برآمدن راست افراطی در جهان، بیش از همه نتیجه بحران مهاجرت و رکود اقتصادی و همزمان خلأ جریاناتی بود که بتوانند طبقات فرودست را سازمان داده و درصدد بهبود معیشت و رفاه عمومی برآیند. فقدان نیروهای سیاسی که بهراستی حافظ منافع مردم باشند، فرصتی برای رؤیافروشی جریان راستافراطی فراهم کرد که با وعدههای پرطمطراق و با حمایت لابیهای قدرت و ثروت از اروپا گرفته تا آمریکای لاتین، تصویری خیالی از رفاه و ثروت عرضه کنند. تصویری حبابگونه و هالیوودی که خیلی زود جای خود را به انباشت بحرانهای اقتصادی و دروغگویی و فریبکاری رهبران این جریان داده است.
هرچند اغلب سخنرانیهای رهبران اروپایی، آن هنگام که لب به انتقاد از اسرائیل میگشایند، نمایشی، شعاری و بیشتر برای مصارف انتخاباتی است، با اینهمه نباید این نکته را از نظر دور داشت که نتانیاهو و رژیمش چنان مورد نفرت جامعه جهانی قرار گرفتهاند که رهبران اروپایی حداقل بهخاطر تمایلات هوادارانشان نمیتوانند آن را نادیده بگیرند. در همین راستا، وزیر امور خارجه انگلیس با بیان اینکه رنج تحمیلشده به فلسطینیان لکه ننگی بر وجدان جهان است، پاکسازی قومی در کرانه باختری و شواهد جنایات جنگی در غزه را محکوم کرد.
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اشاره به مذاکرات و ضرورت دستیابی به صلحی عزتمندانه گفت: «همانطور که در جنگ با شجاعت میایستیم، در مذاکره نیز با شجاعت میایستیم. ما زیر بار ظلم نمیرویم، اما صلحی که عزت در آن حفظ شود، قابل پذیرش است.»