بایستگی گذر از نگرش فن سالارانه به رویکرد فرهنگی
یادداشت هفته| دکتر محمد رسولی: ناسازیِ پیشرفت در ایران؛ بایستگیِ گذر از نگرشِ فنسالارانه به رویکردِ فرهنگی
/%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4-%D9%81%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8Cدر نوشتههای کهنترِ مدیریت و برنامهریزی، «پیشرفت» بیشتر با دریافتهای کمّی و مادّی، چون فزونیِ فرآورده ناخالصِ درونمرزی، گسترشِ زیربناهای عمرانی و افزایشِ سنجههای اقتصادی، هممعنا انگاشته شده است. امّا با گذرِ زمان و واکاویِ آزمودههای جهانی، آشکار شده است که این نگرشِ یکسره «فنسالارانه»، پیشرفت را از معنای بنیادینِ آن تهی ساخته است. پیشرفت، بر خلاف فزونی، روندی کیفی است؛ روندی که آماجِ نهاییِ آن، بالا بردنِ گنجایشهای انسانی و بهتر کردنِ توانِ جامعه برای گشودنِ دشواریها و زیستنِ با کرامت است.