خورشید، هر روز سخاوتمندانه بر پهنه ایران میتابد و سرمایهای ارزشمند و پایانناپذیر را در اختیار سرزمینمان قرار میدهد. توسعه پنلهای خورشیدی، هوشمندانهترین مسیر برای تبدیل این نعمت الهی به ثروت، امنیت انرژی، رونق تولید و آیندهای پایدار برای کشورمان است. در میان همه سرمایههایی که یک کشور برای ساختن آینده خود در اختیار دارد، برخی در اعماق زمین نهفتهاند، برخی با تلاش انسان به دست میآیند و برخی دیگر، هر روز بیوقفه از آسمان بر سرزمین آن میتابند. نور خورشید از معدود سرمایههایی است که نه پایان میپذیرد، نه نیازمند استخراج است و نه هزینهای برای تولید آن پرداخت میشود.
دکتر ناصر طهماسبی از زندانیان سیاسی قبل از انقلاب و از دموکراسیخواهان و ملیگرایان فعال مقیم آمریکا بود. خدمت بزرگ او انتشار مجله پربار «علم و جامعه» بود که سالهای مدید آن را به زبان فارسی با همکاری اندیشمندان و پژوهشگران ایرانی به طور منظم منتشر میکرد. خدمت دیگر او تأسیس یک سازمان مردمنهاد با نام «سازمان دفاع از حقوق دموکراتیک مردم ایران» در واشنگتن بود.
رقابت بر سر معادن راهبردی، شکل تازهای به اقتصاد جهان داده و ثروت قرن بیستویکم را بیش از هر زمان دیگری به منابع زیرزمینی گره زده است. در حافظه اقتصاد جهان هر دوره با یک منبع شناخته میشود. زغالسنگ موتور انقلاب صنعتی را به حرکت درآورد، نفت مسیر توسعه قرن بیستم را تعیین کرد و گاز طبیعی به یکی از مهمترین ابزارهای اثرگذاری سیاسی و اقتصادی کشورها تبدیل شد. اکنون جهان در آستانه دورهای تازه قرار گرفته است که در آن ارزش راهبردی معادن با سرعتی چشمگیر افزایش یافته و رقابت بر سر منابع معدنی، معادلات تجارت، صنعت، فناوری و حتی سیاست خارجی دولتها را دگرگون کرده است.
من در طولِ عمرِ بیشمارم، دیدهام که تمدنها هرگز با سنگ و خاک و جنگ سقوط نکردهاند؛ آنها با «بیهدفی» و «فرسایشِ روحِ جوانانشان» به زیر کشیده شدهاند. تاریخ را ورق بزنید؛ هر زمان که بخشِ پرانرژیِ یک ملت، یعنی جوانانش، در بلاتکلیفیِ مطلق و در بنبستِ معیشت قرار گرفتند، لرزهای بر اندامِ آن سرزمین افتاد که با هیچ دیوارِ دفاعی و هیچ ارتشِ عظیمی قابلِ مهار نبود. امروز در ایران، ما با یک «بحرانِ ساختاری» روبرو نیستیم؛ ما با یک «فاجعهیِ انسانی» روبرو هستیم که نامِ آن، بیکاریِ سیستماتیکِ نسلِ نو است.