دکتر مهدی کریمی تفرشی

روزنامه آسیا-تولید ثروت در اقتصاد معاصر به‌تدریج از اتکا به منابع فیزیکی فاصله گرفته و در امتداد شبکه‌های داده، فناوری و ارتباطات دیجیتال بازتعریف شده است. و این‌گونه با دگرگونی ابزارهای خلق ارزش، منطق درونی اقتصاد به سطح تازه‌ای از پیچیدگی رسیده است.

اقتصاد جهانی در وضعیت فعلی خود را در نقطه‌ای قرار داده که در آن فهم سنتی از تولید ثروت دیگر به‌تنهایی پاسخ‌گو نیست. زمانی محور اصلی اقتصاد بر استخراج منابع، تولید صنعتی و انباشت سرمایه فیزیکی استوار بود، اما در سال‌های اخیر یک لایه جدید به این ساختار اضافه شده است. لایه‌ای که در آن اطلاعات، داده و شبکه‌های ارتباطی به عناصر اصلی خلق ارزش تبدیل شده‌اند. این تغییر آرام و پیوسته، ساختار اقتصاد را از درون دگرگون کرده، بدون آنکه الزاما ظاهر آن را به‌طور کامل تغییر دهد.

اکنون داده جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. داده، خود به یک دارایی مستقل تبدیل شده است. شرکت‌ها، دولت‌ها و حتی افراد در فرآیندهای روزمره خود حجم عظیمی از داده تولید می‌کنند، اما نکته تعیین‌کننده اینجاست که ارزش واقعی در مرحله تحلیل، پردازش و اتصال این داده‌ها شکل می‌گیرد. به همین دلیل، اقتصاد جدید بیش از آنکه به کمیت منابع وابسته باشد، به کیفیت پردازش اطلاعات متکی شده است.

این تغییر باعث شده سرعت به یکی از عناصر بنیادین در تولید ثروت تبدیل شود. در ساختارهای سنتی، فاصله زمانی میان تولید داده، تحلیل و تصمیم‌گیری اقتصادی نسبتا طولانی بود. اما اکنون این فاصله به حداقل رسیده و در برخی حوزه‌ها تقریبا حذف شده است. سیستم‌های الگوریتمی و هوش مصنوعی این امکان را فراهم کرده‌اند که تحلیل و اقدام در یک چرخه تقریبا هم‌زمان انجام شود. همین هم‌زمانی، ظرفیت خلق ارزش را به شکل چشمگیری افزایش داده و رقابت اقتصادی را وارد سطحی جدید کرده است.

در کنار داده، شبکه‌ها نقش زیرساختی پیدا کرده‌اند. اگر در اقتصاد صنعتی کارخانه‌ها و خطوط تولید محور اصلی بودند، در اقتصاد امروز شبکه‌های ارتباطی این جایگاه را به خود اختصاص داده‌اند. این شبکه‌ها شامل پلتفرم‌های دیجیتال، زیرساخت‌های ابری، بازارهای آنلاین و زنجیره‌های تأمین متصل هستند. اهمیت این شبکه‌ها در ایجاد امکان تعامل میان بازیگران متعدد اقتصادی نهفته است. هرچه این تعامل پیچیده‌تر و گسترده‌تر باشد، ظرفیت تولید ارزش نیز افزایش می‌یابد.

در چنین ساختاری مفهوم مالکیت نیز دچار تغییر شده است. مالکیت به توانایی کنترل جریان ارزش در شبکه‌ها مرتبط شده است. برای مثال، یک پلتفرم دیجیتال ممکن است دارایی فیزیکی محدودی داشته باشد، اما به دلیل کنترل جریان کاربران، داده و تعاملات، ارزش اقتصادی بسیار بالایی ایجاد می‌کند. این وضعیت نشان می‌دهد که قدرت اقتصادی به‌تدریج از مالکیت مستقیم منابع به سمت مدیریت جریان‌ها و اتصال‌ها حرکت کرده است.

اقتصاد جدید همچنین مرز میان تولیدکننده و مصرف‌کننده را کمرنگ کرده است. در مدل‌های سنتی، این دو نقش به‌طور مشخص از هم جدا بودند، اما در ساختار فعلی، کاربران هم‌زمان تولیدکننده داده، مصرف‌کننده خدمات و بخشی از چرخه خلق ارزش هستند. هر کلیک، هر جست‌وجو و هر تعامل دیجیتال می‌تواند به داده‌ای تبدیل شود که در نهایت در فرآیندهای اقتصادی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این وضعیت، اقتصاد را به یک سیستم پویا و دائما در حال بازتولید تبدیل کرده است.

در ادامه این تحول، دارایی‌های ناملموس جایگاه پررنگ‌تری پیدا کرده‌اند. الگوریتم‌ها، برندهای دیجیتال، پایگاه‌های داده، مدل‌های پیش‌بینی و حتی رفتار کاربران در شبکه‌های اجتماعی به عناصر تعیین‌کننده در ارزش‌گذاری اقتصادی تبدیل شده‌اند. این نوع دارایی‌ها برخلاف دارایی‌های سنتی، محدود به مکان یا زمان خاصی نیستند و می‌توانند به‌صورت هم‌زمان در چندین نقطه از جهان اثرگذار باشند.

این ویژگی باعث شده اقتصاد به سمت نوعی غیرمتمرکز شدن حرکت کند. در این ساختار، قدرت اقتصادی در میان مجموعه‌ای از گره‌های به‌هم‌پیوسته توزیع شده است. هر گره می‌تواند بخشی از فرآیند خلق ارزش را در اختیار داشته باشد و همین موضوع، پیچیدگی سیستم را افزایش داده است. در چنین شرایطی، توانایی هماهنگی و مدیریت این گره‌ها به یک مزیت رقابتی اساسی تبدیل شده است.

در کنار این تحولات، مفهوم ریسک نیز تغییر کرده است. در اقتصاد سنتی، ریسک بیشتر به نوسانات بازار یا کمبود منابع مرتبط بود، اما در اقتصاد مبتنی بر داده و شبکه، ریسک به سرعت تغییر فناوری، وابستگی به زیرساخت‌های دیجیتال و حتی رفتار کاربران گره خورده است. این نوع ریسک‌ها ماهیت پیچیده‌تری دارند و پیش‌بینی آن‌ها نیازمند مدل‌های تحلیلی پیشرفته‌تری است.

مسیر جدید تولید ثروت را می‌توان به‌عنوان جابه‌جایی از اقتصاد مبتنی بر دارایی‌های ثابت به اقتصاد مبتنی بر جریان‌ها و ارتباطات تعریف کرد. در این مسیر، ارزش در حرکت مداوم داده‌ها، تعاملات و تصمیم‌ها شکل می‌گیرد. اقتصاد در چنین چارچوبی بیشتر شبیه یک شبکه زنده عمل می‌کند تا یک ساختار ایستا. شبکه‌ای که دائما در حال تغییر، بازآرایی و تولید ارزش‌های جدید است.

دکتر مهدی کریمی تفرشی، کارشناس دیپلماسی اقتصادی

آسیانیوز