دکتر مهدی کریمی تفرشی

روزنامه آسیا-شهر هوشمند قرار است کیفیت زندگی را ارتقا دهد، اما آینده‌ای که وعده داده می‌شود، بیش از آن‌که به فناوری وابسته باشد، به نحوه تعریف ما از «رفاه» گره خورده است. 

بحث درباره آینده شهرها، در سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری به فناوری پیوند خورده است. از هوش مصنوعی و اینترنت اشیا تا کلان‌داده و زیرساخت‌های متصل، همه در حال بازتعریف شیوه زندگی شهری هستند. اما آنچه کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، این است که فناوری به‌تنهایی نمی‌تواند تصویر روشنی از آینده ارائه دهد. شهر آینده، پیش از آن‌که محصول ابزارها باشد، نتیجه انتخاب‌هاست؛ انتخاب‌هایی درباره این‌که رفاه چیست، چه چیزی باید اولویت داشته باشد و چه هزینه‌هایی قابل پذیرش است.

در این میان، شهر هوشمند به‌عنوان مدلی مطرح می‌شود که می‌خواهد میان کارایی، پایداری و کیفیت زندگی تعادل برقرار کند. وعده این مدل ساده به نظر می‌رسد: استفاده از فناوری برای کاهش اتلاف منابع، بهبود خدمات عمومی و افزایش رضایت شهروندان. اما در عمل، این تعادل به‌سادگی به دست نمی‌آید. هر تصمیم در حوزه شهری، پیامدهایی دارد که ممکن است در کوتاه‌مدت نامرئی باشند اما در بلندمدت ساختار زندگی را تغییر دهند.

یکی از مهم‌ترین محورهای آینده شهری، مسئله «دسترسی» است. در شهر هوشمند، خدمات از طریق بسترهای دیجیتال ارائه می‌شوند؛ از حمل‌ونقل و سلامت گرفته تا آموزش و خدمات اداری. این تحول می‌تواند زندگی را ساده‌تر و سریع‌تر کند. اما هم‌زمان خطر ایجاد شکاف جدیدی را نیز به همراه دارد: شکاف دیجیتال. کسانی که به فناوری دسترسی ندارند یا مهارت استفاده از آن را ندارند، ممکن است به‌تدریج از چرخه خدمات شهری کنار گذاشته شوند. در این صورت، شهری که قرار بود هوشمند باشد، به شهری نابرابر تبدیل می‌شود.

موضوع دیگر، تغییر در مفهوم «فضای شهری» است. با گسترش خدمات دیجیتال، بسیاری از فعالیت‌هایی که پیش‌تر در فضاهای فیزیکی انجام می‌شدند، به محیط‌های مجازی منتقل شده‌اند. کار، خرید، آموزش و حتی بخشی از تعاملات اجتماعی، دیگر وابسته به حضور فیزیکی نیستند. این تغییر، اگرچه انعطاف‌پذیری بیشتری ایجاد می‌کند، اما می‌تواند به تضعیف پیوندهای اجتماعی و کاهش حس تعلق به شهر منجر شود. شهری که در آن افراد کمتر یکدیگر را می‌بینند، ممکن است از نظر کارکردی کارآمد باشد، اما از نظر اجتماعی دچار خلأ شود.

در همین راستا، مسئله «رفاه» نیازمند بازتعریف است. در بسیاری از مدل‌های شهری، رفاه با سرعت، دسترسی و کارایی سنجیده می‌شود. اما تجربه نشان داده که این معیارها به‌تنهایی کافی نیستند. کیفیت روابط انسانی، احساس امنیت، دسترسی به فضاهای عمومی و حتی امکان تجربه سکوت و آرامش، بخش مهمی از رفاه را تشکیل می‌دهند. اگر شهر هوشمند تنها بر شاخص‌های کمی تمرکز کند، ممکن است بخشی از این ابعاد را نادیده بگیرد.

از سوی دیگر، شهر آینده با چالش‌های محیط‌زیستی نیز مواجه است که نمی‌توان آن‌ها را صرفا با فناوری حل کرد. تغییرات اقلیمی، کمبود منابع و فشار بر زیرساخت‌ها، مسائلی هستند که نیازمند تغییر در الگوهای مصرف و سبک زندگی هستند. شهر هوشمند می‌تواند این تغییر را تسهیل کند، اما نمی‌تواند جایگزین آن شود. اگر شهروندان همچنان به مصرف بی‌رویه ادامه دهند، حتی پیشرفته‌ترین سیستم‌ها نیز با محدودیت مواجه خواهند شد.

دکتر مهدی کریمی تفرشی، پژوهشگر دیپلماسی اجتماعی

آسیانیوز