نظم جهانی امروز در وضعیتی ایستاده که هنوز ردپای قدرتهای بزرگ در آن پررنگ است، اما توان تعیین مسیر به شکل یکجانبه و بیرقیب، دیگر مثل گذشته عمل نمیکند.
موفقیت در یک کارخانه صنایع غذایی فقط نتیجهی دستگاهها، فرمولها یا استانداردها نیست، نتیجهی نگرش و رهبری روزانهی مدیران و تلاش هماهنگ تیمی است که به کیفیت غذا و اعتماد مردم باور دارد. این صنعت، صنعتی است که هر اشتباه کوچک میتواند اثر بزرگ داشته باشد و هر تصمیم درست میتواند اعتبار و آیندهی مجموعه را بسازد. مدیریت در چنین محیطی یعنی رهبریِ افراد، بهبودِ فرایندها و ساختن فرهنگی که همه در آن احساس ارزشمند بودن و اثرگذار بودن کنند.
چارلز تیلی معتقد است کنش جمعی و پایداری گروهها محصول تصادف نیست، بلکه برآیند پنج عنصر است: منافع (سود و زیان مشترک)، سازماندهی (ساختار گروهها)، بسیج (کنترل منابع)، فرصت ـ تهدید (شرایط محیطی) و عمل جمعی. او تأکید دارد که قدرت یک جامعه در مواجهه با بحران، به میزان توانایی آن در تبدیل منابعِ پراکنده به کنش سازمانیافته بستگی دارد.
منابع انسانی قلب تپنده هر سازمان است، جایی که انرژی، خلاقیت و انگیزه افراد، موتور واقعی رشد را روشن میکند. هیچ فرایند پیچیدهای، هیچ تکنولوژی پیشرفتهای و هیچ استراتژی بزرگی بدون حضور انسانهای توانمند و باانگیزه معنا پیدا نمیکند. اگر بخواهیم یک سازمان پایدار و اثرگذار بسازیم، باید ابتدا روی انسانها سرمایهگذاری کنیم، روی ذهن، احساس، مهارت و امید آنها.