دکتر مهدی کریمی تفرشی

روزنامه آسیا-خاموشی برق، صورت‌حسابی فراتر از هزینه انرژی برای اقتصاد ایران ایجاد می‌کند. آثار این هزینه پنهان، از خطوط تولید تا بازار مصرف امتداد دارد. برنامه‌های مدیریت مصرف برق در سال‌های اخیر به یکی از واقعیت‌های اقتصاد ایران تبدیل شده است. هر تابستان، جدول‌های خاموشی منتشر می‌شوند و بسیاری از واحدهای صنعتی، کارگاه‌های تولیدی، مراکز خدماتی و حتی اصناف، فعالیت خود را با زمان‌بندی تأمین برق هماهنگ می‌کنند. هر ساعت خاموشی، زنجیره‌ای از هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم را ایجاد می‌کند که بخش بزرگی از آن در هیچ گزارش مالی و هیچ قبض برقی دیده نمی‌شود. همین هزینه‌های پنهان، به‌تدریج بر قیمت تمام‌شده کالاها، سودآوری بنگاه‌ها و قدرت رقابت اقتصاد ایران اثر می‌گذارند.

بسیاری از تحلیل‌ها، خسارت قطعی برق را با توقف خطوط تولید می‌سنجند، در حالی که نقطه آغاز هزینه‌ها، بسیار زودتر از توقف ماشین‌آلات شکل می‌گیرد. مدیر یک کارخانه غذایی، پیش از آغاز خاموشی ناچار است برنامه تولید، شیفت کارکنان، زمان تحویل مواد اولیه و زمان ارسال محصولات را تغییر دهد. همین جابه‌جایی برنامه‌ها، هزینه‌هایی را ایجاد می‌کند که در ظاهر کوچک به نظر می‌رسند، اما در پایان ماه به رقم قابل توجهی تبدیل می‌شوند. کاهش بهره‌وری نیروی انسانی، افزایش زمان انتظار ماشین‌آلات، مصرف دوباره انرژی برای راه‌اندازی خطوط تولید و تأخیر در تحویل سفارش‌ها، بخشی از همین هزینه‌های پنهان هستند.

صنایع غذایی نمونه روشنی از این وضعیت به شمار می‌روند. بسیاری از مواد اولیه، محصولات نیمه‌آماده و کالاهای نهایی باید در دمای مشخص نگهداری شوند. خاموشی، حتی اگر کوتاه‌مدت باشد، فشار بیشتری بر تجهیزات سرمایشی وارد می‌کند. پس از وصل دوباره برق، کمپرسورها با حداکثر توان شروع به کار می‌کنند و همین موضوع، استهلاک تجهیزات را افزایش می‌دهد. در مواردی نیز تغییر دمای مواد اولیه، کیفیت محصول را کاهش می‌دهد و بخشی از تولید از چرخه مصرف خارج می‌شود. چنین خسارتی در آمار رسمی قطعی برق ثبت نمی‌شود، اما هزینه آن مستقیما بر دوش تولیدکننده قرار می‌گیرد.

کارخانه‌هایی که با خطوط تولید پیوسته فعالیت می‌کنند، آسیب بیشتری می‌بینند. در صنایع فولاد، سیمان، شیشه، پتروشیمی و برخی صنایع شیمیایی، توقف ناگهانی فرآیند تولید تنها به معنای خاموش شدن دستگاه‌ها نیست. راه‌اندازی دوباره این خطوط، زمان، انرژی و مواد اولیه بیشتری مصرف می‌کند و گاهی بخشی از محصول در حال تولید نیز از بین می‌رود. همین مسئله باعث شده است بسیاری از فعالان صنعتی، خسارت واقعی خاموشی را بسیار فراتر از ارزش برق مصرف‌نشده ارزیابی کنند.

زنجیره تأمین نیز از این وضعیت بی‌نصیب نمی‌ماند. هنگامی که یک کارخانه نتواند سفارش خود را در موعد مقرر تحویل دهد، شرکت حمل‌ونقل برنامه خود را تغییر می‌دهد، انبار مقصد با کمبود کالا روبه‌رو می‌شود و خرده‌فروش نیز برای پاسخ به تقاضای بازار با مشکل مواجه خواهد شد. در ظاهر، تنها یک واحد تولیدی چند ساعت برق نداشته است، اما در عمل، حلقه‌های متعددی از زنجیره اقتصاد تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. هر حلقه نیز هزینه‌ای را به قیمت نهایی کالا اضافه می‌کند.

بخش خدمات نیز تصویر مشابهی دارد. مراکز داده، شرکت‌های فناوری، فروشگاه‌های زنجیره‌ای، بیمارستان‌های خصوصی، هتل‌ها، مجتمع‌های تجاری و هزاران کسب‌وکار کوچک برای حفظ تداوم فعالیت خود به سراغ دیزل‌ژنراتور یا سامانه‌های برق اضطراری رفته‌اند. خرید، نصب، سوخت، نگهداری و تعمیر این تجهیزات، سرمایه‌ای را جذب می‌کند که در شرایط عادی می‌توانست صرف توسعه کسب‌وکار، نوسازی تجهیزات یا افزایش اشتغال شود. در واقع، بخشی از سرمایه‌گذاری بنگاه‌ها امروز برای جبران ریسک خاموشی هزینه می‌شود.

همین تغییر جهت سرمایه، یکی از مهم‌ترین هزینه‌های پنهان اقتصاد است. سرمایه‌ای که باید به توسعه اختصاص پیدا کند، صرف حفظ وضعیت موجود می‌شود. چنین روندی در کوتاه‌مدت شاید تنها یک تصمیم مدیریتی به نظر برسد، اما در بلندمدت، سرعت رشد بنگاه‌ها را کاهش می‌دهد و توان رقابت آن‌ها را در بازارهای داخلی و صادراتی تحت تأثیر قرار می‌دهد. سرمایه‌گذاری، بیش از هر چیز به ثبات و قابلیت پیش‌بینی نیاز دارد. دسترسی پایدار به برق، یکی از مهم‌ترین معیارهای ارزیابی فعالان اقتصادی برای آغاز یا توسعه یک فعالیت تولیدی است. هرگونه اختلال در این زیرساخت، محاسبات اقتصادی بنگاه‌ها را تغییر می‌دهد.

صادرات نیز از همین مسیر آسیب می‌بیند. بازارهای خارجی بر پایه زمان‌بندی دقیق، کیفیت ثابت و تعهد در تحویل کالا شکل می‌گیرند. هر بار که تولید یک سفارش صادراتی با وقفه روبه‌رو می‌شود، اعتبار تولیدکننده نیز در معرض آسیب قرار می‌گیرد. در بسیاری از بازارهای رقابتی، خریدار خارجی تنها یک بار تأخیر را تحمل می‌کند و سپس به سراغ تأمین‌کننده دیگری می‌رود. بازگرداندن چنین مشتریانی معمولا هزینه‌ای بسیار بیشتر از حفظ آن‌ها دارد.

یکی دیگر از هزینه‌هایی که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، فرسودگی زودهنگام تجهیزات است. نوسان‌های ناشی از قطع و وصل برق، عمر مفید بسیاری از ماشین‌آلات صنعتی، سامانه‌های کنترل، موتورهای الکتریکی و تجهیزات الکترونیکی را کاهش می‌دهد. هزینه جایگزینی این تجهیزات در سال‌های اخیر، با توجه به افزایش قیمت ارز و دشواری واردات برخی قطعات، به مراتب سنگین‌تر از گذشته شده است. بنابراین هر خاموشی، علاوه بر اختلال در تولید، بخشی از سرمایه فیزیکی بنگاه را نیز مستهلک می‌کند.

اقتصاد ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به سرمایه‌گذاری مولد، افزایش بهره‌وری و تقویت رقابت‌پذیری نیاز دارد و برق، زیرساختی است که بر تصمیم سرمایه‌گذار، برنامه تولیدکننده، هزینه مصرف‌کننده و جایگاه رقابتی اقتصاد کشور اثر می‌گذارد. صورت‌حساب واقعی خاموشی در ده‌ها شاخص اقتصادی توزیع می‌شود: از کاهش بهره‌وری و افت تولید گرفته تا افزایش هزینه سرمایه‌گذاری، کاهش توان صادراتی، فرسودگی تجهیزات و رشد قیمت کالاها. هر گامی که به کاهش این هزینه‌های پنهان بینجامد، در عمل سرمایه‌گذاری برای آینده اقتصاد ایران خواهد بود.

دکتر مهدی کریمی تفرشی، پژوهشگر دیپلماسی اقتصادی

آسیانیوز