دکتر محمدرضا سعیدی
شهرها با ما سخن میگویند
/%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%A7-%D8%B3%D8%AE%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AFشهر فقط مجموعهای از خیابانها و ساختمانها نیست، شهر با صداهایش نفس میکشد و هویت مییابد. صداها نهتنها محیط را پر میکنند، بلکه حافظهای پنهان از تاریخ اجتماعی و فرهنگی را در خود ذخیره دارند. هر صدای شهری، روایتی از زندگی مردم و جایگاه اجتماعی آنان است. در محلههای پرتراکم و صنعتی، صدای ترافیک و کارگاهها پژواک زیست روزمره طبقات کارگر است، در حالی که سکوت نسبی، صدای طبیعت یا موسیقی ملایم در محلههای مرفه، نشانهای از آرامش و امکان کنترل محیطی به شمار میآید (کمیته شهرسازی، ۱۳۹۸، ص. ۲۴).
استخوان شکسته؛ تأملی دوباره در آغاز تمدن
/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%AA%D8%A3%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86بحث درباره آغاز تمدن معمولا به نشانههایی چون کشاورزی، شهرنشینی یا اختراع خط گره میخورد. با این حال، در انسانشناسی فرهنگی، تعریفی عمیقتر از تمدن مطرح شده است؛ تعریفی که بهجای ابزار و سازه، بر رفتار انسانی و مناسبات اخلاقی تأکید دارد. در این چارچوب، روایتی مشهور و پرکاربرد در آموزش انسانشناسی، آغاز تمدن را با «مراقبت از انسان آسیبدیده» پیوند میزند؛ روایتی که از نظر مفهومی با اندیشههای مارگارت مید همخوان است.
استعارهها و امکان بازنگری اندیشه
/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%D9%87دهههای اخیر شاهد دگرگونی جایگاه استعاره در مطالعات زبان و شناخت بوده است. استعاره که زمانی ابزاری برای آراستن سخن تلقی میشد، با انتشار کتاب «استعارههایی که با آن زندگی میکنیم» از جورج لیکاف و مارک جانسون، وارد مرکز پژوهشهای شناختی شد و بهعنوان ساختاری برای سازماندهی تفکر معرفی گردید (لیکاف و جانسون ۱۳۸۲). این دیدگاه، رابطه زبان، تجربه بدنی و ساخت جهان اجتماعی را بازتعریف میکند.