پروژههای توسعهای زمانی میتوانند به سرمایه اجتماعی تبدیل شوند که مردم خود را بخشی از فرآیند تصمیمگیری بدانند و نسبت به شیوه اجرا، هزینهها و نتایج آن آگاهی داشته باشند. توسعه، در ظاهر مفهومی روشن و مثبت به نظر میرسد؛ ساخت جاده، توسعه حملونقل، ایجاد زیرساختهای شهری، احداث مراکز خدماتی یا اجرای طرحهای عمرانی، همگی معمولا با هدف بهبود کیفیت زندگی انجام میشوند.
جهان امروز بیش از هر دورهای پر از ارتباط، صدا و حضور دائمی انسانهاست؛ با این حال احساس تنهایی، آرام و بیصدا به یکی از عمیقترین تجربههای زندگی مدرن تبدیل شده است.
در جهان امروز، سرعت تولید و مصرف به حدی رسیده که بسیاری از نظامهای اقتصادی دیگر توان مدیریت حجم عظیم ضایعات را ندارند. کالاهایی که روزگاری ارزشمند و قابل استفاده بودند، اکنون تنها پس از مدت کوتاهی مصرف به زباله تبدیل میشوند و این زنجیره بیوقفه علاوه بر اینکه منابع طبیعی را فرسوده کرده، محیط زیست را نیز تحت فشار سنگینی قرار داده است. در چنین شرایطی، مفهوم «اقتصاد چرخهای» بهعنوان یکی از راهکارهای بنیادین برای مقابله با بحران ضایعات و کمبود منابع مطرح شده است، مدلی که با بازطراحی فرآیندهای تولید و مصرف، هدف اصلیاش نگهداشتن مواد در چرخه استفاده و کاهش نیاز به استخراج منابع جدید است.
رقابت قدرتهای بزرگ، تحولات فناوری، بحرانهای اقتصادی و تغییرات جمعیتی باعث شده آینده نظم جهانی بیش از هر زمان دیگری با ابهام و سناریوهای متفاوت همراه باشد. در دهههای گذشته، بسیاری از تحلیلگران از نظام بینالمللی بهعنوان ساختاری با محوریت قدرت ایالات متحده یاد میکردند. نفوذ گسترده اقتصادی، برتری نظامی و نقش تعیینکننده آمریکا در نهادهای بینالمللی باعث شده بود این کشور جایگاه ویژهای در مدیریت تحولات جهانی داشته باشد. با این حال، رشد قدرتهای جدید و افزایش رقابتهای ژئوپلیتیکی شرایط را بهتدریج تغییر داده است.