حسام لیقوانی
روزنامه آسیا-در ادبیات اقتصاد مالی، جنگ و تنشهای ژئوپلیتیکی همواره در زمره مهمترین عوامل ایجادکننده «شوکهای برونزا» به بازارها قرار گرفتهاند. در چنین شرایطی، سرمایه معمولا از داراییهای پرریسک خارج شده و به سمت داراییهای امنی مانند طلا، دلار یا اوراق خزانه آمریکا حرکت میکند. اما رخدادهای اخیر خاورمیانه نشان میدهد که بازار رمزارزها، بهویژه بیتکوین، دیگر مانند گذشته به اخبار نظامی واکنش نشان نمیدهد و این تغییر، صرفا یک نوسان مقطعی نیست، بلکه میتواند نشانهای از ورود این بازار به مرحلهای جدید از بلوغ باشد.
تغییر ترکیب سرمایهگذاران و منطق واکنش بازار
بازار جهانی داراییهای دیجیتال اکنون ارزشی در حدود ٥/٣ تریلیون دلار دارد که بیش از ١/٢ تریلیون دلار آن متعلق به بیتکوین است. در چنین مقیاسی، قیمت بیتکوین دیگر تنها بازتاب رفتار معاملهگران خرد نیست، بلکه حاصل برآیند تصمیمات صندوقهای سرمایهگذاری، بانکها، شرکتهای مدیریت دارایی و سرمایهگذاران نهادی است. همین تغییر ترکیب سرمایهگذاران، منطق واکنش بازار را نیز دگرگون کرده است.
در بحرانهای ژئوپلیتیکی سالهای گذشته، نخستین واکنش بازار رمزارزها معمولا فروش گسترده و خروج سرمایه بود. اما در تنشهای اخیر خاورمیانه، با وجود حملات نظامی، تهدید امنیت کشتیرانی و نگرانی درباره تنگه هرمز، دامنه نوسان بیتکوین محدود باقی ماند. این رفتار نشان میدهد که سرمایهگذاران امروز بیش از خود جنگ، به پیامدهای اقتصادی جنگ توجه میکنند، تغییری که از منظر اقتصاد کلان، کاملا منطقی است.
نخستین حلقه زنجیره، بازار انرژی است
واقعیت آن است که جنگ بهتنهایی متغیر تعیینکننده قیمت رمزارزها نیست. آنچه بازار را جابهجا میکند، زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی است که از دل بحرانهای ژئوپلیتیکی شکل میگیرد. نخستین حلقه این زنجیره، بازار انرژی است. تنگه هرمز روزانه محل عبور حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت، معادل نزدیک به ۲۰ درصد تجارت جهانی نفت و حدود یکسوم تجارت دریایی گاز طبیعی مایع (LNG) است. هرگونه اختلال در این مسیر، بلافاصله عرضه جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار داده و قیمت نفت را افزایش میدهد.
اما اهمیت افزایش قیمت نفت، صرفا به بازار انرژی محدود نمیشود. نفت یکی از مهمترین نهادههای تولید در اقتصاد جهانی است و افزایش قیمت آن تقریبا تمام زنجیره تولید، حملونقل و خدمات را تحت تأثیر قرار میدهد. برآوردهای صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که افزایش ۱۰ دلاری قیمت نفت میتواند نرخ تورم اقتصادهای واردکننده انرژی را بین ٢/٠ تا ٤/٠ واحد درصد افزایش دهد. اگر این افزایش قیمت پایدار باشد، بانکهای مرکزی ناچار خواهند شد سیاستهای پولی انقباضی خود را برای مدت طولانیتری حفظ کنند.
دقیقا در همین نقطه است که بازار رمزارزها تحت فشار قرار میگیرد. برخلاف سهام شرکتها که سود تقسیمی دارند یا اوراق قرضه که بهره پرداخت میکنند، بیتکوین دارایی بدون جریان درآمدی است. بنابراین هرچه نرخ بهره واقعی افزایش یابد، هزینه فرصت نگهداری بیتکوین نیز بیشتر میشود. تجربه سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ بهخوبی این رابطه را نشان داد؛ زمانی که فدرال رزرو نرخ بهره را از نزدیک صفر به بیش از ۵ درصد رساند و بیتکوین در مقاطعی بیش از ۷۰ درصد از ارزش خود را نسبت به اوج تاریخی از دست داد. از این منظر، بازار رمزارزها بیش از آنکه از «جنگ» بترسد، از «تورم ناشی از جنگ» و واکنش بانکهای مرکزی به آن نگران است.
دگرگونی ساختار بازار نسبت به ادوار گذشته
از سوی دیگر، ساختار بازار نیز نسبت به چند سال گذشته دگرگون شده است. راهاندازی صندوقهای قابل معامله بیتکوین (Spot Bitcoin ETF) یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ این بازار محسوب میشود. ارزش داراییهای تحت مدیریت این صندوقها اکنون از ۱۵۰ میلیارد دلار فراتر رفته است. این حجم از سرمایه، متعلق به صندوقهای بازنشستگی، شرکتهای بیمه، بانکهای سرمایهگذاری و مدیران دارایی است که افق سرمایهگذاری آنها ماهانه یا حتی سالانه است، نه ساعتی و روزانه. طبیعی است که چنین بازیگرانی با انتشار هر خبر نظامی، اقدام به فروش هیجانی داراییهای خود نکنند.
دادههای درونزنجیرهای نیز همین واقعیت را تأیید میکند. در جریان تنشهای اخیر، نه افزایش غیرعادی انتقال بیتکوین به صرافیها مشاهده شد، نه رشد قابل توجه عرضه ارزهای دیجیتال باثبات و نه نشانهای از خروج گسترده سرمایه. برعکس، بخش عمده بیتکوینهای موجود همچنان در کیفپولهایی نگهداری میشوند که بیش از یک سال جابهجا نشدهاند؛ موضوعی که بیانگر افزایش سهم سرمایهگذاران بلندمدت در بازار است.
چشمانداز بازار رمزارزها در آینه تحولات
ارزهای دیجیتال باثبات نیز نقش تازهای در اقتصاد بینالملل پیدا کردهاند. ارزش بازار این داراییها از ۲۶۰ میلیارد دلار عبور کرده و حجم نقلوانتقال روزانه آنها در بسیاری از روزها به دهها میلیارد دلار میرسد. در شرایطی که نظام بانکی سنتی با محدودیتهای ناشی از تحریم، کنترل سرمایه یا اختلالهای ناشی از جنگ مواجه میشود، ارزهای دیجیتال باثبات امکان انتقال سریع، کمهزینه و برونمرزی سرمایه را فراهم میکنند. به همین دلیل، کاربرد آنها دیگر صرفا محدود به معاملات رمزارزی نیست و به تدریج در تجارت بینالملل، تسویههای مالی و حتی پرداختهای فرامرزی نیز جایگاه پیدا کردهاند.
بر همین اساس، آینده بازار رمزارزها را نمیتوان صرفا با تحلیل اخبار سیاسی پیشبینی کرد. اگر تنشهای خاورمیانه در سطحی محدود باقی بماند و جریان صادرات انرژی مختل نشود، احتمالا بازار دوباره تمرکز خود را بر دادههای تورمی، سیاستهای فدرال رزرو و وضعیت نقدینگی جهانی معطوف خواهد کرد. اما اگر بحران به اختلال پایدار در بازار انرژی منجر شود و قیمت نفت برای مدت طولانی در سطوح بالا باقی بماند، فشار تورمی میتواند کاهش نرخ بهره را به تعویق انداخته و تمام داراییهای ریسکی، از جمله رمزارزها، را با کاهش ارزش مواجه کند.
اهمیت توجه به شاخصهای کلان اقتصادی
نکته مهم آن است که در هر دو سناریو، متغیر تعیینکننده نه خود جنگ، بلکه پیامدهای اقتصادی جنگ است. این تفاوت ظریف، مهمترین تحول رفتاری بازار رمزارزها در سالهای اخیر به شمار میرود. به بیان دیگر، بیتکوین دیگر نه یک «طلای دیجیتال» به معنای کلاسیک آن است و نه صرفا یک دارایی سفتهبازانه که با هر خبر سیاسی سقوط کند. این دارایی اکنون بیش از هر زمان دیگری به چرخههای نقدینگی، سیاستهای پولی و شرایط اقتصاد کلان جهانی گره خورده است.
از این رو، سرمایهگذار حرفهای امروز بیش از آنکه اخبار میدان نبرد را دنبال کند، باید به شاخصهای کلان اقتصادی توجه داشته باشد؛ از قیمت نفت و نرخ تورم گرفته تا بازده اوراق خزانه آمریکا، سیاستهای فدرال رزرو، شاخص دلار و جریان ورود سرمایه به صندوقهای ETF بیتکوین. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که این متغیرها قدرت بسیار بیشتری در تعیین مسیر قیمت رمزارزها دارند تا تیترهای خبری مربوط به درگیریهای نظامی.
حرف آخر
در نهایت، میتوان گفت بازار رمزارزها از مرحله «واکنش هیجانی به اخبار» عبور کرده و به سمت «قیمتگذاری بر اساس اقتصاد کلان» حرکت میکند. این بلوغ، هرچند نوسان ذاتی بیتکوین را از بین نبرده است، اما رفتار آن را عقلاییتر کرده و موجب شده سرمایهگذاران به جای واکنش احساسی به هر رویداد ژئوپلیتیکی، بیش از پیش بر متغیرهای بنیادین اقتصاد جهانی تمرکز کنند. شاید مهمترین درس بحران اخیر همین باشد: در اقتصاد امروز، مسیر قیمت بیتکوین بیش از آنکه از میدانهای جنگ عبور کند، از اتاقهای تصمیمگیری بانکهای مرکزی و بازارهای جهانی انرژی میگذرد./آسیانیوز
دیدگاه خود را بنویسید