در نگاه جامعهشناسان کارکردگرا، بهویژه تالکوت پارسونز، جامعه همچون یک نظام زنده و پیچیده در نظر گرفته میشود که بقای آن در گرو هماهنگی، تعادل و عملکرد درست اجزای گوناگون آن است. در این رویکرد، هر نهاد اجتماعی نقشی مشخص در حفظ نظم، ثبات و استمرار حیات جمعی ایفا میکند. خانواده، آموزش، دین، اقتصاد، سیاست و نهادهای امدادی، هر یک به سهم خود بخشی از سازوکار بقا و بازتولید جامعه را تشکیل میدهند. از این منظر، جامعه تنها مجموعهای از افراد نیست، بلکه شبکهای از روابط، ارزشها، هنجارها و نقشهای بههمپیوسته است که در شرایط عادی، حیات اجتماعی را سامان میدهد و در شرایط بحرانی، در معرض تهدید و اختلال قرار میگیرد.
دکتر عبدالمجید ارفعی، پژوهشگر برجسته زبانهای باستانی و نامدارترین مترجم ایرانی استوانه کوروش کبیر ـ معروف به منشور حقوق بشر ـ هم چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴ در ۸۶ سالگی از رنج بیماری ریوی رها شد. کتاب او را که همان ترجمه منشور کورش از انتشارات فرهنگستان هنرقبل از انقلاب بود، سالها پیش، از دکتر فریده معتکف مدیر انجمن ایرانشناسی قدیم هدیه گرفتم. دستخط دکتر معتکف بر صفحه اول کتاب را در ماهنامه حافظ چاپ کردهام.
از مزرعه تا قفسه فروشگاه، داستان اقتصاد واقعی روایت میشود. داستانی که در آن پرسش اصلی این نیست که چه میزان تولید کردهایم، بلکه این است که چه میزان «ارزش» خلق کردهایم. سالهاست اقتصاد ایران، بهویژه در حوزه منابع طبیعی و کشاورزی، با پدیده خامفروشی مواجه بوده است، پدیدهای که در ظاهر ساده و کمهزینه به نظر میرسد، اما در واقع به معنای واگذاری بخش عمدهای از سود و فرصتهای اشتغال به حلقههای بعدی زنجیره است.
در انقلاب فرانسه، پول دیگر تنها وسیله خرید نبود؛ تبدیل شد به نمادی از آشفتگی اقتصادی، بیاعتمادی مردم و فشارهای اجتماعی که زندگی روزمره را مختل کرد. تجربه آسینیـا نشان داد حتی ابزارهایی با پشتوانه واقعی، بدون مدیریت درست میتوانند به بحرانی گسترده و طولانیمدت تبدیل شوند.