دکتر مهدی کریمی تفرشی

روزنامه آسیا-در عصر قطبی‌شدن و غلبه تعصب‌ها، منش ابوریحان بیرونی یادآور یک حقیقت فراموش‌شده است: راه دستیابی به دانش، از شاهراه بی‌طرفی، رواداری و سنجش‌گری عقلانی می‌گذرد. در جهانی که جزم‌اندیشی و تعصب‌های نوظهور بیش از هر زمان دیگری مرزهای گفت‌وگو را تنگ کرده‌اند، فرا خواندن نام ابوریحان بیرونی پاسداشتی برای یک شخصیت تاریخی است. این فراخوان، پاسخ به یک نیاز حیات‌بخش برای زیست فکری و تحلیلی جامعه امروز است. ما در عصر فوران اطلاعات، اما در برهوت رواداری زندگی می‌کنیم.

 قطبی‌شدن روزافزون جامعه، فروپاشی مرزهای نقد منصفانه و تسلط هیجان بر عقلانیت، فضایی را ساخته که در آن «حقیقت» نخستین قربانی تعصب‌های گروهی و ایدئولوژیک می‌شود. در این فضا، بازخوانی منش علمی بیرونی به ما یادآوری می‌کند که چگونه می‌توان در میان طوفان تعصب، چراغ بی‌طرفی و خردورزی را روشن نگه داشت. بیرونی نه فقط متفکری برجسته در نجوم، ریاضیات و زمین‌شناسی، که معمار اخلاق پژوهش و ژرف‌اندیشی در تاریخ اندیشه است.

تاریخ علم، انباشتی از کشفیات و فرمول‌هاست، اما آن‌چه ابوریحان را در قله نگاه می‌دارد، روش‌شناسی فکری و مواجهه او با مسئله «دیگری» است. در روزگاری که جنگ‌های فرقه‌ای و فاتحان قدرت، زبانی جز شمشیر و تحقیر نمی‌شناختند، بیرونی راهی کاملا متفاوت برگزید. او دریافت که برای فهم جهان، باید از حصار تنگ پیش‌داوری‌های قومی و مذهبی بیرون آمد. شاهکار بزرگ او، کتاب تحقیق ماللهند، گواهی روشن بر این ادعاست. این اثر در شرایطی نوشته شد که جامعه هندوستان از نگاه غالب آن روزگار، جغرافیا و فرهنگی کاملا بیگانه و حتی نامطلوب قلمداد می‌شد. اما بیرونی بدون انگیزه سلطه‌گری یا نگاه از بالا به پایین، سال‌ها از عمر خود را صرف یادگیری زبان سخت سانسکریت کرد، در میان اندیشمندان و مردم آن دیار زیست و منابع دست‌اول آنان را با دقتی خیره‌کننده کاوید.

ارزش کار بیرونی در تحقیق ماللهند علاوه بر گردآوری داده‌های تاریخی و مردم‌شناختی، در اخلاق روایت‌گری اوست. او در بررسی عقاید و مناسک، نقش یک ناظر بی‌طرف و حقیقت‌پژوه را به نمایش گذاشت. بیرونی باورها و اندیشه‌های جامعه هند را آن‌گونه که بود توصیف کرد، نه آن‌گونه که خوشایند فاتحان یا تعصب‌های زمانه باشد. او به جهان فکری نشان داد که فهم دلیلی که دیگران بر اساس آن می‌اندیشند، نیازمند پذیرش یا تأیید عقیده آنان نیست، بلکه مستلزم انصاف، رواداری و عریان‌کردن ذهن از بغض‌های موروثی است. 

این منش، پایه بنیادین چیزی است که امروز آن را تفکر انتقادی و روش تجربی بی‌طرفانه می‌نامیم. این روش‌شناسی اخلاقی در مناسبات علمی بیرونی با هم‌عصران و هم‌ترازانش نیز متجلی بود. نگاهی به داستان مکاتبات و پرسش‌های بنیادین او از ابن‌سینا، ابعاد دیگری از این شخصیت استثنایی را آشکار می‌سازد. در این گفت‌وگوهای تاریخی، بیرونی جدی‌ترین و صریح‌ترین نقدها را به نظام طبیعیات و فلسفه ارسطویی ابن‌سینا وارد می‌کند. او بدون هراس از مرجعیت نام‌های بزرگ، فرضیات پذیرفته‌شده زمانه را زیر سؤال می‌برد و خواهان سنجش عقلانی و شواهد تجربی می‌شود. 

نکته برجسته در این مواجهه، حفظ مرز میان نقد اندیشه و احترام به شخص است. بیرونی نشان داد که ارزیابی منتقدانه و بی‌رحمانه داده‌ها، هیچ منافاتی با پاسداشت مقام علمی طرف مقابل ندارد. او علم را میدان اثبات برتری شخصی یا قبیله‌ای نمی‌دید و آن را تلاشی جمعی برای تقرب به حقیقت می‌دانست. از سوی دیگر، یکی از درخشان‌ترین وجوه زیست علمی ابوریحان بیرونی، مرزبندی روشن او میان دانش و مناسبات قدرت بود. او هرگز پژوهش‌های خود را به خدمت سفارش‌ها و سفارش‌دهندگان اهل سیاست درنیاورد و حقیقت علمی را با خوشامد سلاطین تاخت نزد. داستان مشهور امتناع او از پذیرش پاداش‌های سنگین سلطان محمود غزنوی، نشانی از استقلال بنیادین نهاد دانش در نگاه بیرونی است. 

دانشمندی که از قدرت پاداش می‌گیرد یا دانش خود را ابزار توجیه ایدئولوژی حاکم می‌کند، دیر یا زود آزادی نقد و بی‌طرفی نگاه خود را از دست خواهد داد. بیرونی با حفظ این فاصله، توانست استقلال فکری خود را پاس دارد و علمی تولید کند که از مرزهای زمان و جغرافیای خود فراتر رفت. با بررسی این میراث ماندگار، می‌توان دریافت که چالش‌های امروز ما در زیست فکری و رسانه‌ای، چقدر به راه‌حل‌های پیشنهادی منش بیرونی وابسته‌اند. ما امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که حباب‌های رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی، هر روز دیوار تعصب را ضخیم‌تر می‌کنند. افراد و گروه‌ها بیش از آن‌که به دنبال کشف حقیقت باشند، در پی یافتن شواهدی برای تأیید پیش‌فرض‌های خود هستند. 

بازخوانی آموزه‌های ابوریحان بیرونی، راهکاری روشن برای برپایی دوباره معیارهای علمی و تحلیلی ارائه می‌دهد. بزرگداشت او، تجلیل از یک روش‌شناسی جامع و انسانی است که حقیقت‌پژوهی را بالاتر از تعلقات سیاسی، قومی و گروهی قرار می‌دهد. آموزه ابوریحان برای جهان امروز صریح و راهگشاست: سنجش‌گری عقلانی را جایگزین پیش‌داوری کنیم، واقعیت‌ها را آن‌گونه که هست ببینیم و آگاهی را از آلوده‌شدن به تعصب بپاییم./آسیانیوز