه نوآوری بسیار سریع و وابستگی شدید به زنجیره تأمین جهانی، هنوز کشور ایران بستر مناسب برای این حوزه را ندارد.

سوم، نوآوری‌های دانشگاهی و پژوهشی بسیار مورد تکریم هستند، اما بهبود شاخص‌های اقتصادی کلان برای کشور و اقتصاد خرد برای بنگاه‌ها، که بنا بر شرایط امروزی کشور بسیار حیاتی هستند، صرفاً با آغازگری در محیط دانشگاهی نمی‌توانند بازارپسندی و رقابت‌پذیری را دارا باشند. دقیقاً همانند محصولات کشاورزی انار و پسته و ... ایرانی که علی‌رغم کاربست تحقیقات علمی در روند تولید آن‌ها، رقبای خارجی گاه تا چند برابر بازار بین‌المللی را در دست دارند. تجاری‌سازی محصولات دانش‌بنیان در عرصه بین‌الملل بهتر است مطابق مدل‌های بین‌المللی‌سازی روز دنیا، با منشأ بازار و ضمن تحقیقات بازاریابی و مبتنی بر تجربه مصرف‌کنندگان باشد؛ زیرا عدم توجه به سلایق مصرف‌کننده به‌عنوان اولویت اصلی، نوآوری و فناوری قابل عرضه در بازارهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را نخواهند داشت.

لذا انتظار می‌رود، فارغ از تولید اخبار و حس بالندگی کاذبی که در اغلب فضاهای اقتصادی فناورانه کشور ایران وجود دارد، سیاست‌گذاران به بازارمحور بودن محصولات استارتاپ‌ها و رقابت‌پذیری محصولات ایرانی در بازارهای بین‌المللی و همچنین متناسب بودن موضوع فعالیت استارتاپ‌ها و شرکت‌های فناورمحور و دانش‌بنیان با زیرساخت‌ها و منابع کشور، جهت بهره‌ور‌سازی و استفاده از این منابع گام بردارند.

مهدی آزاد، کارشناس ارشد کارآفرینی فناورانه

آسیانیوز