دکتر مهدی کریمی تفرشی 

روزنامه آسیا-در جهان امروز، سرعت تولید و مصرف به حدی رسیده که بسیاری از نظام‌های اقتصادی دیگر توان مدیریت حجم عظیم ضایعات را ندارند. کالاهایی که روزگاری ارزشمند و قابل استفاده بودند، اکنون تنها پس از مدت کوتاهی مصرف به زباله تبدیل می‌شوند و این زنجیره بی‌وقفه علاوه بر این‌که منابع طبیعی را فرسوده کرده، محیط زیست را نیز تحت فشار سنگینی قرار داده است. در چنین شرایطی، مفهوم «اقتصاد چرخه‌ای» به‌عنوان یکی از راهکارهای بنیادین برای مقابله با بحران ضایعات و کمبود منابع مطرح شده است، مدلی که با بازطراحی فرآیندهای تولید و مصرف، هدف اصلی‌اش نگه‌داشتن مواد در چرخه استفاده و کاهش نیاز به استخراج منابع جدید است.

اقتصاد چرخه‌ای برخلاف اقتصاد خطی که بر پایه استخراج، تولید، مصرف و دورریز شکل گرفته، تلاش می‌کند هر مرحله از زندگی یک محصول را به‌گونه‌ای طراحی کند که بتوان آن را دوباره استفاده، تعمیر، بازسازی یا بازیافت کرد. این مدل در سال‌های اخیر از یک ایده نظری به یک استراتژی جهانی تبدیل شده و بسیاری از دولت‌ها، شرکت‌های بزرگ و استارتاپ‌ها آن را در مرکز سیاست‌های خود قرار داده‌اند. دلیل این توجه گسترده روشن است: منابع طبیعی محدودند، و اگر الگوی مصرف تغییر نکند، جهان با بحران‌هایی بسیار جدی‌تر از آنچه امروز تجربه می‌کنیم روبه‌رو خواهد شد.

یکی از نخستین و مهم‌ترین بخش‌های اقتصاد چرخه‌ای، بازیافت است. اما بازیافت به معنای سنتی آن دیگر پاسخگوی نیازهای امروز نیست. سال‌هاست که بسیاری از کشورها زباله‌ها را جمع‌آوری و بخش کوچکی از آن را بازیافت می‌کنند، اما حجم ضایعات و پیچیدگی مواد به‌کاررفته در محصولات جدید، نیازمند راه‌حل‌هایی بسیار نوآورانه‌تر است. به همین دلیل است که شرکت‌های نوپا و صنایع بزرگ به سمت توسعه فناوری‌هایی رفته‌اند که بتوانند بازیافت را دقیق‌تر، کامل‌تر و کارآمدتر کنند.

برای نمونه در اروپا و آمریکای شمالی، ربات‌های هوشمندی توسعه یافته‌اند که می‌توانند انواع مختلف پلاستیک، فلز، شیشه و کاغذ را با دقت بسیار بالا از هم تفکیک کنند. این ربات‌ها که به هوش مصنوعی مجهز هستند، از طریق تحلیل تصویر، نوع ماده را تشخیص می‌دهند و آن را برای بازیافت دقیق‌تر آماده می‌کنند. این فناوری می‌تواند ضریب خطا را تا حد زیادی کاهش دهد و حجم بیشتری از مواد قابل بازیافت را دوباره وارد چرخه تولید کند. در کنار این پیشرفت‌ها، برخی کشورها از سیستم‌های جمع‌آوری تفکیک‌شده استفاده می‌کنند که به مردم اجازه می‌دهد زباله‌ها را از همان ابتدا دسته‌بندی کنند؛ مدلی که توانسته نرخ بازیافت را در بسیاری از شهرها به‌طور چشمگیر افزایش دهد.

اما اقتصاد چرخه‌ای فقط به بازیافت محدود نمی‌شود. یک بخش مهم دیگر آن، طراحی محصولاتی است که از ابتدا قابل بازیافت، قابل تعمیر یا قابل استفاده دوباره باشند. این همان مرحله‌ای است که بسیاری از شرکت‌ها اکنون در حال بازنگری آن هستند. برای مثال، برخی تولیدکنندگان لوازم الکترونیک در اروپا و آسیا قطعات دستگاه‌ها را به گونه‌ای طراحی می‌کنند که کاربران بدون نیاز به متخصص بتوانند آن‌ها را تعمیر کنند. همچنین استفاده از پیچ و اتصالات استاندارد به‌جای چسب‌ها و مواد غیرقابل جداسازی، فرآیند بازیافت را بسیار آسان‌تر کرده است. این تغییرات نه‌تنها عمر محصولات را افزایش می‌دهد بلکه حجم زباله الکترونیک را که یکی از آلاینده‌ترین انواع پسماندهاست کاهش می‌دهد.

در صنعت نساجی نیز موج جدیدی از توجه به اقتصاد چرخه‌ای شکل گرفته است. صنعت مد یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان زباله در جهان است و بسیاری از لباس‌ها تنها مدت کوتاهی استفاده شده و سپس دور ریخته می‌شوند. برای مقابله با این روند، برخی شرکت‌ها لباس‌هایی تولید می‌کنند که از الیاف بازیافتی ساخته شده‌اند یا امکان بازیافت مجددشان بسیار ساده است. برخی برندهای پیشرو سیستم بازگرداندن لباس‌های قدیمی را ایجاد کرده‌اند تا مشتریان بتوانند لباس‌هایی را که دیگر استفاده نمی‌کنند تحویل دهند و در مقابل تخفیف یا محصول جدید دریافت کنند. این مدل باعث می‌شود مواد اولیه دوباره وارد چرخه تولید شوند و مصرف منابع جدید کاهش یابد.

در کنار صنایع نساجی و الکترونیک، حوزه بسته‌بندی نیز از بخش‌هایی است که اقتصاد چرخه‌ای در آن نقش قابل‌توجهی دارد. بسیاری از شرکت‌های تولید مواد غذایی و کالاهای مصرفی اکنون به‌سمت استفاده از بسته‌بندی‌های قابل‌تجزیه، قابل بازیافت یا ساخته‌شده از مواد بازیافتی حرکت کرده‌اند. برخی شرکت‌ها بطری‌های تولیدشده از پلاستیک جمع‌آوری‌شده از اقیانوس‌ها را وارد بازار کرده‌اند و برخی دیگر سامانه‌های بازگشت بطری را به‌گونه‌ای توسعه داده‌اند که چرخه جمع‌آوری و بازیافت بیشتری ایجاد شود. این اقدامات، علاوه بر کاهش ضایعات، به مصرف‌کنندگان نیز این حس را می‌دهد که هر خرید بخشی از یک تلاش جهانی برای حفظ محیط زیست است.

اقتصاد چرخه‌ای علاوه بر تأثیرات زیست‌محیطی، فضایی تازه برای اشتغال و نوآوری ایجاد کرده است. شرکت‌های نوپا در حوزه بازیافت مواد خاص، تولید محصولات جدید از مواد دورریز و طراحی سیستم‌های جمع‌آوری و تفکیک هوشمند به‌سرعت در حال رشد هستند. در بسیاری از کشورها مشاغلی در زمینه تعمیر، بازسازی و احیای کالا ایجاد شده که به مردم کمک می‌کند به‌جای خرید محصول جدید، از کالای موجود خود استفاده بیشتری کنند. این روند می‌تواند فشار اقتصادی بر خانوارها را کاهش دهد و هم‌زمان محیط زیست را نیز از بار اضافی تولید و مصرف رها کند.

یکی از چالش‌های مهم در مسیر پیاده‌سازی اقتصاد چرخه‌ای، سازوکارهای فرهنگی و رفتاری است. در بسیاری از کشورها هنوز فرهنگ مصرف‌گرایی بر رفتار مردم حاکم است و کالاهایی که کوچک‌ترین مشکلی پیدا می‌کنند فورا با کالای جدید جایگزین می‌شوند. تغییر این رفتار نیازمند آموزش، آگاهی‌رسانی و ایجاد مشوق‌های اقتصادی است. برخی کشورها برای تشویق به بازیافت، سیستم‌های پاداش طراحی کرده‌اند؛ برای مثال شهروندانی که زباله‌های خود را به‌درستی تفکیک کنند یا محصولات قابل‌بازیافت را به سامانه‌های جمع‌آوری تحویل دهند، امتیاز یا تخفیف دریافت می‌کنند. این مدل‌ها می‌تواند انگیزه رفتار صحیح را افزایش دهد و مصرف‌کنندگان را درگیر فرایند بازیافت کند.

چالش دیگر، ساختارهای صنعتی و اقتصادی است که طی ده‌ها سال بر مبنای تولید انبوه و مصرف سریع شکل گرفته‌اند. انتقال از مدل خطی به چرخه‌ای نیازمند تغییر طراحی محصول، اصلاح زنجیره تأمین، سرمایه‌گذاری در فناوری‌های جدید و همکاری میان دولت، شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان است. برخی صنایع هنوز در برابر این تغییر مقاومت می‌کنند، زیرا تصور می‌کنند اقتصاد چرخه‌ای ممکن است سودآوری آن‌ها را کاهش دهد. اما مطالعات متعدد نشان داده‌اند که مدل چرخه‌ای نه‌تنها هزینه‌ها را کاهش می‌دهد، بلکه می‌تواند مزیت رقابتی ایجاد کند؛ زیرا منابع پایدارتر، هزینه‌های تولید کمتر و رضایت مشتری بیشتر به‌همراه دارد.

اقتصاد چرخه‌ای علاوه بر کاهش ضایعات، می‌تواند نقش مهمی در کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای داشته باشد. بسیاری از فرآیندهای تولید صنعتی انرژی‌بر هستند و استفاده دوباره از مواد اولیه به‌جای استخراج و تولید مجدد، می‌تواند میزان مصرف انرژی را تا حد زیادی کاهش دهد. این موضوع برای کشورهایی که متعهد به سیاست‌های جهانی کاهش انتشار کربن هستند، اهمیت ویژه‌ای دارد.

اهمیت دیگر این مدل، حفظ منابع طبیعی برای نسل‌های آینده است. منابعی مانند فلزات کمیاب، آب، چوب و سوخت‌های فسیلی محدودند و اگر روند مصرف به شکل فعلی ادامه یابد، جهان در دهه‌های آینده با کمبودهای جدی روبه‌رو خواهد شد. اقتصاد چرخه‌ای با کاهش اتکا به استخراج منابع جدید، از فشار بر این منابع می‌کاهد و امکان برنامه‌ریزی بلندمدت برای توسعه پایدار را فراهم می‌کند.

با وجود چالش‌ها، تجربه کشورهای پیشرو نشان می‌دهد که اقتصاد چرخه‌ای نه‌تنها امکان‌پذیر است بلکه به‌سرعت می‌تواند به یک موتور رشد تبدیل شود. بسیاری از شهرها در اروپا و آسیا اکنون سیستم‌های کامل مدیریت چرخه‌ای ایجاد کرده‌اند؛ سامانه‌هایی که در آن زباله کمتر به محل دفن می‌رود و بخش بسیار بیشتری دوباره وارد چرخه تولید می‌شود. به‌مرور این مدل می‌تواند به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره تبدیل شود و تأثیری گسترده بر آینده اقتصادی و زیست‌محیطی جهان بگذارد.

بازیافت و اقتصاد چرخه‌ای نه‌تنها یک ضرورت زیست‌محیطی است، بلکه مسیر تازه‌ای برای توسعه اقتصادی، اشتغال، نوآوری و کاهش وابستگی به منابع محدود جهان است. این مدل می‌تواند پایه‌ای باشد برای اقتصادی که با طبیعت همسو است، به‌جای آنکه در برابر آن قرار گیرد. اگر این روند ادامه یابد، جهان آینده نه‌تنها پاک‌تر خواهد بود بلکه پایدارتر و توانمندتر نیز خواهد شد.

دکتر مهدی کریمی تفرشی، پژوهشگر دیپلماسی اقتصادی

آسیانیوز