سالهاست که نیروی کار مهاجر افغان در بخشهای کلیدی و اغلب پرزحمت اقتصاد ایران، از جمله ساختوساز، کشاورزی و خدمات، نقش حیاتی ایفا کرده است. این نیرو، با دستمزدهای پایینتر نسبت به نیروی کار ایرانی، بهعنوان یک اهرم مهم برای حفظ حاشیه سود تولیدکنندگان و تأمینکنندگان عمل میکرد. حضور آنها، به تثبیت هزینههای تولید کمک کرده و امکان ارائه کالا و خدمات با قیمتهای رقابتی را فراهم میساخت.
در جریان جنگ ۱۲روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی، جامعه ایران آزمونی مهم در حوزه تولید، مدیریت منابع و کنترل بازار را پشت سر گذاشت. این بحران نشان داد ظرفیت تولید داخلی و حمایتهای دولتی تا چه حد میتواند ثبات اقتصادی و اجتماعی را حفظ کند. در روزهای ابتدایی جنگ، دولت با صدور دستورالعملهایی برای استمرار تولید، تأمین مواد اولیه، تثبیت قیمتها و تسهیل لجستیک، مانع از اختلال در بازار شد. بسیاری از کارخانهها شبانهروزی فعالیت کردند و تولیدکنندگان داخلی در حوزههای غذایی، بهداشت و دارو، نقش اصلی را در تأمین نیازها ایفا کردند.
قاره آفریقا با جمعیت جوان، منابع طبیعی غنی و رشد اقتصادی فزاینده، به یکی از جذابترین بازارهای هدف برای کشورهای صادرکننده در سراسر جهان تبدیل شده است. این قاره با 54 کشور و جمعیتی بالغ بر 1.4 میلیارد نفر، پتانسیل عظیمی برای جذب کالاها و خدمات متنوع دارد. در سالهای اخیر، بسیاری از قدرتهای اقتصادی جهان، از جمله چین، هند، ترکیه، و کشورهای اروپایی، با درک این پتانسیل، سرمایهگذاریهای سنگینی در آفریقا انجام داده و سهم قابلتوجهی از بازارهای این قاره را به خود اختصاص دادهاند. اکنون، ایران نیز با نگاهی استراتژیک، گامهای جدی برای افزایش سهم صادراتی خود در این قاره برداشته است.
در سال 1403 که تقریبا آخرین سال عملکرد شورای عالی هشتم بود، بسیاری از تصمیمات و برنامهریزیهایی که در طی دوره شورای هشتم انجام شده بود، خوشبختانه به نتیجه رسید و با عبور از مراحل قانونی، تصویب و به مؤسسات ابلاغ شد. ما در سال 1403 صد و یازده میلیارد تومان درآمد داشتیم که صد و پنج میلیارد تومان از این درآمد، برای امور جاری جامعه هزینه شد.