رقابت قدرتهای بزرگ، تحولات فناوری، بحرانهای اقتصادی و تغییرات جمعیتی باعث شده آینده نظم جهانی بیش از هر زمان دیگری با ابهام و سناریوهای متفاوت همراه باشد. در دهههای گذشته، بسیاری از تحلیلگران از نظام بینالمللی بهعنوان ساختاری با محوریت قدرت ایالات متحده یاد میکردند. نفوذ گسترده اقتصادی، برتری نظامی و نقش تعیینکننده آمریکا در نهادهای بینالمللی باعث شده بود این کشور جایگاه ویژهای در مدیریت تحولات جهانی داشته باشد. با این حال، رشد قدرتهای جدید و افزایش رقابتهای ژئوپلیتیکی شرایط را بهتدریج تغییر داده است.
اقتصاد سبز از یک ایده محیطزیستی به یک چارچوب راهبردی در سطح جهانی تبدیل شده و مسیر آینده آن به نحوه مواجهه دولتها، بازارها و فناوری با محدودیت منابع وابسته است.
شهر هوشمند قرار است کیفیت زندگی را ارتقا دهد، اما آیندهای که وعده داده میشود، بیش از آنکه به فناوری وابسته باشد، به نحوه تعریف ما از «رفاه» گره خورده است.
در ادبیات اقتصاد مالی، جنگ و تنشهای ژئوپلیتیکی همواره در زمره مهمترین عوامل ایجادکننده «شوکهای برونزا» به بازارها قرار گرفتهاند. در چنین شرایطی، سرمایه معمولا از داراییهای پرریسک خارج شده و به سمت داراییهای امنی مانند طلا، دلار یا اوراق خزانه آمریکا حرکت میکند. اما رخدادهای اخیر خاورمیانه نشان میدهد که بازار رمزارزها، بهویژه بیتکوین، دیگر مانند گذشته به اخبار نظامی واکنش نشان نمیدهد و این تغییر، صرفا یک نوسان مقطعی نیست، بلکه میتواند نشانهای از ورود این بازار به مرحلهای جدید از بلوغ باشد.